خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 11:26کد خبر27025

پیش از ظهر، چند نفر از بستگان آمدند و به زیارت امام رفتند. عفت هم به زیارت امام رفت و پانصد تومان هم عیدى از امام گرفت؛ خیلى خوشحال است. خانم دکتر لى - پزشک طب سوزنى اهل کره جنوبى که در ایران کار مى کند - براى مسلمان شدن آمد. توضیحاتى درباره علت مسلمان

پیش از ظهر، چند نفر از بستگان آمدند و به زیارت امام رفتند. عفت هم به زیارت امام رفت و پانصد تومان هم عیدى از امام گرفت؛ خیلى خوشحال است.

خانم دکتر لى - پزشک طب سوزنى اهل کره جنوبى که در ایران کار مى کند - براى مسلمان شدن آمد. توضیحاتى درباره علت مسلمان شدنش داد. با خواندن قرآن با ترجمه انگلیسى، توجه پیدا کرده که اسلام نسبت به ادیان دیگر، کامل تر است و چیزهایى که در قرآن دیده، در بودیسم و مسیحیت ندیده است و احساس نیاز به دین هم دارد. شهادتین را به اضافه اعتراف به آخرت و امامت و ائمه و عدل الهى ادا کرد. کمى از تکالیف [دینى] برایش صحبت کردیم و قرار شد معلمى بگیرد؛ بعضى ها درباره ایشان تردید دارند و او را عنصرى سیاسى مى دانند؛ ولى در طول دو سه سالى که آشناست، نقطه ضعفى از او مشاهده نکرده ایم.

عصر، آقاى [مجید] انصارى از دفتر امام آمد و انتقاداتى به صداوسیما داشت؛ ازجمله، کمى برنامه تلویزیون در روز عید غدیر. احمدآقا هم آمد و همین ها را گفت.

امروز، امام در سخنرانى براى ملاقات کنندگان، از دولت به شدت حمایت کردند و از مخالفان دولت که پس از بیانات امام در مورد بخش خصوصى، اعمال گذشته دولت را مخالف شرع معرفى مى کردند، به سختى انتقاد فرمودند. در حقیقت، اظهارات من را که در جمعه گذشته گفته بودم، و مورد انتقاد محافظه کاران بود، تأیید کردند. شب، اخوى زاده محمد آمد. راجع به دانشگاه ها و بیمارستان ها اطلاعاتى داد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا