خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 11:14کد خبر27014

صبح زود در راه مجلس، سرى به نمایشگاه بین المللى تهران زدم. مشغول آماده کردن غرفه ها - براى چند روز دیگر که با شرکت 37 کشور افتتاح مى شود - هستند. انبار اشیای عتیقه و اجناس قیمتى بنیاد مستضعفان را بازدید کردم؛ خیلى عجیب و عظیم است. این گونه اجناس را از خانه

صبح زود در راه مجلس، سرى به نمایشگاه بین المللى تهران زدم. مشغول آماده کردن غرفه ها - براى چند روز دیگر که با شرکت 37 کشور افتتاح مى شود - هستند. انبار اشیای عتیقه و اجناس قیمتى بنیاد مستضعفان را بازدید کردم؛ خیلى عجیب و عظیم است. این گونه اجناس را از خانه هاى عوامل رژیم شاه که اموال شان مصادره شده، جمع کرده اند. هزاران قطعه اشیای نفیس است که بعضى از آنها عتیقه و گران قیمت است و مى تواند چند موزه را پرکند. تا به حال حفظ شده و باید براى آینده آنها فکرى کرد. بعضى از آنها باید به فروش برود و بعضى ها را هم باید در موزه ها نگه داشت. قرار است اشیای قابل فروش، پشتوانه ساختمان هاى بنیاد مستضعفان باشد.

ساعت هشت صبح، به دفترم رفتم. گروهى از باختران آمده بودند و به نفع آقاى زرندى علیه مخالفان ایشان حرف داشتند و از آقاى [محمدعلى] موحدى کرمانى امام جمعه هم شاکى بودند. در باختران، دو جریان محافظه کار و رادیکال اختلاف دارند. [اعضاى] کمیته برگزارى هفته جنگ آمدند. گزارش کار و برنامه ها را دادند و من هم نظراتى ابراز کردم.

معاونان فرمانده نیروى زمینى آمدند. گزارشى از گردان هاى جدیدالتأسیس «قدس» دادند که جالب است؛ پنجاه و سه گردان در میدان دارند که از افراد احتیاط تشکیل شده است. فرمانده دانشکده افسرى گفت، داوطلب [براى دوره افسرى] خیلى کم دارند - به علت مشکلات تحصیل و کمى حقوق ارتشیان - و نیاز کشور را تأمین نمى کند. آقاى کامران راجع به [تصدى مسئولیت] اطلاعات ارتش، سرهنگ هاشمى را پیشنهاد داد.

آقاى بهزاد نبوى همراه آقاى [محمدامین] سازگارا آمد. سازگارا شرح ماجراى بازداشت و آزادی اش را داد. در رابطه با انفجار ساختمان نخست وزیرى از ایشان بازجویى شده است. سپس به دستور امام، با دو سه نفر دیگر آزاد شده اند. قرار شده بازجویى [از متهمین پرونده] در محیط خارج [از زندان] انجام شود که بوى باندبازى و حرکت سیاسى نداشته باشد و مسئولان را به صرف آنها، بدنام نکنند. آقاى [احمد] توکلى آمد. راجع به اساسنامه شرکت مسکن بنیاد مستضعفان، پیشنهاداتى داشت. عینک ساز براى اندازه گرفتن عینکم آمد.

عصر، در جلسه شوراى عالى دفاع شرکت کردم. بحث بیشتر در مورد ترمیم حقوق ارتشى ها بود. سپس با فرماندهان سپاه و نیروى زمینى و رییس جمهور جلسه داشتیم. طرح هاى آقایان محسن رضایى و صیاد [شیرازى] را براى آخرین بار، مورد بحث قرار دادیم و بالاخره طرح محسن [رضایى] پذیرفته شد. طبق پیشنهاد خود صیاد و موافقت امام، قرار شد محسن فرمانده عملیات و صیاد به عنوان معاون او عمل کنند؛ اما فقط خود ما از این تصمیم مطلع باشیم. صیاد با اینکه این نتیجه، با پیشنهاد خودش به دست آمده بود، ناراحت بود، ولى پذیرفت؛ تا ببینیم چه خواهد شد. مدت ها است که زمزمه عملیات بزرگ و تهاجمى بر سر زبان ها است، و رسانه ها درباره آن تحلیل و گمانه زنى دارند و نیروهایى به این عنوان به جبهه رفته اند.

سپس جلسه سران قوا، با حضور احمدآقا و [على اکبر ولایتى] وزیر امور خارجه تشکیل شد. راجع به [فروش] نفت [به] سوریه بحث شد که به قرارداد عمل نمى کند. قرار شد دو ماه مهلت پرداخت بدهیم و اگر نپرداختند، صدور نفت را قطع کنیم.

راجع به وضعى که آقاى دکتر [محمود] کاشانى در لاهه که درگیرى با داوران دیگر دارد، با حضور آقاى [گودرز] افتخار جهرمى، بحث شد. نخست وزیر بنا دارد آقاى کاشانى را بردارد و مدعى شد او درگیر شده و نخست وزیر مى تواند او را بردارد. قرار شد به نامه مونز، در خصوص نصب داور [به جاى دکتر محمود کاشانى] و تهدید به انتخاب رییس اعتراض شود. سعى شود در مورد ادعاهاى کنسرسیوم نفت به مصالحه برسند. درباره سفر رییس جمهور به سوریه و لیبى و الجزایر هم بحث شد. دیروقت به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا