22 يوليو 1983
صبح زود، از وضع جبهه استفسار كردم. معلوم شد، تغيير مهمى پيش نيامده است. دو سه ارتفاع ديگر را هم گرفتهايم. ریيسجمهور از آقاى سرهنگ صياد [شيرازى] نقل مىكردند كه حدود سه هزار نفر از عراقيها كشته شدهاند و وضع ما خوب است. به خاطر اشكالات مي…
21 يوليو 1983
صبح زود به مجلس رفتم. صبحانه را در آنجا خوردم. گزارش ها مى گفت، دیشب رزمندگان ما، پادگان حاج عمران را تصرف کرده اند. از تیمسار ظهیرنژاد پرسیدم؛ برعکس خبر از نتایج منفى داد. گزارش را به او گفتم، دست پاچه شد. چند دقیقه بعد، خبر مرا تأیید کرد.…
20 يوليو 1983
تا ساعت هشت صبح، مطالعه گزارش ها و امضاى احکام کارکنان، وقتم را گرفت. صبح زود، تلکس ها خبر دادند که دیشب، در غرب پیرانشهر، نیروهاى ما از قرارگاه حمزه سیدالشهدا، با هدف تسخیر پادگان حاج عمران عراق، حمله اى را آغاز کرده اند. خبرهاى اولیه مى گ…
19 يوليو 1983
اداره مجلس را به عهده آقاى یزدى گذاشتم و همراه اعضاى [مجلس] خبرگان به زیارت امام رفتم. خبرگان و محافظان شان بودند. آیت الله مشکینى، کمى صحبت کردند و سپس امام، نصایحى فرمودند. در خانه، چند روز خاطرات عقب مانده را نوشتم. چند صفحه هم از مقاله …
18 يوليو 1983
تا ساعت هشت صبح، احکام ترفیعات جدید [کارکنان مجلس شوراى اسلامى] را امضا کردم. ساعت هشت، جلسه [مجلس] خبرگان تشکیل شد و پیشرفت خوبى داشتیم. از آقاى امامى کاشانى خواستم، نمازجمعه این هفته را اقامه نمایند. ظهر با آقاى [صادق] احسانبخش، امام جمعه…
17 يوليو 1983
بعد از نماز، در حیاط منزل، مشغول مطالعه و تنظیف استخر شدم. آب را کلر زده ام، تمیز شده است. بعد از صبحانه، محسن، براى کار به سازمان انرژى اتمى رفت. دانشگاهش موافقت کرده که یک ماه کار در حین آموزش را در مؤسسات ایران بگذراند. ساعت سه و نیم به …
16 يوليو 1983
بعد از نماز براى شرکت در جلسه خبرگان به طرف قم حرکت کردم. ساعت هفت و نیم صبح به مدرسه فیضیه رسیدم. قبل از جلسه، در اتاق مرحوم صاحب الدارى - دفتر مدرسه - با جمعى از مدرسین، مذاکره کردیم. آقاى [محى الدین] حائرى شیرازى، بخشى از مطالب پیام امام…
15 يوليو 1983
تا ساعت ده و نیم صبح، در خانه مطالعه کردم. براى اقامه نمازجمعه، به دانشگاه تهران رفتم. هوا خیلى گرم بود؛ بعد از نماز به خانه آمدم. استخر خانه، کوچک است؛ حوض بزرگى است. با توصیه پزشکان به خاطر درد کمر ناچارم شنا بکنم. مشکل است که از استخرهاى…
14 يوليو 1983
صبح زود به مجلس رفتم. تا ساعت نه صبح، گزارش ها را خواندم و نظارتى بر کارهاى مقدماتى مجلس خبرگان نمودم. ساعت نه، جلسه [مجلس] خبرگان [رهبرى] شروع شد. قرآن و پیام امام و سخنرانى آقاى مهدوى کنى [رییس هیأت مرکزى نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان] و …
13 يوليو 1983
تا ساعت چهار بعد از ظهر، در خانه بودم؛ مطالعه و استراحت داشتم. آقاى محسن رضایى [فرمانده سپاه پاسداران] تلفنى از آقاى [اسدالله] لاجوردى [دادستان انقلاب تهران] شکایت کرد که چند نفر را در محل خبرگیرى اطلاعات، گمارده است. گفت، سپاه ضربه اى به م…
12 يوليو 1983
با پیشنهاد من، نماز عید فطر را [آیت الله] خامنه اى، در محل مصلاى بزرگ جدید، خواندند. محل سابق پادگان عباس آباد را با زمین هاى اطراف آن، که در حدود یک میلیون متر مى شود، بناست به مصلا اختصاص دهیم. براى ساختمان مصلا و حواشى آن، چند میلیارد تو…
11 يوليو 1983
قبل از دستور، درباره عید فطر و مبارزه با گرانى و توطئه هاى ضدانقلاب صحبت کردم. انتخابات هیأت رییسه [مجلس شوراى اسلامى] داشتیم. با 165 رأى براى چهارمین بار به ریاست مجلس [شوراى اسلامى] انتخاب شدم. هیأت رییسه قبل، با تبدیل آقاى محمد خامنه اى …
10 يوليو 1983
ساعت هشت صبح، جلسه علنى شروع شد. طرح لزوم دوسوم آرا براى تصویب ضرورت در رفع ید از احکام اولیه، مطرح بود. چون مربوط به آیین نامه مجلس است، دوسوم آرا را نیاورد و رد شد؛ امام فرموده اند، دوسوم آرا لازم است. همان دستور امام عمل مى شود و بهتر که…
9 يوليو 1983
صبح زود به مجلس رفتم. قبل از دستور درباره مسایل جارى، صحبت شد. طرح تشکیل وزارت یا سازمان مستقل آب، رد شد. ظهر چند ملاقات در دفترم داشتم. عصر، در دفتر رییس جمهور با شوراى اقتصاد، درباره گرانى بحث داشتیم. ارز صنایع را براى ورود کالا و بالا بر…
8 يوليو 1983
تا ساعت ده صبح، در خانه مطالعه مى کردم. سپس به نمازجمعه رفتم. راجع به فلسطین و خطر صهیونیسم در لبنان صحبت کردم. به خانه برگشتم، خسته بودم. تا ساعت پنج بعد از ظهر خوابیدم. عصر در حیاط منزل، مقدارى گزارش خواندم و خاطرات عقب افتاده را نوشتم.
7 يوليو 1983
ساعت هفت صبح، به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. کویتى ها، برخلاف اصرار ما، سوخت و غذا به هواپیماربایان داده اند و حدود نصف مسافران آزاد شده اند و با بقیه به طرف پاریس پرواز کرده اند. [هواپیماربایان] از باقیمانده منافقین هستند. کویتى ها با آ…
6 يوليو 1983
جلسه علنى داشتیم؛ چند لایحه تصویب شد. ساعت ده صبح به دفتر رییس جمهور براى بحث در رفع گرانى رفتم و با شوراى عالى اقتصاد و افراد مسئول دیگر، چند ساعت بحث کردیم؛ بحث ادامه دارد. عصر، هیأت رییسه [مجلس] جلسه داشت. افطار را مهمان نخست وزیر بودیم.…
5 يوليو 1983
به مجلس رفتم. قبل از دستور، آقایان نمایندگان، سخنرانی هایشان با نصایح و مواضع امام، سازگار نبود و اظهارات را مخالف دستور امام خواندم. گروهى موافق و گروهى مخالف بودند. تقسیمات کشورى تمام نشد؛ خیلى وقت مى گیرد. آقاى آقازاده وزیر مشاور هم وقت …
4 يوليو 1983
ساعت نه صبح بلند شدم؛ کمى تب داشتم و با کسالت به مطالعه پرداختم؛ درباره علومى که از دنیاى اسلام به غرب رفته است. مصاحبه اى با روزنامه جمهورى اسلامى، درباره فلسطین براى روز قدس انجام دادم. براى مصاحبه هم مقدارى از کتاب «سرگذشت فلسطین» را مطا…
3 يوليو 1983
آقایان اخوى محمد و قاسم زاده از صداوسیما و واعظى از سپاه آمدند. راجع به خط تبلیغات، درباره حزب توده و شوروى و کمونیسم، مشورت کردند. گفتم، بنا نداریم روابط خود را با شوروى به هم بزنیم و مصلحت ما نیست؛ مخصوصاً در جریان جنگ. حساب امور داخلى را…
2 يوليو 1983
پیش از ظهر، احمدآقا آمد. گفت: امام درباره ترجیح هر یک از آقایان امامى کاشانى، آقارضى شیرازى و یا مهدوى کنى، براى عضویت در شوراى نگهبان، به تردید افتاده اند. مفصلاً با ایشان صحبت کردم؛ قرار شد با امام مذاکره کنند. آخر شب، احمدآقا آمد و گفت ح…
1 يوليو 1983
تمام روز را در خانه بودم. چون شب را احیا گرفته بودم، قسمتى از روز را - پیش از ظهر و بعد از ظهر - خوابیدم. نمازجمعه را [آیت الله]آقاى خامنه اى، اقامه کردند. گزارش هاى زیادى در [طول] هفته جمع شده بود که خواندم. آب استخر، سبز شده بود، کلر زدم …
30 يونيو 1983
جلسه علنى داشتیم؛ لایحه تقسیمات کشورى مطرح بود. پیش از ظهر، به دفترم آمدم. آقاى [محمد] محمدى [نماینده گرگان] آمد، از آقاى نورمفیدى [امام جمعه گرگان] گله داشت که در نمازجمعه، ایشان را تهدید کرده و خواسته که توبه کند. به خاطر اینکه در محافل خ…
29 يونيو 1983
تا ساعت نه و نیم صبح، استراحت و مطالعه داشتم. سپس به دفتر آقاى رییس جمهور رفتم. بحث در گرانى و توزیع [کالا] بود. راجع به تولید و توزیع قماش، بحث مفصلى شد و تصمیم گرفتیم که از طریق اصناف، پخش کنیم و فقط چند رقم کالاى عمده قماش را به تعاونی ه…
28 يونيو 1983
ساعت هفت و نیم صبح از خواب بیدار شدم. در جلسه علنى شرکت کردم؛ پیش از دستور، درباره شهداى هفتم تیر صحبت نمودم. آخر جلسه را به آقاى یزدى سپردم و براى انجام کارها به دفترم آمدم. نزدیک ظهر، براى جبران کم خوابى شب، خوابیدم و ساعت سه و نیم بیدار …
27 يونيو 1983
براى سخنرانى در اصفهان، مقدارى مطالعه کردم. گزارش هیأت اعزامى سازمان ملل را خواندم؛ نسبتاً واقع بینانه است: عراقی ها، در کشورشان خرابى خیلى کم داشته اند. اکثراً در مورد غیر نظامی ها و سکنه - به اعتراف هیأت - از طرف ما عمدى و هدفى نبوده است،…
26 يونيو 1983
جلسه علنى داشتیم. همه وقت را شور اول لایحه اجراى اصل 49 گرفت؛ با اکثریت قوى تصویب شد. ظهر در دفترم درباره اصلاحیه قانون اصلاح حقوق کارمندان [مجلس شوراى اسلامى] مشورت کردیم؛ حقوق ها را خیلى بالا برده اند، اثر بدى در سایر ارگان ها خواهد داشت.…
25 يونيو 1983
بعد از نماز صبح، به کتابخانه آمدم و مقدارى مطلب براى تکمیل مقاله شهداى هفتم تیر، بر اساس پیشنهاد روزنامه جمهورى اسلامى نوشتم. سپس کمى خوابیدم و دوباره تا ظهر به نوشتن ادامه دادم. از خاطرات نوشته شده آن روزها استفاده مى کردم. برایم معلوم شد …
24 يونيو 1983
در خانه ماندم؛ مطالعه مى کردم و مى نوشتم. پیش از ظهر، احمدآقا آمد. خبر داد که جامعه مدرسین [حوزه علمیه] قم و [جامعه] روحانیت مبارز [تهران]، لیستى براى تکمیل [اعضاى] شوراى نگهبان به امام داده اند، ولى گویا امام، قبلاً تصمیم خود را گرفته اند.…
23 يونيو 1983
بعد از سحر و نماز خوابیدم. ساعت هفت صبح به مجلس رفتم. قبل از [آغاز] جلسه علنى، گزارش ها را خواندم. گزارش هیأت سازمان ملل، درباره خرابى هاى جنگ به دبیرکل داده شده و گویا به نفع ایران است. باید متن را دید؛ گویا سازمان ملل مى خواهد، اعتماد ایر…
22 يونيو 1983
ساعت یازده صبح در دفتر رییس جمهور، جلسه اى براى بررسى علل گرانى و راه هاى مبارزه با آن داشتیم. [این جلسه] تا ساعت دو بعد از ظهر ادامه داشت. قرار شد، کالاهاى ضرورى را مقدم داریم؛ گندم و چاى را بحث کردیم؛ قرار شد به طور وفور و اشباع در بازار …