خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 16:14کد خبر26540

تا ساعت ده و نیم صبح، در خانه مطالعه کردم. براى اقامه نمازجمعه، به دانشگاه تهران رفتم. هوا خیلى گرم بود؛ بعد از نماز به خانه آمدم. استخر خانه، کوچک است؛ حوض بزرگى است. با توصیه پزشکان به خاطر درد کمر ناچارم شنا بکنم. مشکل است که از استخرهاى بیرون

تا ساعت ده و نیم صبح، در خانه مطالعه کردم. براى اقامه نمازجمعه، به دانشگاه تهران رفتم.  هوا خیلى گرم بود؛ بعد از نماز به خانه آمدم.

استخر خانه، کوچک است؛ حوض بزرگى است. با توصیه پزشکان به خاطر درد کمر ناچارم شنا بکنم. مشکل است که از استخرهاى بیرون استفاده کنم. عصر، اکبرآقا صفریان آمد و گفت وضع کارخانه پلى اکریل [اصفهان] بهتر شده؛ مواد مى رسد، ولى محصولات آن خیلى گران تر از مشابه خارجى به دست مى آید. شب را به استماع اخبار و مطالعه گذراندم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا