ساعت هفت و نیم صبح از خواب بیدار شدم. در جلسه علنى شرکت کردم؛ پیش از دستور، درباره شهداى هفتم تیر صحبت نمودم. آخر جلسه را به آقاى یزدى سپردم و براى انجام کارها به دفترم آمدم. نزدیک ظهر، براى جبران کم خوابى شب، خوابیدم و ساعت سه و نیم بیدار شدم. نماز ظهر
ساعت هفت و نیم صبح از خواب بیدار شدم. در جلسه علنى شرکت کردم؛ پیش از دستور، درباره شهداى هفتم تیر صحبت نمودم. آخر جلسه را به آقاى یزدى سپردم و براى انجام کارها به دفترم آمدم. نزدیک ظهر، براى جبران کم خوابى شب، خوابیدم و ساعت سه و نیم بیدار شدم. نماز ظهر و عصر را خواندم. عصر، آقاى محسن رضایى [فرمانده سپاه پاسداران] آمد. گزارشى از جبهه ها و بازجویى توده ای ها و نفوذ در منافقین داد. پیشنهاد تعویض فرماندهى سپاه را داد که مخالفت کردم و خیالش را از این جهت، راحت نمودم. گفتم امام هم، با تعویض فرمانده سپاه، موافق نیستند؛ خوشحال شد. به خاطر اختلافات در فرماندهى و با آقاى فاکر [نماینده امام در سپاه]، تحت فشار است. از برخورد آیت الله منتظرى گله داشت.
مقابل درب جنوبى مجلس، براى شهداى هفتم تیر، مراسم داشتیم. جمعیت خوبى آمده بودند. آقاى [على اصغر] باغانى نماینده سبزوار - که از مجروحان انفجار دفتر حزب [جمهورى اسلامى] است - سخنرانى کرد. سپس من درباره شهادت سخنرانى کردم. باز به دفترم آمدم، کارها را انجام دادم. براى افطار، خانواده هاى شهداى هفتم تیر و جمعى از شخصیت هاى کشور، مهمان مجلس بودند. پیش مهمان ها رفتم. نماز مغرب را به امامت آقاى موسوى اردبیلى خواندیم. بعد از افطار [آیت الله] خامنه اى براى حضار سخن گفتند. عفت و خانواده امام و دوستان دیگرش هم آمده بودند. شب، به خانه برگشتیم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام