خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 16:14کد خبر26541

بعد از نماز براى شرکت در جلسه خبرگان به طرف قم حرکت کردم. ساعت هفت و نیم صبح به مدرسه فیضیه رسیدم. قبل از جلسه، در اتاق مرحوم صاحب الدارى - دفتر مدرسه - با جمعى از مدرسین، مذاکره کردیم. آقاى [محى الدین] حائرى شیرازى، بخشى از مطالب پیام امام را ناظر به بیت

بعد از نماز براى شرکت در جلسه خبرگان به طرف قم حرکت کردم. ساعت هفت و نیم صبح به مدرسه فیضیه رسیدم. قبل از جلسه، در اتاق مرحوم صاحب الدارى - دفتر مدرسه - با جمعى از مدرسین، مذاکره کردیم. آقاى [محى الدین] حائرى شیرازى، بخشى از مطالب پیام امام را ناظر به بیت آیت الله منتظرى مى دانست و مى گفت، به این تذکر اهمیت بدهیم.  بعضی ها کلى مى دانستند؛ به هرحال متفق بودند که براى اجراى اصل 111 قانون اساسى، خبرگان، باید بیت رهبر را تحت نظارت بگیرد. با کمى تأخیر، جلسه [مجلس] خبرگان شروع شد. اداره مجلس مشکل بود؛ آیین نامه ندارد و اعضا هم از علماى بزرگ اند و پرتوقع. من به آقاى مشکینى، براى اداره کمک کردم. وقت زیادى صرف اصلاح ماده مربوط به محل تشکیل جلسات شد که بالاخره تعدیل شد - مرکز اصلى قم و قابل تغییر، با تصویب اکثریت - دو کمیسیون هم تشکیل دادیم؛ ظهر هم بعد از نماز، در همان محل کتابخانه فیضیه، ناهار خوردیم؛ با رأى گیرى، جلسه بعد در تهران خواهد بود.

براى استراحت، به منزل آیت الله منتظرى رفتم؛ همه اعضاى خانواده ایشان به مشهد رفته اند. در زیرزمینى که اخیراً ضد بمب و ضد انفجار درست کرده اند، استراحت کردیم. ساعتى هم درباره مسایل مهم مملکتى، جنگ، گرانى، نهضت هاى آزادیبخش، اختلافات اصفهان و زندانیان سیاسى صحبت شد. خبر دادند که رساله عملیه ایشان، نزدیک به اتمام است؛ خوشحال شدم. براى مقدمات رهبرى و تثبیت عنوان مرجعیت، [انتشار] رساله ضرورت دارد.

عصر آقاى [سیدحسن] طاهرى خرم آبادى آمد. از نگرانى آقاى دین پرور به خاطر پسرش گفت. کمک خواست و براى جلسه مشورت کردیم.

به تهران برگشتم؛ در بین راه، زمین هاى فراوان لم یزرع در جنوب تهران، با وجود آب هاى فراوان آنجا و امکان بهره گیرى از آب قنات هاى موجود تهران، توجهم را جلب کرد. امکانات زیادى از این نوع در ایران وجود دارد؛ کم کم باید بهره گیرى شود. مى خواستم به جلسه [بررسى راه هاى] اصلاح توزیع [کالا] برسم. تلفنى پرسیدم، معلوم شد نزدیک به پایان است؛ نرفتم. تا ساعت نه در مجلس کارها را انجام دادم؛ سرى به محل استراحت مهمانان [مجلس] خبرگان زدم و آخر شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا