تا ساعت نه و نیم صبح، استراحت و مطالعه داشتم. سپس به دفتر آقاى رییس جمهور رفتم. بحث در گرانى و توزیع [کالا] بود. راجع به تولید و توزیع قماش، بحث مفصلى شد و تصمیم گرفتیم که از طریق اصناف، پخش کنیم و فقط چند رقم کالاى عمده قماش را به تعاونی هاى اسکان و
تا ساعت نه و نیم صبح، استراحت و مطالعه داشتم. سپس به دفتر آقاى رییس جمهور رفتم. بحث در گرانى و توزیع [کالا] بود. راجع به تولید و توزیع قماش، بحث مفصلى شد و تصمیم گرفتیم که از طریق اصناف، پخش کنیم و فقط چند رقم کالاى عمده قماش را به تعاونی هاى اسکان و کارمندى و نیروهاى مسلح بدهیم. قرار شد، تعیین سیاست توزیع [کالا] را شورایى مرکب از نخست وزیر، وزیر بازرگانى و وزیر صنایع، عهده دار باشند. ساعت دو بعد از ظهر، به دفترم رفتم.
ساعت چهار، جلسه هیأت رییسه [مجلس شوراى اسلامى] بود. تصمیماتى در امور برنامه هفتگى و بین المجالس و...اتخاذ شد. تا غروب، کارهاى ادارى را انجام دادم و گزارش ها را خواندم؛ اختلاف و نزاع داخلى فلسطینی ها و مشکلات اقتصادى عراق، جلب توجه مى کند. روزه ام را به تنهایى افطار کردم. بعد از افطار و اخبار تلویزیون، کاست فیلمى که از معتادان و قاچاقچیان، در زاهدان تهیه شده بود، با ویدیو تماشا کردم. نشان مى داد در زاهدان، مواد مخدر، فراوان و ارزان است؛ روى هم رفته، فیلم سازنده اى است. خیلى دیروقت خوابیدم. آقاى نخست وزیر، تلفنى درباره تکلیف دولت در خصوص درخواست 110 نفر نماینده از ایشان، براى عزل سرپرست بنیاد امور جنگ زدگان، سئوال کرد.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام