22 أغسطس 1982
جلسه علنى داشتيم. دو فوريت راجع به شروع سال اول دانشكده پزشكى و استثناى گروهى از دانشجويان پزشكى از خدمت سربازى و خارج از مركز، براى ديدن تخصصهاى پزشكى مطرح بود. پيش از دستور راجع به توطئه آمريكا و ارتجاع در مورد خروج فلسطينى ها از لبنان …
21 أغسطس 1982
تمام روز در منزل بودم. به آقاى [سيدحسين] موسوى تبريزى تلفن كردم. معلوم شد كه تعويض آقاى [اسدالله] لاجوردى [دادستان انقلاب تهران] در حال بررسى است. اول شب آقايان دكتر هادى [نجف آبادى]، [سيدمحمود] دعایى و هادى خامنهاى كه از طرف امام مأمور رس…
20 أغسطس 1982
تا ساعت ده در خانه مطالعه كردم. براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم خطبهاى در عدالت اجتماعى و خطبهاى راجع به نتايج سفر هند خواندم. آقاى جلال الدين فارسى هم پيش از خطبهها راجع به كودتاى 28 مرداد صحبت كرد. آقاى فارسى خبرى مربوط به عراق دا…
19 أغسطس 1982
تا ساعت هفت و نيم گزارشها را مطالعه كردم. جلسه علنى شروع شد. اعتراض به تأخير استيضاح شد كه جواب دادم. با اطلاعى كه نمايندگان از نظر امام داشتند، رضايت دادند. شوراها در دستور بود. هنگام تنفس براى اردوهاى امور تربيتى كه به مجلس آمده بودند، ص…
18 أغسطس 1982
به خاطر قرار ديدار با امام به مجلس نرفتم. جلسه را آقاى [محمد] يزدى اداره كردند. با عدهاى از اعضاى هيأت سفر هند به زيارت امام رفتيم و گزارش خدمتشان داديم. امام از برخورد تند نمايندگان مجلس با وزرا ناراضى بودند و دستور دادند كه وحدت را حفظ …
17 أغسطس 1982
در جلسه علنی شرکت کردم. درباره نتایج سفر هند و قساوت تروریستها صحبت کردم. طرح شوراها هنوز در دستور است. ظهر با اردوی تربیتی خوزستان و اعضای نهضتهای آزادی بخش ملاقات و برای آنها صحبت کردم. عصر در جلسه حاشیهای حزب الله نمایندگان شرکت کردم…
16 أغسطس 1982
پس از نماز صبح، خاطرات دیروز را نوشتم و اخبار ایران را گرفتم: منافقین سه پاسدار را ربوده، با قساوت غیر قابل وصفی شکنجه داده اند و دو نفر را پس از شکنجه زنده زیر خاک کرده اند و خیلی زود گیر افتاده و اقرار به جنایت خود نموده اند. این حادثه…
15 أغسطس 1982
امروز سى و پنجمين سالگرد استقلال هند است. با بخشى از هيأت در مراسم شركت كرديم. در اينكه شخصاً شركت كنم يا خير، اختلاف نظر بود و بالاخره ترجيح دادم كه شركت كنم. مراسم باشكوهى در ميدان بزرگ كنار قلعه تاريخى ردفورد برگزار شد. صندلى شماره يك از…
14 أغسطس 1982
مخبران دو روزنامه مهم بنگلور برای مصاحبه آمدند و درباره جنگ، غیرمتعهدها و رفتار با مخالفان مخصوصاً بهاییها و تروریستها پرسیدند. یکی از آنها خبر دروغی نوشت که دانشجویان مسلمان طوماری با ده هزار امضا در خصوص اعتراض به ورود هیأت ایرانی به ه…
13 أغسطس 1982
از فرودگاه به طرف بنگلور حركت كرديم و اول شب به آنجا رسيديم. ریيس مجلس ايالتى و... همراه با جمع زيادى به استقبال آمده بودند، اما پليس كه مسئول امنيت ما بود، اجازه نداد كه با مردم صحبت كنم و مستقيماً به سالنى كه دانشجويان آماده كرده بودند، ر…
12 أغسطس 1982
در تاج محل كتيبهها از آيات قرآن و سنگهاى مرمر مزين به عقيق و ياقوت بود. انگليسىها خيلىها را بردهاند و كمى هم مانده است. زياد هم آثار عجيبى ندارد، ولى براى جذب توريست آن را بزرگ مىكنند.
11 أغسطس 1982
ساعت دوازده با خانم [ایندیرا] گاندی ملاقات و یک ساعت و ربع مذاکره کردیم. من وضع ایران و انقلاب و دیدگاههای ایران را توضیح دادم و ایشان بیشتر در حاشیه صحبت میکرد و تلویحاً سفر خود را به آمریکا توجیه میکرد.
10 أغسطس 1982
بنا به دعوت ریيس مجلس سفلاى هند - كه پانصدوچهلودو عضو دارد - امروز در رأس هيأتى چهلودو نفره از مجلس، دولت، ارتش و صداوسيما عازم هند شديم. ساعت نه ونيم صبح با يك ساعت و نيم تأخير از تهران با شاهين و اسكورت دو شكارى (به خاطر خطر جنگ) پرواز …
9 أغسطس 1982
در خانه ماندم و با تلفن درباره همراهان سفر هند و کارهای دیگر اقدام کردم. آقای [محمد محمدی] ریشهری درباره شروع محاکمه آقای [صادق] قطبزاده مشورت کرد. امام گفتهاند که زودتر تعیین تکلیف شود. شخصی اطلاع داد، شبکهای را که میخواهد برای آزادی …
8 أغسطس 1982
عصر در جلسه شوراى مركزى حزب شركت كردم و بحثهاى متفرقه داشتيم. شب در دفتر آقاى خامنه اى جلسه مشورتى سران بود. راجع به وزراى جديد و اعتراضاتى كه نمايندگان مجلس به دولت دارند و وضع قضايى كشور بحث شد.
7 أغسطس 1982
ساعت شش صبح براى مراسم به حرم رفتيم. حرم را قرق كرده بودند. دريچه اى به داخل ضريح باز شد. لباس مخصوص پوشيديم با آقاى [واعظ] طبسى و آقايان [عطاءالله] اشرفى[اصفهانى] امام جمعه باختران و [ابوالحسن] شيرازى امام جمعه مشهد و [سيدجلالالدين] طاهر…
6 أغسطس 1982
عصر براى انبوه جمعيت زوار و مردم مشهد سخنرانى كردم. بسيارى از علما و مسئولان آمدند و ملاقات كرديم. شب پيش نمازان آمدند. شب با تهران تماس گرفتم و در مورد سفر هندوستان با وزير خارجه صحبت كردم؛ چون هنوز در ترديديم. درباره مطالبى كه وزيرخارجه ت…
5 أغسطس 1982
جلسه علنى داشتيم. طرح شوراها و سئوالات و انتخاب اعضاى كنفرانس بينالمجالس مطرح بود. ظهر دونفر از قم آمدند و براى حوزه، چاپخانه و امكانات ديگرى مىخواستند. آقاى [مهدى] سعيدى از روابط عمومى [مجلس] درباره انتشار سخنرانىهاى قبل از دستور من مشو…
4 أغسطس 1982
آقاى محسن رضايى هم از حركتهاى معارض سپاه گله داشت. آنها قدرت و اختيار زياد مىخواهند و جو جامعه و مجلس مخالف است. عصر جلسه هيأت ریيسه داشتيم و شب در مجلس ماندم و به مطالعه و استماع اخبار گذشت.
3 أغسطس 1982
جلسه علنى داشتيم. طرح شوراها و دو سئوال در دستور بود و صحبت پيش از دستور نمايندگان. ظهر آقاى [محىالدين] فاضل هرندى آمد و گزارش سفرش را به اروپا براى ارشاد انجمنهاى اسلامى دانشجويان داد و از سفير ما در بن گله داشت و گفت بين آقاى مقدم روحان…
2 أغسطس 1982
صبح زود خانواده شهيد [حسين] علمالهدى براى زيارت امام به منزل ما آمده بودند. وقت گرفتم و به زيارت امام رفتند. امروز خانوادههاى شهدا به زيارت امام مىروند. معمولاً در هر هفته گروهى از خانوادههاى شهدا به زيارت امام مىآيند.
1 أغسطس 1982
صبح زود برخاستم. محسن همراه محسن وفادار براى رفتن به جبهه عازم بود. عفت او را بدرقه كرد و از زير قرآن رد شد. خداوند رزمندگان اسلام را حفظ كند.
31 يوليو 1982
عصر احمدآقا آمد و راجع به ملاقات اعضاى شوراى عالى قضايى با امام و درخواست آنان براى تأييد مجدد و جبران اظهارات گذشته امام كه باعث تضعيفشان شده بود، گفت. آقاى [عبدالكريم] موسوى اردبيلى هم از من خواستهاند كه در اين خصوص خدمت امام شفاعت كنم.
30 يوليو 1982
اول صبح از قرارگاه كربلا اطلاع دادند كه نيروهاى ما پس از انهدام نيروى دشمن، از ترس محاصره به محل قبلى برگشته اند. به اين امر راضى نيستم و قرار شد كه در شوراى عالى دفاع بحث شود. نماز جمعه را اقامه كردم. خطبه اى راجع به اقتصاد و ارزش اضافى …
29 يوليو 1982
عصر به عيادت آقاى [عبدالمجيد] معاديخواه رفتم. احمدآقا هم آمد. خيلى افسرده است. راجع به علل استعفا صحبت شد و قرار شد كه بعداً مذاكره كنيم. گزارشها را از مجلس آوردند و آنها را خواندم. شب جمعى از فاميل مهمان ما بودند. راجع به معادن كرمان صحبت…
28 يوليو 1982
ساعت ده صبح به زيارت امام رفتم، حالشان خيلى خوب بود. راجع به مسافرت هندوستان مشورت كردم؛ فرمودند كه اگر امنيت را حفظ كنند، خوب است. در مورد [سيد حسين موسوى تبريزى] دادستان كل انقلاب، امام اجازه نمىدهند كه شوراى قضايى ايشان را محدود كند.
27 يوليو 1982
در خانه ماندم و مطالعه و استراحت داشتم. آقاى شيخ قدرت [الله] عليخانى از قزوين آمد. تلفنى با آقاى خامنهاى درباره اظهارات مأمور سفارت سوريه صحبت كردم.
26 يوليو 1982
جنازه آقاى [سيديونس] عرفانى نماينده طوالش را كه ديروز در تصادف اتومبيل به رحمت خدا پيوسته، مقابل مجلس آوردند و من صحبت كردم.
25 يوليو 1982
اول وقت دكتر منافى، دكتر خالدى دندانپزشك را به همراه آورد و دندانم را كشيد. با بىحسى موضعى درد را حس نكردم، ولى تزريق آمپول ناراحتم كرد. پاسدارى براى اجراى صيغه عقد ازدواج آمد.
24 يوليو 1982
[آقاى ميرحسين موسوى] نخستوزير با احمدآقا آمد و گزارشى از سفر خود به الجزاير و ليبى و مذاكراتش با امام را داد. دكتر [هادى] منافى وزير بهدارى با دكتر دندانپزشك به عيادتم آمدند. قرار شد كه فردا بيايند و دندان را بكشند.
23 يوليو 1982
تلفنى با آقاى خامنه اى صحبت كردم. خبر از نامه رؤساى جمهورى تركيه، پاكستان و گينه در رابطه با جنگ و ورود ما به خاك عراق دادند كه خواستار ميانجىگرى و مذاكره شده بودند و جواب ما هم طبق معمول گذشته بوده است.