خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مرداد ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 08:26کد خبر26180

[آقاى ميرحسين موسوى] نخست‏وزير با احمدآقا آمد و گزارشى از سفر خود به الجزاير و ليبى و مذاكراتش  با امام را داد. دكتر [هادى] منافى وزير بهدارى با دكتر دندانپزشك به عيادتم آمدند. قرار شد كه فردا بيايند و دندان را بكشند.

صبح زود بلند شدم. حالم بهتر است. چون در اخبار ساعت هفت صبح از نتايج عمليات ديشب خبرى نبود، با قرارگاه مركزى كربلا در جبهه تماس گرفتم. تلفن اف ايكس دارند كه مستقيماً مى‌شود گرفت. معلوم شد كه موفق نبودند و گفته شد كه ما تعدادى مجروح هم، در حدود هفتصد تا هشتصد نفر داشته‏ايم، ولى گزارش شهادت كسى را نداشته‏اند. جزیيات را بعداً مى‏گويند. در مجموع عمليات ناموفقى است. شايد غرور زياد باعث عدم توفيق شده.

[آقاى ميرحسين موسوى] نخست‏وزير با احمدآقا آمد و گزارشى از سفر خود به الجزاير و ليبى و مذاكراتش  با امام را داد. دكتر [هادى] منافى وزير بهدارى با دكتر دندانپزشك به عيادتم آمدند. قرار شد كه فردا بيايند و دندان را بكشند.

تا عصر بيشتر به مطالعه پرداختم. امروز ساعت چهار صبح صداى مهيب انفجارى در سراسر تهران شنيده شد و مردم خيال كردند كه عراق حمله هوايى كرده است؛ بعداً معلوم شد كه انبار باروت كارخانه كبريت‏سازى خصوصى در خيابان مسگرآباد منفجر شده.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا