خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مرداد ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 08:44کد خبر26182

جنازه آقاى [سيديونس] عرفانى نماينده طوالش را كه ديروز در تصادف اتومبيل به رحمت خدا پيوسته، مقابل مجلس آوردند و من صحبت كردم.

اول وقت به مجلس رفتم. گزارش‌ها را مطالعه كردم. مجلس در حال تعطيل تابستانى است، تهويه خاموش بود و اتاق كارم گرم. آقاى [محمدتقى] بانكى ریيس سازمان برنامه و بودجه با معاونانش آمدند و كارهايشان را از جمله در مورد آمار و نقشه‏پردازى و ماهواره و برنامه‏ريزى و... گفتند.

جنازه آقاى [سيديونس] عرفانى نماينده طوالش را كه ديروز در تصادف اتومبيل به رحمت خدا پيوسته، مقابل مجلس آوردند و من صحبت كردم.

ظهر كارخانه‌دارى آمد و از فشار دولتى‌ها روى بخش خصوصى و توسعه موارد بندهاى ب و ج در قانون حفاظت صنايع گله داشت.

فرماندهان مراكز آموزشى ارتش كه سمينار داشتند، آمدند. نماز ظهر و عصر را به جماعت خوانديم و براى آنها درباره لزوم تحول در محتوا و شكل آموزشى ارتش كه دارد مكتبى مى‌شود، صحبت كردم  و ناهار را با آنها خوردم.

آقاى [سيدمحمود] دعايى را در سالن ناهارخورى ديدم. از طرف امام با جمعى از نمايندگان مجلس مأمور شده است كه از زندان اوين ديدن كنند؛ براى تحقيق درباره اطلاع از كارهاى خلافى كه شنيده شده است.

عصر مصاحبه ‏اى درباره آقايان باهنر و رجایى داشتم.  ملاقاتى با بخشى از سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى داشتم و با آقاى [محسن] نوربخش ریيس بانك مركزى كه از بهبود وضع ارزى گفت و راجع به سياست‌هاى ارزى مذاكره كرديم.

از سفارت سوريه آمدند. الجزاير به آنها گفته است كه ايران از شرط محاكمه صدام دست برداشته؛ نگران بودند. تا ساعت ده شب در مجلس كارها را انجام دادم و آخر شب به منزل آمدم و دير خوابيدم. دكتر عالى و دكتر حائرى از طرف انجمن اسلامى پزشكان آمدند و از نهضت آزادى حمايت مى‌كردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا