خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مرداد ۱۳۶۱

akbar-hashemi-rafsanjani
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 11:16کد خبر26186

اول صبح از قرارگاه كربلا اطلاع دادند كه نيروهاى ما پس از انهدام نيروى دشمن، از ترس محاصره به محل قبلى برگشته ‏اند. به اين امر راضى نيستم و قرار شد كه در شوراى عالى دفاع بحث شود. نماز جمعه را اقامه كردم. خطبه‏ اى راجع به اقتصاد و ارزش اضافى و خطبه‌اى درباره علل ورود به خاك عراق بود.  

اول صبح از قرارگاه كربلا اطلاع دادند كه نيروهاى ما پس از انهدام نيروى دشمن، از ترس محاصره به محل قبلى برگشته ‏اند. به اين امر راضى نيستم و قرار شد كه در شوراى عالى دفاع بحث شود. نماز جمعه را اقامه كردم. خطبه ‏اى راجع به اقتصاد و ارزش اضافى و خطبه‌اى درباره علل ورود به خاك عراق بود.  

ناهار براى ديدار آيت‌الله منتظرى به منزل آقاى ربانى املشى رفتم. آقاى نخست‏وزير و آقاى موسوى اردبيلى هم آمدند و راجع به نظم در دادگاه‌هاى انقلاب و استعفاى شوراى عالى قضايى، گمرك‌ها و سازمان صنايع ملى كه كارخانه‌هاى مردم را بى‌دليل مشمول بند ج  مى‌نمايد، صحبت شد و مقدارى هم بحث فقهى درباره نيابت در حيازت مباحات داشتيم.

اول شب دكتر وحيد[دستجردى] به خانه آمد و راجع به مسايلى چند از جمله وضعيت زندان اوين صحبت شد. شام در منزل آقاى انصارى زرندى مهمان بوديم. جمعى از اعضاى دفتر امام هم بودند. دير وقت به خانه آمدم. محسن و عفت بيدار بودند و كمى بيدار مانديم و صحبت كرديم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا