خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مرداد ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 11:31کد خبر26203

پس از نماز صبح، خاطرات دیروز را نوشتم و اخبار ایران را گرفتم: منافقین سه پاسدار را ربوده، با قساوت غیر قابل وصفی شکنجه داد‌ه اند و دو نفر را پس از شکنجه زنده زیر خاک کرد‌ه اند و خیلی زود گیر افتاده و اقرار به جنایت خود نمود‌ه اند. این حادثه اثر عجیبی

پس از نماز صبح، خاطرات دیروز را نوشتم و اخبار ایران را گرفتم: منافقین سه پاسدار را ربوده، با قساوت غیر قابل وصفی شکنجه داد‌ه اند و دو نفر را پس از شکنجه زنده زیر خاک کرد‌ه اند و خیلی زود گیر افتاده و اقرار به جنایت خود نمود‌ه اند. این حادثه اثر عجیبی روی مردم گذاشته و تنفر ایجاد کرده است.

آیت الله [محمدرضا] گلپایگانی که در حمام به زمین خورده و لگن خاصره ایشان شکسته، برای معالجه به تهران منتقل شده‌اند.

صبحانه را در سفارت خودمان در دهلی صرف کردیم و با اعضای سفارت دیدن کردیم. به خانه فرهنگ رفتیم و برای دانشجویان صحبت کردیم.  مراسم عقد ازدواجی بین دو دانشجو برقرار بود. سپس به مؤسسه تحقیقات کشاورزی رفتیم و مراحل پیشرفت کشاورزی را توضیح دادند و مزرع‌های را دیدیم.

عصر مصاحبه مطبوعاتی داشتم.  حدود هفتاد نفر از خبرنگاران شرکت کردند و درباره جنگ، غیرمتعهد‌ها، تروریسم، اقتصاد و... سئوال شد و جواب دادم.

ساعت شش بعد از ظهر برای حرکت به ایران به فرودگاه رفتیم. رییس مجلس بدرقه کرد. چند آلبوم از عکس‌های مراسم دیدار هند هدیه کرد. هواپیما دوباره عیب پیدا کرده بود و دو ساعتی تأخیر شد. متأسفانه در این سفر از ناحیه هواپیما چند اشکال پیش آمد. اول شب حرکت کردیم. پس از اوج گرفتن، شفق در هنگام غروب ظاهر شد و تا مرز ایران همراه شفق بودیم. در فرودگاه تهران، وزیران خارجه و دفاع و... به استقبال آمده بودند.

مصاحبه ای کردیم  و به خانه آمدیم. تشییع جنازه شهدای فاجعه منافقان که امروز با شکوه برگزار شده بود، موضوع روز است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا