30 September 1995
آقای میرمحمدی، [دبیرکل سازمان اموراداری و استخدامی کشور] آمد. در مورد قانون جدید گزینش توضیحات داد؛ قانون ناقصی است و با مقاومت شورای نگهبان، تقریباً همه اختیارات در دست رییس جمهور است. آقایان فردوسی و دکتر جمالی آمدند. توضیحاتی دربارة اهمی…
29 September 1995
در منزل بودم. وقت به استراحت و مطالعه دربارة کشورهای مورد سفرم، ویتنام، فیلیپین و بنگلادش گذشت. در گزارش ها، امضای قرارداد خودگردانی بین فلسطین و اسراییل و کودتا در کشور کومور مهم است.
28 September 1995
وزیر و مدیران وزارت دفاع آمدند. آقای [محمد] فروزنده گزارش داد و من در خصوص آثار ادغام دو وزارت [دفاع و سپاه] و سرمایه های عظیم صنعتی و نیروهای انسانی و سهم قابل توجه مصنوعات غیرنظامی در کنار تأمین نیازهای نظامی و پشتیبانی های مصرفی خانواده …
27 September 1995
[آقایان سیدکمال سجادی و عبدالرضا فرجی]، سفیران جدیدمان در ویتنام و مجارستان، برای خداحافظی و کسب نظر آمدند. مطابق معمول، توضیحاتی دربارة وضع کشور مورد مأموریت خود و سطح روابط و راه های توسعه روابط دادند و جواب سئوالات شان را گرفتند. آقای [م…
26 September 1995
برای رادیوگرافی زانو و دنبالچه، به بیمارستان قلب رفتیم. دکتر [همایون] مثقالی، اُرتوپد ایرانی را که در آمریکا کار می کند و برای کارخودش به ایران آمده، آورده بودند. معاینات مفصلی از مفاصل من کرد. عکس دنبالچه را گرفتند. گفتند،آخرین مُهره آن در…
25 September 1995
ساعت نُه صبح، برای مراسم دهمین سالگرد روز دریانوردی، به هتل استقلال رفتم. آقای [اکبر] ترکان، [وزیر راه و ترابری] گزارش داد و من هم صحبتی دربارة پیشرفت های ایران در تأمین نیازهای استفاده از دریا، آموزش و توسعه بنادر و راه ها و تأمین کشتی ها …
24 September 1995
از خانه به اجلاس سراسری فرماندهان نیروی زمینی ارتش رفتیم؛ تا ردة گردان جمع شده اند. قبل از مراسم از تانک ذوالفقار بازدید کردم و مانورش را دیدم. طراحی و ساخت جهادخودکفایی نیروی زمینی است؛ قرار است امسال، صد فروند تولید بشود. در اجلاس، سرود و…
23 September 1995
برای مراسم شروع سال تحصیلی جدید، به دانشگاه تهران رفتیم. خیرمقدم و گزارش رییس دانشگاه تهران، وزیران علوم و بهداشت و دکتر [عبدالله]جاسبی، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی] و اعطای نشان [درجه یک دانش] به دکتر [سیدجعفر] شهیدی و لوح تقدیر به دانشجویان…
22 September 1995
در گزارش ها، باران های زیاد شمال، برخلاف معمول قابل توجه است که مشکلاتی هم آفریده است. برای مراسم سالگرد دفاع [مقدس] که نیروهای مسلح برگزار می کنند، به میدان آزادی رفتیم. با صحبت من، برنامه شروع شد. رژة نیروها را گرفتم، برای رژة ابزارجنگ نم…
21 September 1995
آقای [جلیل] بشارتی، [رییس دفتر مناطق محروم ریاست جمهوری] آمد و برای پرداخت اعتبار به مناطق محروم آذربایجان غربی- به اندازه آذربایجان شرقی- اجازه گرفت و مقداری از تأثیر خدمات محرومیت زدایی در روحیه مردم و روستاها گفت. آقای [علی] آقامحمدی، [م…
20 September 1995
در گزارش ها مسأله هواپیمای ربوده شده و پیروزی های پی در پی مسلمانان و کروات ها علیه صرب ها در بوسنی، مورد توجه است. با والده و همشیره ها خداحافظی کردم. قرار شد، امروز به نوق برگردند. سفیران مکزیک و یمن، برای تقدیم استوارنامه آمدند. با هر یک…
19 September 1995
مقداری برای مصاحبه پایان سفر کار کردم. سپس مصاحبه رادیو تلویزیونی به مدت پنجاه دقیقه انجام شد . برداشت های خود را که از سفر و وضع استان دارم، گفتم. ستاد [پشتیبانی برنامه] تنظیم بازار، جلسه داشت. تکلیف حدود ده هزار خودروی سواری را که بدون مر…
18 September 1995
همه وقت امروز به خواندن گزارش ها و انجام کارهای مانده از روزهای سفر گذشت؛ به روز رساندم. شب به خانه آمدم. جمعی از بستگان، برای مراسم ازدواج یاسر جمع اند. با والده و همشیره طیبه، برای دعوت آنها به تهران، تلفنی صحبت کردم. فائزه و فرشته هم از …
17 September 1995
اول وقت، با تغییر برنامه، برای شروع بهره برداری از شبکه آبیاری دشت میاندوآب رفتیم و آنجا توضیح دادند، دربارة امکان بستن سد دوم روی زرینه رود و استفاده از آب هایی که فعلاً هرز می رود و به دریاچه ارومیه می ریزد که باعث بالا آمدن آب و مزاحمت س…
16 September 1995
اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. گزارش های مربوط به سفر را خواندم. اول وقت، چند دقیقه ای قبل از ساعت هشت صبح، برای مراسم شروع سال تحصیلی، به دبیرستان سی کلاسه امام خمینی رفتیم. [آقای محمدعلی نجفی]، وزیر آموزش و پرورش هم آمده بود. ایشان ص…
15 September 1995
دیشب خوب نخوابیدم. هوای اتاق، گرم و خفه بود. پنکه روشن کرده بودند. اول وقت با اتومبیل به سوی دره قوتور[=قطور] رفتیم و زیر پُل معروف قوتور پیاده شدیم. نحوه بازسازی خرابی های بمباران عراق را دیدیم. پُل عظیمی است. قسمتی از راه، خاکی است. به تق…
14 September 1995
گزارش ها را خواندم. خانواده مرحوم [زین العابدین میریوسفی] عطایی، استاندار سابق آمدند؛ دلداری دادم. به قرارگاه مرکزی حمزه سیدالشهدا(س)، در کنار دریاچه ارومیه، در شمال ارومیه، به مراسم صبحگاه نیروهای مسلح رفتیم. بعد از سان و فاتحه برای شهیدان…
13 September 1995
ساعت هشت صبح به فرودگاه [مهرآباد] رسیدیم. به سوی ارومیه پرواز کردیم. [آقایان محمدرضا نعمت زاده، عیسی کلانتری، غلامرضا فروزش، علی محمد بشارتی، غلامرضا آقازاده و بیژن نامدار زنگنه]، وزیران صنایع، کشاورزی، جهادسازندگی، کشور، نفت، نیرو و حسین[م…
12 September 1995
آقای ولایتی، [وزیر امورخارجه]، گزارش سفر به ترکمنستان را تلفنی داد. در مورد سفر به مالزی، برای مسأله بوسنی و هرزگوین ، کسب نظر کرد و نتیجه مذاکره با هیأت عراقی را گزارش داد که شبیه گزارش وزارت اطلاعات است. به حسینیه مجتمع امام خمینی رفتم و …
11 September 1995
عفت و یاسر و سارا، برای نامزدی همسر یاسر به رفسنجان رفتند و من به کارخانه ابزار بُرش در منطقه ساوجبلاغ، جهت پرده برداری و شروع بهره برداری و گزارش های توجیهی برای واحدهای ساخت تیغچه الماس و مته و قلاویز و مواد محافظ ابزار رفتم. صنعت باارزشی…
10 September 1995
آقای [عطاءالله] مهاجرانی، [معاون حقوقی و پارلمانی رییسجمهور] آمد. گزارش سفر به قرقیزستان و شرح برنامه جشنهای ماناس را داد. گفت که در مجلس، شایعه اینکه بناست دکتر حبیبی کاندیدای ریاستجمهوری شود، قوی است . ستاد تنظیم بازار جلسه داشت. بحث ب…
9 September 1995
در گزارشها مسایل افغانستان و نیز توافق ژنو دربارة بوسنی، مهم ولی ناقص است. [آقای آردال اینونو]، وزیرامورخارجه ترکیه آمد. دربارة روابط دو کشور و مسایل عراق صحبت کردیم. خیلی صریح و قاطع، با تجزبه عراق مخالفت میکنند؛ برای ادعای سوریه که میگ…
8 September 1995
در خانه بودم. وقت با مطالعه و استراحت و قدمزدن در حیاط خانه گذشت. قسمت عمده وقت، صرف مطالعه اوضاع آذربایجان غربی- برای سفر آینده - و گزارشهای مربوط به عراق و افغانستان شد.
7 September 1995
آقای [اسدالله] صالحیفروز آمد. از وزیر نفت شکایت کرد که او را از معاونت گاز برداشته و مسئول دفتر خرید کانادا کرده و خواست که کار مناسبی داشته باشد. نمونه هایی از موفقیت های دوران مدیریت خود را توضیح داد. مدعی است، سیاست وزیر نفت این هست که ن…
6 September 1995
محمد، محسن، آشیخ حسین، احمد و محسن هاشمیان برای حل مشکل مسأله مالیات ماشین های شرکت پسته آمدند و استمداد کردند. با اخوی محمد، دربارة مسایل تنظیم بازار مذاکره کردیم. آقای [بیژن نامدار] زنگنه، [وزیر نیرو] آمد. گزارش مذاکرات برای خرید توربین ه…
5 September 1995
برای بازدید از نمایشگاه تخصصی صنایع آبیاری تحت فشار، به نمایشگاه بین المللی رفتیم. در مسیر از طریق تلفن سیار [= موبایل]، آقای [حسین] مرعشی اطلاع داد که دیشب شهر هرات افغانستان، به دست طالبان سقوط کرده و [محمد] اسماعیلخان، [والی هرات] و بسیا…
4 September 1995
همسر شهید مطهری، همراه عفت آمد. برای پرداخت مابه التفاوت قیمت ارز چاپخانه ای که برای آثار شهید مطهری، به کمک من خریده اند، استمداد کرد. دکتر حبیبی برای امور جاری آمد. آقای میرزاده، [رییس سازمان برنامه و بودجه] آمد. در مورد بودجه سال 1375 و …
3 September 1995
در اخبار احتمال تقاضای پناهندگی به موریتانی از طرف صدام مطرح شده که هنوز تکذیب نشده است. برای شرکت در کنگره سراسری تعاونی های ایثارگران، به ورزشگاه شهرداری رفتیم. بعد از گزارش آقای شافعی و اعطای جوایز تعاونی های نمونه، من سخنرانی مفصلی در ا…
2 September 1995
[آقای احمد بن علی الانصاری]، سفیر قطر برای خداحافظی آمد. [آقای صلاح زواوی]، سفیر فلسطین آمد. مقداری از [یاسر] عرفات و سازشکاران فلسطینی و اعراب انتقاد نمود و از ایران تمجیدکرد و از احتمال فشارها بر ایران و عراق اظهارنگرانی کرد و برای هزینه …
1 September 1995
برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتیم . محسن و یاسر با کاظم [مرعشی] هم آمدند. به آقای [جواد] مقصودی، گفتم عسل برایمان بیاورد. قبل از انقلاب، یک کندوی عسل در خانه داشتیم. من که به زندان رفتم، آقای مقصودی کندوی ما را برده بود و معمولاً سالیا…