خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 11:18کد خبر32212

اول وقت، با تغییر برنامه، برای شروع بهره برداری از شبکه آبیاری دشت میاندوآب رفتیم و آنجا توضیح دادند، دربارة امکان بستن سد دوم روی زرینه رود و استفاده از آب هایی که فعلاً هرز می رود و به دریاچه ارومیه می ریزد که باعث بالا آمدن آب و مزاحمت سواحل می

اول وقت، با تغییر برنامه، برای شروع بهره برداری از شبکه آبیاری دشت میاندوآب رفتیم و آنجا توضیح دادند، دربارة امکان بستن سد دوم روی زرینه رود و استفاده از آب هایی که فعلاً هرز می رود و به دریاچه ارومیه می ریزد که باعث بالا آمدن آب و مزاحمت سواحل می شود. مردم روستای مجاور [=گاومیش گُلی]، اجتماعی داشتند. امام جماعت شان برای طرح خواسته آنها آمد.

با یک ساعت تأخیر، به سوی معدن سُرب و روی انگوران در ماهنشان زنجان، پرواز کردیم. در راه، [آقای سید سجاد کاظمی]، استاندار زنجان و آقای [علی] شکرریز، [معاون وزیر معادن و فلزات]، توضیحات دادند. به خصوص دربارة معدن طلای زرشوران تکاب که قرار بود از آنجا بازدید کنیم، ولی خلبانان هلی کوپترها، به خاطر ارتفاع زیاد و عدم جای مناسب فرود صلاح ندانستند که صبح هم بهانه آن بود، به جای آن طرح، بازدید از شبکه آبیاری انتخاب شد.

از فراز منطقه تاریخی تخت سلیمان عبور کردیم وتوضیحات لازم را شنیدم. آتشکده و آب گرم و آتشفشان قدیمی که امروز آب زیادی در آن جمع شده است. بر فراز معدن انگوران هم دوری زدیم. سیستم نقاله ای خاک معدن را به صورت ثقلی و بدون صرف انرژی، با استفاده از شیب طبیعی کوه، به محل کارخانه کنسانتره منتقل می کند. در محل کارخانه، جمع زیادی از مردم روستاهای اطراف جمع شده بودند و ده ها گوسفند قربانی کردند. به خاطر تأخیر و اینکه مراسمی هم در ماهنشان گذاشته بودند ، بازدید را با توضیحات مهندس صباغ کوتاه کردیم . روی سقف ماشین رفتم و برای مردم صحبت

کوتاهی نمودم .

به ماهنشان پرواز کردیم. کنار رود قزل اوزن، همه مدیران و ائمه جمعه و جماعات زنجان آمده بودند. مراسم کوتاهی با سرود و خیرمقدم [آقای سیداسماعیل موسوی]، امام جمعه [زنجان] و [آقای رضا عبداللهی]، نماینده [ماهنشان] و صحبت من انجام شد. مرتباً به خاطر برنامه های بعد، دلم می جوشید.

بالاخره با یک ساعت تأخیر به تکاب رسیدیم. برنامه مراسم افتتاح طرح آبرسانی به شهر را کوتاه کردیم و گفتیم برنامه بازدید از نمایشگاه فرش را حذف کنند که نپذیرفتند. در اجتماع وسیع مردم، امام جمعه خیرمقدم گفت و خدمت ها و خواسته ها را مطرح کرد و من هم صحبت مفصلی کردم و وعده توسعه معدن و مهار آب دادم . از حذف برنامه معدن دلخور بودند. بازدید کوتاهی از نمایشگاه فرش نمودم؛ جالب بود. گروه سرود دختربچه ها، سرود خوبی خواندند.

به سوی شاهین دژ پرواز کردیم. مطابق معمول در مسیر، مطالب مربوط به شهر را مطالعه کردم و استاندار هم توضیح داد. مردم خیلی گرم استقبال کردند. فرماندار جالبی دارد که خودش در کنکور فوق لیسانس قبول نشده و از من کمک خواست. تأخیر داشتیم. جلسه تا ساعت دو طول کشید. سپس با عجله بیمارستان 80 تختخوابی را افتتاح کردیم. ناهار و نماز و استراحت، در منزل [آقای ابراهیم اسماعیل زاده]، فرماندار بود.

ساعت چهار به روستای هولاسو، برای افتتاح طرح آبیاری قطره ای از رودخانه زرینه رود رفتیم. آب به مناطق مرتفع پمپ می شود و هزار و چهارصد هکتار آبیاری بارانی شده که قبلاً دیم کاری بوده است. گفتند هر هکتار، به جای یک تُن محصول پنج تُن محصول می دهد. به صورت تعاونی است. هنگام بازدید، بچه ها یکی از کارکنان را در استخر انداختند. شنا نمی دانست. منظره جالبی شد. بیرونش آوردند؛ روحیه خوبی داشت. حضار می خندیدند و کف می زدند. سی هزار تومان به او هدیه دادند. در مراسم توضیحات دادند. مردم روستاها جمع شده بودند. برایشان صحبت کردم . هر هکتار، پانصد هزار تومان هزینه برداشته است.

به سوی بوکان پرواز کردیم. اجتماع بوکانی ها از همه عظیم تر بود و برنامه جالبی داشتند. با چیدن تراکتورها در دشت مقابل، جمله خیرمقدم نوشته بودند که تحسین شان کردم. [آقای احمد طاها]، نماینده شان گفت، دو هزار تراکتور آورده اند. امام جمعه و فرماندار صحبت کردند. صحبت گرمی در اهمیت اجتماع شان و نمایش آن و خدمات و وعده ها کردم . به خاطر تأخیر، برنامه افتتاح کارخانه نساجی را به همراهان محول کردم.

به سوی ارومیه پرواز کردیم. غروب در دانشگاه ارومیه فرود آمدیم. افتتاح ساختمان عظیم دانشکده دامپزشکی و خوابگاه دانشجویان و بازدید ساختمان جالب دانشگاه علوم پایه و سخنرانی در جمع دانشگاهیان و فرهنگیان، با استماع گزارش رییس دانشگاه و مدیرکل آموزش و پرورش و تحلیل وضع خوب کشور و استان انجام شد و سپس طرح جامع دانشگاه علوم پزشکی ارومیه را بازدید و کلنگ زنی کردیم. با بدرقه رسمی، ساعت ده دقیقه به یازده شب، به سوی تهران پرواز کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا