خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اردیبهشت ۱۳۷۸
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 10:56کد خبر32196

برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتیم . محسن و یاسر با کاظم [مرعشی] هم آمدند. به آقای [جواد] مقصودی، گفتم عسل برایمان بیاورد. قبل از انقلاب، یک کندوی عسل در خانه داشتیم. من که به زندان رفتم، آقای مقصودی کندوی ما را برده بود و معمولاً سالیانه

برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتیم . محسن و یاسر با کاظم [مرعشی] هم آمدند. به آقای [جواد] مقصودی، گفتم عسل برایمان بیاورد. قبل از انقلاب، یک کندوی عسل در خانه داشتیم. من که به زندان رفتم، آقای مقصودی کندوی ما را برده بود و معمولاً سالیانه مقداری عسل می دهند.

ظهر بعضی بچه ها جمع بودند. فاطی و علی، چین هستند و فائزه با بچه هایش به اروپا رفته است. فاطی اطلاع داده که ضدانقلاب در چین، تبلیغات زیادی علیه انقلاب دارد. با محسن دربارة نیازهای طرح آبیاری تحتفشار و نیز مذاکرات چینی ها با بانکمرکزی در خصوص قرارداد مترویتهران و اختلافنظرها صحبتکردیم. عصر، صدیقههمشیره با پسرش کاظم آمدند.

شب آقای محسن رضایی، [فرمانده کل سپاه]، اطلاع داد که امروز با [آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزی، برای شروع کار مزارعی که برای پنج هزار نفر از عشایر یاغی و متواری که اخیراً تسلیم شده اند، درنظرگرفته شده است، به مناطق دورافتاده جیرفت رفته اند؛ سپاه پیگیری می کند. برای امنیت منطقه و برای سالمسازی زندگی آنها، کار مهمی است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا