خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 11:18کد خبر32213

همه وقت امروز به خواندن گزارش ها و انجام کارهای مانده از روزهای سفر گذشت؛ به روز رساندم. شب به خانه آمدم. جمعی از بستگان، برای مراسم ازدواج یاسر جمع اند. با والده و همشیره طیبه، برای دعوت آنها به تهران، تلفنی صحبت کردم. فائزه و فرشته هم از سفر آمده

همه وقت امروز به خواندن گزارش ها و انجام کارهای مانده از روزهای سفر گذشت؛ به روز رساندم. شب به خانه آمدم. جمعی از بستگان، برای مراسم ازدواج یاسر جمع اند. با والده و همشیره طیبه، برای دعوت آنها به تهران، تلفنی صحبت کردم.

فائزه و فرشته هم از سفر آمده اند. محسن هم که از کیش برگشته، برای مشورت در نشر بخشی از خاطرات در هفته دفاع آمد و گفت در کیش، چند پمپ بادی روی چا ه هایی نصب کرده اند و آب می کشند؛ ارزان و جالب است. از سوریه، به قیمت هر دستگاه، هزار و پانصد دلار خریده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا