31 فروردین 1375
اول وقت در حسینیه جماران، در مرحله دوم انتخابات [مجلس پنجم] تهران و انتخابات میان دوره اى [مجلس] خبرگان رأى دادم و مصاحبه کوتاهى نمودم. مقدارى از گزارش هاى مربوط به انتخابات را خواندم و نظرخواهى از مردم تهران را که به نظر مى رسد، وضع [جامعه…
30 فروردین 1375
در گزارش ها، مسأله تجاوز اسراییل به لبنان مورد توجه است و طرح هاى پیشنهادی آمریکا و فرانسه که دومی به موفقیت نزدیک تر است. آقاى سیدعباس سالارى آمد. مقدارى از جریان متارکه با همسرش و از زجرهاى فراوان دوران بیست ساله زندگى گفت و براى حل مشکل …
29 فروردین 1375
براى مراسم رژه روز ارتش، از منزل به میدان آزادی رفتم. دربارة اهمیت تصمیم امام در خصوص تثبیت و تحکیم ارتش، در شرایطى که جو سنگینى علیه ارتش بود، سخنرانى کردم. رژه نیروها را تحویل گرفتم و براى رژه سواره نماندم. تا ظهرکارهاى دفترم را انجام داد…
28 فروردین 1375
اول وقت، آقاى ولایتى، [وزیر امورخارجه]، براى سفر به پاکستان و ترکیه، تلفنى کسب نظر کرد. گفتم براساس توافق با آقاى حافظ اسد، نماینده من براى مذاکره برود. به دفترم رفتم. ساعت ده و نیم، عقد ازدواج یکى از کارکنان دفتر را بستم. [آقای والتر اوفون…
27 فروردین 1375
از منزل براى افتتاح دانشکده دندان پزشکى [دانشگاه] شاهد رفتیم. توضیحاتى دربارة کل دانشگاه و این دانشکده شنیدیم و از سالن آموزش و معالجه بازدید کردیم. برایشان صحبت کردم. دو عقد ازدواج را بستم. عفت هم به خاطر عروس که دختر خواهر فاطمه خانم، مست…
26 فروردین 1375
[آقای داتو عدنان عثمان]، سفیر مالزى براى خداحافظى آمد. جلسه اى براى برنامه هاى شروع بهره بردارى از راه آهن سرخس ـ مشهد - تجن داشتیم. در مورد برنامة ورود حدود سى هیأت میهمان، وضع هتل جدید پنج ستاره هما، برنامه شام و مراسم افتتاح و سفر تا سرخ…
25 فروردین 1375
دکتر [محمدعلی] نجفى، [وزیر آموزش و پروش] آمد و نمونه هایى از کتاب هاى درسى جدیدالتألیف را آورد. دربارة بررسى در مورد یک بار مصرف بودن کتب درسى گزارش داد که تغییر وضع موجود را در مجموع به صلاح ندانستیم. براى تأمین اعتبارات استمداد و اظهار خو…
24 فروردین 1375
براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. در خطبه اول، وضع کشور را توضیح دادم و در خطبه دوم از مناسبت هاى هفته گفتم و از تجاوز دیروز و امروز اسراییل به لبنان و کم توجهى کشورهاى عربى اسلامى و سازمان هاى جهانى انتقاد کردم. بخشى از وقتم، صرف …
23 فروردین 1375
دو سه ملاقات از جمله ملاقات با [آقای مهدی کرباسیان]، مدیرعامل بیمه تأمین اجتماعى داشتم و بقیه وقت را صرف انجام کارها کردم و عصر به خانه آمدم.
22 فروردین 1375
اول وقت، محسن اطلاع داد که حاجیه بى بى فاطمه، همسر عموى مرحوم، فوت کرده اند. قرار شد عفت و محسن و مهدی به رفسنجان بروند. عقد ازدواج یکى از کارکنان را بستم. آقاى [رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] آمد. گزارش منطقه جازموریان، براى ایجاد…
21 فروردین 1375
خوشبختانه این روزها معمولاً باران داریم. آقاى [ابولفضل] توکلى بینا، [مشاور رییس جمهور در امور اصناف] آمد. از امتیازاتى که اخیراً به صادرکنندگان داده ایم، تشکر کرد. آقاى [غلامرضا] شافعى، وزیر تعاون آمد. ضمن گزارشى از عملکرد بخش تعاون، براى ب…
20 فروردین 1375
[آقای نوح علی سلمان القضات]، سفیر جدید اردن براى تقدیم استوارنامه آمد؛ روحانى و استاد فقه و مُفتى است. نطق کوتاهى داشت و مذاکرات کوتاه بود. از حضور یک اسلام شناس به عنوان سفیر استقبال کردم. [آقای حاجی عبدالمکنی]، سفیر جدید برونئى آمد. استوا…
19 فروردین 1375
تا ساعت ده و نیم صبح کارها را انجام دادم. جلسه تنظیم بازار داشتیم. قیمت مس را مشخص و تصویب کردیم که یک سوم ارز حاصل از صادرات را براى واردات کالاهاى مجاز به صادرکننده بدهیم و زمان برگرداندن ارز را دو ماه اضافه کردیم. در مورد فولاد و آلومینی…
18 فروردین 1375
آقاى [محمدرضا] عباسى فرد، [معاون اجرایی رییس قوه قضاییه] آمد و از شوراى نگهبان به خاطر امتحان از او براى نامزدی [انتخابات مجلس] خبرگان و سپس رد کردن او بعد از امتحان شکایت کرد. آقاى [مرتضی] بانک، استاندار کرمان آمد. براى جلوگیرى از اعمال سل…
17 فروردین 1375
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه تاریخ تمدن هند گذشت. مقدارى هم عفت از مسایل سفرش گفت؛ مراجعات به پزشکان در لندن که هنوز اثرى نداده و جلسه کنسرت [عبدالحسین] مختاباد در لندن که بى جهت فاطى هم آنجا چند کلمه اى صحبت کرده است. از سفرشان به لیب…
16 فروردین 1375
جمعى از بهورزان و نمایندگان سازمان ملل آمدند. آقاى دکتر [علیرضا] مرندی، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی]، در مورد توفیقات فراوان بهداشتى با ایجاد خانه هاى بهداشت در روستاها و مراکز بهداشتى در شهرها و انجام واکسیناسیون کامل براى بیماران وا…
15 فروردین 1375
ساعت سه ونیم بامداد، عفت از سفر رسید. مثل گذشته سرفه مى کند. از دیشب تا امروز عصر، باران مى بارید. [آقای مسعود سلطانی فر]، استاندار اراک آمد. گزارشی از اوضاع استان داد و اظهار نگرانى کرد از اینکه در کمیسیون مجلس، در جریان بررسى استان شدن قم…
14 فروردین 1375
دیشب در خواب، بارش باران سیل آسا و مخربى را دیدم، ولى خودم مى توانستم پرواز کنم و آسیب نبینم. ساعت هشت ونیم به دفترم رفتم. دکتر [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور و عضو شورای نگهبان] آمد. راجع به شیوه بررسى انتخابات در شوراى نگهبان، اظهار ع…
13 فروردین 1375
تا شب در محل سد لتیان بودیم. آقاى روحانى و برادر و همسرش آمدند. مقدارى با ایشان در مورد احتمالات علت مرگ فرزندش مذاکره کردیم؛ سه احتمال برایشان مطرح است. خودکشى، خروج تیر از سلاح بدون توجه و وجود قاتلى ناشناخته. هر سه احتمال، بعیدات و مقربا…
12 فروردین 1375
تا عصر در منزل بودم. مهدی و فرشته و فؤاد هم بودند. ظهر حمید لاهوتى، [همسر فائزه] هم آمد. بیشتر بستگان در سفرند و خیلى اطراف مان خلوت است. آقاجلال براى ناهار با آبگوشت دیزى و نان خانگى که خودش در منزل درست کرده بود، میهمانمان کرد. عصر آقاى و…
11 فروردین 1375
به دفترم رفتم. به خاطر راکد بودن وضع ادارات در میان تعطیلات گذشته و آینده، خلوت است. گزارش ها را خواندم. نگرانى از خطى عمل کردن شوراى نگهبان در مورد انتخابات، بعد از ابطال انتخابات اصفهان و ملایر، زیاد شده و آقاى حبیبی، [معاون اول رییسجمهور…
10 فروردین 1375
در منزل تنها بودم. همه بچه ها در سفرند. در گزارش ها مسأله [شیوع بیماری] جنون گاوى در انگلستان، همچنان مورد توجه است. قسمت عمده وقت را به مطالعه تاریخ گذراندم. با کمک مشهدی رجب، گلدانى را با استفاده از ماده جاذب رطوبت هوا تهیه کردیم. خاک گلد…
9 فروردین 1375
شب خوب نخوابیدم. سرماخوردگى دارم و در طول روز کسل بودم. کار زیادی غیر از انجام امور محدود دفترى نداشتم. از دکتر حبیبى، [معاون اول رییسجمهور]، در مورد کیفیت بررسى پرونده هاى انتخابات در شوراى نگهبان پرسیدم. گفت عادی و بدون اشکال است، ولى به …
8 فروردین 1375
به دفترم رفتم. تا شب کارهاى مانده روزهاى سفر را انجام دادم. پیش از ظهر جمعى از وزرا و مدیران و معاونان و خدمه دفتر براى تبریک عید نوروز آمدند. عصر فیلمى به نام «دکل» مربوط به دوران حصر آبادان و دفاع تشکلی نیروهاى داوطلب آوردند؛ تماشا کردم، …
7 فروردین 1375
اول وقت به مراسم شروع درختکارى طرح دو هزار هکتار نخلکارى متعلق به سازمان ارگ جدید رفتیم. نخلى کاشتم و از نخل هاى مجاور و یونجه زار و چاه آب بازدیدکردیم. سپس براى بازدید طرح آبخیزدارى در دست اجراى جهادسازندگی که به صورت آبخواندارى اجرا مى شو…
6 فروردین 1375
[آقای غلامعباس زائری]، استاندار هرمزگان آمد. در مورد واگذارى تعدادی اتومبیل به مدیران استان که توبیخ شده بودند، توضیحاتى داد. براى شروع بهره بردارى از پالایشگاه گاز سرخون با ظرفیت پانزده میلیون متر مکعب گاز در روز براى مصارف دو استان هرمزگا…
5 فروردین 1375
جمعى از همراهان به تهران رفتند و جمعى در کیش ماندند و جمعى همراه من به سوى بندرعباس پرواز کردند. در فرودگاه بندرعباس، پس از استقبال با هلى کوپترهاى نداجا [= نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی]، به بندر شهید باهنر پرواز کردیم. براى دیدن زیردریا…
4 فروردین 1375
امروز دریا طوفانى است. ساعتى در کنار ساحل راه پیمایى کردم. دوش گرفتم. مطالعه گزارش ها و تمرین با کامپیوترهمراه و نوشتن خاطرات هم بود. پیش از ظهر در اتاقم ماندم. آقاى [محسن] دعاگو، [نماینده ولیفقیه در امور دانشجویان آسیا و اقیانوسیه و امامجم…
3 فروردین 1375
مثل دیروز استراحت داشتیم. از پیش از ظهر تا آخر شب باران مى بارید. یک واحد کوچک تولید نوار ویدئویی را دیدیم؛ نوار و بدنه را از خارج مى آورند و مونتاژ مى کنند، ولى سودآور است. آماده شدهاند که بدنه را در ایران بسازند؛ آدم مبتکرى است. سپس میدان…
2 فروردین 1375
هواى کیش خوب بود. بیشتر به استراحت و قدم زدن گذشت. به خاطر اینکه تعمیر بعد از طوفان در دست انجام است، سامانی نداریم. ساعتى به گشت در جزیره گذراندیم. از مرکز آموزش، مرکز پیام، موزه و ساختمان عظیم دردست ساخت براى امور تجارى و هتل و خدماتى از …
1 فروردین 1375
الحمدلله والسلام على رسول الله و آله و اصحابه این لحظه در کیش، بیرون اتاق اقامتگاهم در پاویونِ مُشرف بر دریا نشسته ام؛ ساعت هشتونیم شب است. تازه از صرف شام دستهجمعى فارغ شده ایم. پاسداران پیشنهاد کرده اند که از اتاق بیرون باشم، چون براى تعم…