21 ديسمبر 1982
جلسه علنى داشتيم. در تنفس راجع به برنامه سمينار ائمه جمعه كشورهاى اسلامى با آقاى هادى خامنهاى بحث شد. ظهر چند ملاقات داشتم. عصر مهندسان پارس خودرو آمدند كه از تبديل توليد ماشينهاى سوارى لوكس به توليد جيپ گزارش دادند و برايشان صحبت كردم. گ…
20 ديسمبر 1982
به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. طرح اراضى، خيلى طول كشيد. ظهر چند ملاقات با كاركنان مجلس و نمايندگان و مراجعان ديگر داشتم. عصر هم دو ملاقات و مصاحبهاى با تلويزيون به خاطر توضيح درباره خطبه نماز جمعه گذشته در مورد خمس. پس از آن مطالب نماز ج…
19 ديسمبر 1982
صبح زود بچهها را به مدرسه فرستادم و به مجلس رفتم. لايحه وزارت بهداشت و درمان كه از شوراى نگهبان برگشته، مطرح شد. چون وزراى بهدارى و علوم مخالف بودند، كار مشكل شد و يك ماه مسكوت گذاشتيم. ادامه بحث در طرح اصلاحات اراضى بود. پيش از دستور آقاى…
18 ديسمبر 1982
تمام امروز در خانه ماندم. اطلاع دادند كه صحبتهاى ديروز من در دانشگاه درباره خمس بر پسانداز باعث شده عدهاى خيال كنند دولت از پساندازهاى بانكها خمس برمىدارد و ممكن است پولهایى را از بانك بيرون بكشند. براى رفع اين خطر مصاحبهاى با روزنا…
17 ديسمبر 1982
تا ساعت ده ونيم در خانه براى خطبهها مطالعه كردم. به دانشگاه تهران براى اقامه نماز جمعه رفتم. خطبهها را خيلى مفصل و طولانى خواندم. قبل از من هم آقاى [محسن] قرائتى سخنرانى خوبى داشت. عصر در خانه تنها بودم. آخر شب بچهها آمدند، بيرون شام خور…
16 ديسمبر 1982
قبل از دستور درباره پيام امام صحبت كردم. جلسه را بدون تنفس تا ظهر ادامه دادم. پس از جلسه و نماز، چند ملاقات داشتم. عصر كلاس درس مواضع حزب جمهورى اسلامى برگزار شد و سپس براى فرماندهان گروههاى قدس كه فرمانده نيروى زمينى به مجلس آمده بودند، ب…
15 ديسمبر 1982
صبح زود به مجلس رفتم. به خاطر برف و تأخير نمايندگان، مجلس با تأخير يك ساعته شروع شد. نطقهاى قبل از دستور را حذف كرديم. من هم به خاطر تأخير نمايندگان كمى عصبى بودم و در اداره مجلس به بعضى از نمايندگان پرخاش كردم، ولى آنها تحمل كردند. در تنف…
14 ديسمبر 1982
به خاطر تعطيل عمومى در خانه ماندم. مطالعه گزارشها و قدم زدن، وقتم را پر كرد. ياسر و مهدى هم همكلاسیهایشان را آورده بودند كه با هم درس بخوانند و براى امتحانات ثلث اول آماده شوند. از روزهاى نادرى بود كه مراجعه كم داشتم و نسبتاً استراحت نمود…
13 ديسمبر 1982
صبح زود بچهها به مدرسه رفتند و من به مجلس. قبل از شروع جلسه، گزارشات را خواندم. ماده 6 طرح اصلاحات ارضى كه واگذارى اراضى باير بزرگ بود، با اكثريت ضعيف تصويب شد. ظهر گروهى از مربيان راميان آمده بودند، برايشان صحبت كردم. چند نفر از كاركنان م…
12 ديسمبر 1982
جلسه علنى داشتيم. به خاطر سرماخوردگى در منزل ماندم. آقاى [محمد] يزدى مجلس را اداره كرد. بحث در ماده 6 طرح اصلاحات ارضى بود كه بازهم ناتمام ماند. سه روز همين يك ماده وقت گرفته، يك روز ديگر لااقل وقت خواهد گرفت. تمام روز مطالعه كردم. ظهر با آ…
11 ديسمبر 1982
تا ساعت نه صبح مطالعه كردم. سپس به زيارت امام رفتم. امام از كيفيت برگزارى انتخابات و اوضاع مملكت راضى بودند و فرمودند انقلاب تثبيت شده و مىتوانم راحت بميرم و از آينده مطمئن باشم. گفتم ايران و انقلاب خيلى مديون و محتاج شماست و اميدواريم كه …
10 ديسمبر 1982
براى رأى دادن به [انتخابات مجلس] خبرگان و ميان دورهاى مجلس [شوراى اسلامى] به حسينيه جماران - كه صندوق مخصوصى آورده بودند - رفتم و رأى دادم. امام هم قبل از من رأى داده بودند. مقدارى از وقت را صرف ديدن گزارش برگزارى انتخابات كردم. مردم خيلى …
9 ديسمبر 1982
پس از نماز و مقدارى مطالعه به جلسه علنى رفتم. ماده 6 طرح واگذارى اراضى مزروعى كه مربوط به فروش اجبارى اراضى دایر است، مطرح و خيلى مورد بحث و مشاجره قرار گرفت. دو جلسه وقت گرفته و هنوز تمام نشده. ظهر آقاى [رضا] زوارهاى آمد و راجع به مسكن و.…
8 ديسمبر 1982
سحر بيدار شديم. مدرسهها به خاطر بارش برف تعطيل شد. مهدى و ياسر در خانه ماندند. ساعت هشت صبح به مجلس رفتم. جلسه علنى با يك ساعت تأخير آغاز شد. برف و يخبندان مانع رسيدن به وقت نمايندگان شد. ظهر مسئول اطلاعات سپاه و آقاى [محمدرضا] فاكر نماين…
7 ديسمبر 1982
امروز هم در خانه ماندم. برف سنگينى باريده و باز هم مىبارد. آموزش و پرورش مدرسههاى شميران را به خاطر بارش برف تعطيل كرده است. چند ساعتى برق جماران قطع شد. با توجه به اينكه بسيارى از وسایل، برقى است، مشكلات بهبار مىآورد. موتور مولد برق اض…
6 ديسمبر 1982
در خانه ماندم. مطالعه بيشتر وقتم را گرفت. نخستوزير تلفن كرد و درباره جذب نيروها پس از اعلام آمادگى پذيرش آنها و در مورد قانون حفاظت كارخانهها و صنايع صحبت كرديم. از ديروز برف متناوباً تاكنون ادامه دارد. مهدى و ياسر به برف بازى در باغچه مش…
5 ديسمبر 1982
مجلس تعطيل است. به خاطر ملاقاتها و كارهاى ادارى به مجلس رفتم. تا ساعت نه ونيم مطالعه كردم. سپس ملاقاتها شروع شد. يكى از روحانيون كشمير هند آمد و مبلغى خمس براى امام آورده بود؛ به دفتر امام معرفياش كردم. شش نفر از سفرا و كارداران جديد عاز…
4 ديسمبر 1982
تمام وقت در خانه بودم. بيشتر مطالعه مىكردم؛ كتاب خمس آقاى منتظرى و گزارشها. ظهر عفت مهمان داشت. ياسر هم كه ديشب به خاطر غذاهایى كه بيرون خورده، امروز كسل بود و در خانه ماند. اعظم همسر محسن امروز با مادرش از رفسنجان آمد. آقاجلال رفت آنها ر…
3 ديسمبر 1982
تمام روز در خانه ماندم. نماز جمعه را ریيسجمهور اقامه كردند. مطالعه كتاب خمس آقاى منتظرى، بيشتر وقتم را پر كرد. عصر آقاى دكتر ولايتى وزير امور خارجه آمد و راجع به نتايج سفر هيأتهاى نيوزيلند، پاكستان، يوگسلاوى و بلغارستان و قراردادهاى اقتصا…
2 ديسمبر 1982
پيش از جلسه علنى با فرمانده نيروى زمينى [ارتش جمهورى اسلامى] در مجلس ملاقات كردم. عازم جبهه بود و درباره گردانهاى قدس و... مذاكره شد. [نمايندگان در] جلسه علنى، بالاخره گرفتن اراضى باير از مالكين را با حدود و قيودى تصويب كردند. در تنفس براى…
1 ديسمبر 1982
فاطى بعد از دو هفته سفر از رفسنجان آمد. دكتر سعيد [لاهوتى] و آقاجلال از فرودگاه او را آوردند. تلفنى با مجلس صحبت كردم و مطالبى به هيأت ریيسه كه جلسه داشت، تذكر دادم. آقاى [محمدى] رىشهرى آمد و خبر از كشف شبكه وسيعى از [حزب] كوموله در تهران …
30 نوفمبر 1982
طرح اراضى مزروعى در دستور بود. سه ماده تصويب شد. عده اى از نمايندگان با «ضرورت» مخالفت دارند و ضرورت مبناى بسيارى از مواد است. ظهر ملاقات هایى با چند نفر از نمايندگان داشتم. آقاى مهدوى قائم مقام مسئول تشكيلات حزب آمد و گفت آقاى [رضا] زواره …
29 نوفمبر 1982
دستور جلسه علنى درباره طرح احيا و واگذارى اراضى مزروعى «اصلاحات ارضى» بود. تعاريف و اصطلاحات تصويب شد. دو سئوال هم انجام گرديد. ظهر امام جمعه قروه آمد و از اختلاف استاندار و نماينده امام در غرب [كشور] گفت و از لزوم تأسيس مدرسه علوم دينى برا…
28 نوفمبر 1982
قبل از ساعت هشت مسئولان جهاد آمدند كه از پيشرفت كار اساسنامه ناراحتند. آقاى [حسينعلى] منتظرى هم شب قبل تلفنى در اين باره با من صحبت كردند. امام هم فرموده اند كه جهادى ها را ناراحت نكنند. در جلسه علنى، پيشنهاد ارجاع اساسنامه به كميسيون براى …
27 نوفمبر 1982
ظهر آقاى [عبدالمجيد] معاديخواه آمد و راجع به دايره تحرير تاريخ انقلاب بحث كرد. به ايشان پيشنهاد كرده ام كه مسئوليت آن را بپذيرد و ايشان مى خواهد مستقل باشد و زير نظر ارگان هاى رسمى نباشد. قاى محمدى گيلانى تلفن كرد و راجع به كيفر محاربانى كه…
26 نوفمبر 1982
تا ساعت ده ونيم در خانه مطالعه كردم. نماز جمعه را در دانشگاه اقامه كردم. در خطبه دوم راجع به استحكام جمهورى اسلامى حرف زدم. شب احمدآقا آمد و راجع به ادامه جريان موضوع دادگاه منكرات و شوراى عالى قضايى و اظهارات امام گفت. آخر شب آقاى مهندس [س…
25 نوفمبر 1982
جلسه علنى داشتيم. اساسنامه جهاد مطرح بود. در تنفس، براى انجمن اسلامى فارغ التحصيلان هند صحبت كردم كه به عنوان تماشاچى به خاطر فشارى كه در هند روى دانشجويان مى آورند، به مجلس آمده بودند. ظهر ملاقاتى با چند دكتر داشتم كه طرحى براى تربيت سريع …
24 نوفمبر 1982
تمام وقت تا ساعت سه ونيم بعدازظهر در خانه ماندم. كارم مطالعه و پياده روى در حياط خانه بود. ظهر آقاى [على] صياد شيرازى آمد. از سياسى ايدئولوژى و ستاد مشترك گله و پيشنهاد تغيير در هر دو را داشت. قرارشد كه براى رسيدگى جلسه مشتركى تشكيل شود و ط…
23 نوفمبر 1982
از ساعت شش تا هشت مطالعه كردم. در جلسه علنى مجلس، اساسنامه جهاد مطرح است. خيلى معطل مى شويم؛ زيرا پيشنهاد اصلاحى زياد است. خدمات تبليغى و فرهنگى را از اهداف جهاد حذف كردند و جهادى ها خيلى ناراحت شدند. چند سئوال از وزير كشور مطرح بود. نمايند…
22 نوفمبر 1982
تا ساعت هشت صبح مطالعه كردم. تا ظهر در جلسه علنى مجلس بودم. ظهر سرهنگ حاتمى آمد و از بيكارى گله كرد و كمك مى خواست. مشكلات مديريت خود را در دانشكده افسرى توضيح داد. آقاى غزالى فرمانده سپاه خراسان آمد و از نفوذ خط مجاهدين انقلاب اسلامى در سپ…