خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آذر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 22:03کد خبر26315

پيش از جلسه علنى با فرمانده نيروى زمينى [ارتش جمهورى اسلامى] در مجلس ملاقات كردم. عازم جبهه بود و درباره گردان‏هاى قدس و... مذاكره شد. [نمايندگان در] جلسه علنى، بالاخره گرفتن اراضى باير از مالكين را با حدود و قيودى تصويب كردند. در تنفس براى هفتصد

پيش از جلسه علنى با فرمانده نيروى زمينى [ارتش جمهورى اسلامى] در مجلس ملاقات كردم. عازم جبهه بود و درباره گردان هاى قدس و... مذاكره شد. [نمايندگان در] جلسه علنى، بالاخره گرفتن اراضى باير از مالكين را با حدود و قيودى تصويب كردند. در تنفس براى هفتصد نفر از مسئولان بسيجى كه به مجلس آمده بودند، صحبت كردم.  ظهر چند ملاقات با نمايندگان داشتم و عصر كلاس مواضع حزب [جمهورى اسلامى] داشتم و ملاقاتى با فرمانده نيروى دريایى [ارتش جمهورى اسلامى].

مسئول دفتر مشاورت [ارتش] هم به ملاقات آمد و خبر از تعمير لامپ هاى كلاسترون و تويسترون رادارها داد كه پيشرفتى خوب است. ملاقاتى داشتم با علما و ائمه جمعه اهل سنت فارس كه براى تجديد بيعت با امام آمده بودند و براى آنها صحبت كردم.  ملاقاتى با هفتاد نفر از رؤساى دانشگاه ها و مسئولان گزينش دانشجو و استاد داشتم و درباره سياست گزينش صحبت كردم.  شب جلسه [جامعه] روحانيت مبارز [تهران] در دفتر من تشكيل شد و تصميم گرفتيم كه با حزب جمهورى [اسلامى] در معرفى كانديداهاى تهران ائتلاف شود و در مورد شهرستان ها، [جامعه] روحانيت [مبارز تهران] در معرفى كانديدا شركت نكند. آخر شب به خانه آمدم.

سرهنگ صياد [شيرازى] از جنوب تلفن كرد كه يك افسر عراقى با خانواده به ايران پناهنده شده و خبر از وضع خراب عراق مى دهد. آقاى خامنه اى [ریيس جمهورى] هم تلفنى از من خواستند براى رفع مشكل آقاى محمد خامنه اى كه از طرف شوراى نگهبان به خاطر نقص مدارك، اسمش در خبرگان اعلام نشده، كمك كنم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا