خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آذر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 22:03کد خبر26324

تا ساعت نه صبح مطالعه كردم. سپس به زيارت امام رفتم. امام از كيفيت برگزارى انتخابات و اوضاع مملكت راضى بودند و فرمودند انقلاب تثبيت شده و مى‏توانم راحت بميرم و از آينده مطمئن باشم. گفتم ايران و انقلاب خيلى مديون و محتاج شماست و اميدواريم كه سال‏هاى سال،

تا ساعت نه صبح مطالعه كردم. سپس به زيارت امام رفتم. امام از كيفيت برگزارى انتخابات و اوضاع مملكت راضى بودند و فرمودند انقلاب تثبيت شده و مى توانم راحت بميرم و از آينده مطمئن باشم. گفتم ايران و انقلاب خيلى مديون و محتاج شماست و اميدواريم كه سال هاى سال، سايه شما بر سر ما باقى باشد. راجع به كيفيت برخورد با مسأله فلسطين و فلسطينى ها با ايشان مذاكره و هم راجع به جامعه مدرسين قم و حزب جمهورى اسلامى و چيزهاى ديگر صحبت شد. امام سرحال بودند.

تا عصر به مطالعه پرداختم. عصر آقاى [عبدالمجيد] معاديخواه آمد و راجع به تأسيس مركزى براى نوشتن تاريخ انقلاب به سرپرستى ايشان و اينكه اين مركز تابع كدام ارگان رسمى باشد، صحبت شد. پيشنهاد كرد كه تابع نهاد رياست جمهورى يا بيت امام باشد. احمدآقا تلفن كرد و از اينكه در بسيارى از جاها انتخابات احتياج به مرحله دوم دارد و اين كار مشكلى است، نگران بود؛ ولى با قانون فعلى چاره اى نداريم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا