خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آذر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 23:22کد خبر26332

صبح زود بچه‌ها را به مدرسه فرستادم و به مجلس رفتم. لايحه وزارت بهداشت و درمان كه از شوراى نگهبان برگشته، مطرح شد. چون وزراى بهدارى و علوم مخالف بودند، كار مشكل شد و يك ماه مسكوت گذاشتيم. ادامه بحث در طرح اصلاحات اراضى بود. پيش از دستور آقاى [مهدى] طيب

صبح زود بچه ها را به مدرسه فرستادم و به مجلس رفتم. لايحه وزارت بهداشت و درمان كه از شوراى نگهبان برگشته، مطرح شد. چون وزراى بهدارى و علوم مخالف بودند، كار مشكل شد و يك ماه مسكوت گذاشتيم. ادامه بحث در طرح اصلاحات اراضى بود. پيش از دستور آقاى [مهدى] طيب [نماينده نائين] به وزارت بازرگانى و آقاى پوراستاد حمله كرد. ظهر ملاقاتى با مهندس طاهرى درباره كانون حزبى نمايندگان داشتيم. گروهى از كميته شميران آمده بودند و از مبهم بودن آينده كميته نگران بودند. دلداري شان دادم.

تا عصر گزارش ها را خواندم. آقاى [غلامرضا]آقازاده وزير مشاور آمد. درباره تعاونى كردن قماش و حذف طاقه فروش ها مشورت كرد و از اختلاف حزب [جمهورى اسلامى] بندرعباس با امام جمعه آنجا گفت و از اختلاف درون كابينه. سپس آقاى [عباسعلى] اخترى آمد و مواردى از خلاف ها را گفت.

شب در دفتر آقاى خامنه اى جلسه شوراى مركزى حزب [جمهورى اسلامى] بود. من درس مواضع گفتم و بحث هاى ديگرى هم داشتيم. آخر شب به خانه آمدم. مهمان داشتيم. خبر رسيد كه ديروز دو كشتى در خورموسى هدف عراقي ها قرار گرفته و يكى غرق شده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا