خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آذر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 21:52کد خبر26309

تا ساعت ده ونيم در خانه مطالعه كردم. نماز جمعه را در دانشگاه اقامه كردم. در خطبه دوم راجع به استحكام جمهورى اسلامى حرف زدم. شب احمدآقا آمد و راجع به ادامه جريان موضوع دادگاه منكرات و شوراى عالى قضايى و اظهارات امام گفت. آخر شب آقاى مهندس [سيد محمد]

تا ساعت ده ونيم در خانه مطالعه كردم. نماز جمعه را در دانشگاه اقامه كردم. در خطبه دوم راجع به استحكام جمهورى اسلامى حرف زدم.  شب احمدآقا آمد و راجع به ادامه جريان موضوع دادگاه منكرات و شوراى عالى قضايى و اظهارات امام گفت. آخر شب آقاى مهندس [سيد محمد] غرضى آمد. از آقاى دكتر [محمدتقى] بانكى و آقاى مهندس [ميرحسين] موسوى گله داشت و معتقد است كه وزارت نفت را عمداً تحت فشار مى گذارند و امتيازاتى كه قانون به آن داده، مى خواهند پس بگيرند و از اختلاف با نخست وزير در جلسه گذشته دولت گفت. آخر شب به فيلم مسابقه تيم هاى فوتبال ايران و ژاپن در دهلى نگاه كردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا