روزنوشتهای سال ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۷۰
دیشب باران خوبى باریده و امروز هم تا شب ادامه داشته است. هنوز هم که ساعت ده شب است، مى بارد. [ آقایان کارلوس آلبرتو و هانس اندرسون]، سفیران برزیل و سوئد، براى تقدیم استوارنامه آمدند؛ صحبت ها تشریفاتى بود. آقاى [شیخ حسین]انصاریان - واعظ- آمد. از شلوغى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۷۰
صبح به سوى دفتر حرکت کردیم. در جماران برف مى بارید و کمى پایین تر باران و در شهر آفتاب بود. [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی و مدیران بخش مرغدارى آمدند. گزارش وضع را گفتند و خبر از بالا رفتن تولید دادند، اما نتوانستند توجیهى براى گرانى بى حساب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۷۰
مطابق معمول همه سحرهاى دیگر، یک ساعت قبل از طلوع فجر با زنگ ساعت بیدار شدم. غذاهاى سحر را که عفت قبلاً آماده کرده بود، گرم کردم و چاى درست کردم. سپس یاسر را بیدار کردم. یاسر مطابق معمول، سفره را آماده کرد. سحرى خوردیم. دعایى خواندم و نماز و سپس استراحت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۷۰
امروز کشتى دوم در چابهار به اسکله بسته شده است. به نظر مى رسد براى دولت آمریکا مشکل سیاسى پیش آمده و در کنگره مورد سئوال واقع شد که چرا 22 ناو جنگى، نتوانسته اند یک کشتى بارى را کنترل کنند. آقایان [سیدعلی اکبر] اجاق نژاد و احمدى از ستاد پشتیبانى فرهنگى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۷۰
آقایان [سید مهدی] امام جمارانى، [رییس سازمان اوقاف] و [محمدعلی] نظام زاده آمدند. گزارش وضع اوقاف، درآمدها و هزینه ها و کارها را دادند و براى مساجد کمک خواستند. [آقای امام جمارانی]، تقاضا داشت که تلاش کنیم شوراى نگهبان افرادى را حذف نکند. براى بعضى ها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۷۰
دیشب برف زیادى باریده است. در راه به دفترم، انبوه برف در سراسر تهران، در پایان فصل را جالب یافتم. در مواردى راه بندان بود. آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و [مرتضی] محمدخان، [رییس کل گمرک] و [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۷۰
[آقای سید رضی حسینی]، نماینده لامرد آمد. تقاضاهایى براى عمران حوزه انتخابیه اش داشت و از درگیرى هاى رقبایش در لامرد شکایت داشت؛ این درگیری ها، منجر به زد وخورد هم شده است. آقاى [محمدرضا] شفیعى، نماینده فومن آمد و براى امور عمرانى و جبران خسارات زلزله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۷۰
آقاى [یوسف بن]علوى، وزیر امور خارجه عمان با دکتر ولایتى آمدند. پیشنهاد اصلاح روابط با مصر و الجزایر و آمریکا و همکارى براى کمک به جمهورى هاى اسلامى جدا شده از شوروى را داشت. در مورد الجزایر و مصر اظهار آمادگى کردم و در مورد آمریکا گفتم قبل از هر چیز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم در دفترم بودم. ساعت نُه صبح مدیران شرکت هاى جدید آب و فاضلاب سراسر کشور آمدند. وزیر نیرو و معاونش توضیحاتى در مورد سیاست جدید تشکیل شرکت هاى غیر دولتى براى آب و فاضلاب شهرها دادند؛ تأیید کردم. آقاى [حمید] میرزاده براى امور کیش و بازسازى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۷۰
شب کم خوابیدم. با یاسر سحرى خوردیم. بعد از نماز صبح، تا ساعت نُه خوابیدم. تا ساعت ده ونیم براى خطبه ها مطالعه کردم. به دانشگاه تهران رفتم. ضمن خطبه ها برف و رعد و برق بود. خطبه ها را مختصر کردم. یکى دربارة ماه رمضان و دیگرى جمع بندى وضع سال جارى که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۷۰
تا ساعت ده صبح کارها انجام شد. آقاى [عبدالله] نورى، [وزیر کشور] آمد. گزارش کار مقدمات انتخابات و مساله نهضت آزادى را داد. مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. مشکلات زمین شهرى رفع شد. در چند جلسه، مصوبات جامعى داشتیم و مشکلاتى که دادگاه ها با لغو آیین نامه ها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۷۰
به مناسبت سالروز تأسیس کمیته امداد امام خمینی(ره)، مدیران کمیته آمدند و گزارش کار دادند. صحبت هاى تشویق آمیزی نمودم. [آقای دیوید انروز]، وزیر امورخارجه ایرلند آمد. مذاکرات معمولى بود. سئوالاتى دربارة انتخابات ایران و برنامه پنج ساله داشت. من هم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح در دفترم بودم. پس از انجام کارها، سران حزب الله لبنان آمدند. گزارش امور پس از شهادت سید عباس[موسوی] را دادند. آقاى سید[حسن] نصرالله، رهبر جدیدشان، وضعی شبیه به سیدعباس دارد و از همدردى مردم و مسئولان و احزاب لبنان و حمایت ایران، اظهار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت و ربع در دفترم بودم. تا ساعت هشت صبح کارهاى عقب مانده انجام شد. به جلسه مجلس خبرگان رفتم. تا ظهر کار کردیم؛ با یک تنفس کوتاه. قرار شد از این به بعد، حداقل مدت اجلاسیه هاى سالانه دو روز باشد؛ قبلاً پنج روز بود که معمولاً عمل نمى شد. تا ساعت چهار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۷۰
زودتر از روزهاى دیگر به دفترم رفتم. ساعت هفت و نیم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم و سپس براى شرکت در اجلاسیه مجلس خبرگان، به حسینیه امام خمینى(ره) رفتم. تا ظهر کار کردم. ظهر ضیافتى به احترام نخست وزیر یونان دادم. مذاکرات ضمن ناهار، دوستانه و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت صبح، بعد از صرف صبحانه به فرودگاه رفتیم. بلافاصله پس از مراسم، پرواز کردیم. همراهان را ساعت شش و نیم صبح برده بودند و معطل شده بودند. در مسیر با آقایان [محسن]رضایى و [حمید] میرزاده و [علی] فلاحیان، راجع به مسایل سفر و کارهاى جزایر و کیش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح، آقایان [حمید] میرزاده و [محسن] مهرعلیزاده، مدیران کیش آمدند. گزارش کارها را دادند و من تشویق شان کردم. بر توسعه امکانات تفریحى و سرگرمى سالم و رفاهى تأکید نمودم. براى بازدید طرح هاى عمرانى جزیره و افتتاح نیروگاه جدید 37 مگاواتى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۷۰
تا ساعت هشت و نیم صبح، در اقامتگاه به استماع اخبار و استراحت و صبحانه و استحمام پرداختم. سپس با هواپیماى سی- 130 به جزیره سیرى پرواز کردیم. پس از مراسم استقبال، با هلی کوپترها به سکوی نصر رفتیم. این سکو در اواخر جنگ، توسط آمریکایى ها بمباران و منهدم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۷۰
آقاى [محسن]رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] آمد و گزارش تصمیمات در خصوص اجراى خواسته ها را داد. به پایگاه نیروى دریایى رفتیم. مراسم پرده بردارى و صبحگاه مشترک بود. بعد از گزارش اقدامات، من صحبت کردم و رژه برگزار شد. سپس به جزیره مینو رفتیم و با اتومبیل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۷۰
همراه عفت ساعت هفت صبح به فرودگاه [مهرآباد]رسیدیم و به سوی دزفول حرکت کردیم. جمعى از وزیران، معاونان و محافظان همراه بودند. در پایگاه هوایى دزفول استقبال رسمى بود. به خاطر باران زیاد و هواى ابرى، هلی کوپترها نیامدند. بلافاصله براى مراسم شروع عملیات
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا




