آرشیو ماه

مهر ۱۳۷۰

۳۰ روزنوشت در این ماه.

30 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مهر ۱۳۷۰

[آقای عبدالعلی توکلی]، سفیر جدیدمان در تانزانیا براى خداحافظى و مشورت آمد؛ قبلاً در سومالى بود. گفت [محمد]زیاد باره ، رییس جمهور قبلى سومالى که اخیراً با شورش مواجه شد و فرار کرد، در دهکده اى در مرز سومالى با کنیا، با نیروى کوچکى مستقر است.…

29 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مهر ۱۳۷۰

تا ساعت نُه صبح، همه کارهاى مانده دیشب را انجام دادم. از نُه صبح تا ظهر، مرتباً نمایندگان مجلس آمدند. آقاى [سیدفخرالدین]هاشمى، نماینده جهرم وآقاى [سیدمصطفی] فارغ، نماینده دزفول و نیز آقاى بریانک، نماینده اهواز، براى حوزه انتخابیه خود کمک ها…

28 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مهر ۱۳۷۰

ساعت هشت ونیم صبح به دفترم رسیدم. قرار بود وزیر سریلانکایى، نامة رییس جمهورش را بیاورد؛ تأخیر داشت، ملاقات را لغو کردم. آقاى سید محمد هاشم دستغیب، [فرزند شهید دستغیب] آمد. تقاضاهایى در مورد زمین براى مدارس علمیه تحت مدیریتش داشت. آقاى

27 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مهر ۱۳۷۰

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. به خاطر تعمیر پل ها و حرکت مهمان ها، مسیر شلوغ بود. ساعت هشت و نیم، براى شرکت در مراسم افتتاح کنفرانس بین المللى حمایت از انقلاب اسلامى مردم فلسطین به مجلس رفتم. قبل از شروع جلسه،آقاى [عبدالواحد]موسوى لارى، توضی…

26 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مهر ۱۳۷۰

ساعت هفت و نیم صبح، براى شرکت در کنگره همبستگى علمى، ورزشى بانوان کشورهاى اسلامى، به محل وزارت کشاورزى رفتیم. این برنامه به مدیریت فائزه برگزار شده و با اصرار او پذیرفتم که شرکت کنم؛ گرچه معمولاً در این گونه کنگره ها شرکت نمى کنم. سروقت تعی…

25 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۷۰

عفت اظهار ناراحتى مجدد در ارتباط با بیماری اش نمود. [آقای عبدالعزیز اینداو]، رییس مجلس سنگال و همراهان آمدند. دربارة نشست سران سازمان کنفرانس اسلامى در سنگال و مسأله فلسطین و کنفرانس صلح مذاکره کردیم. مقدارى با شوخى سر به سر او و بعضى از هم…

24 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مهر ۱۳۷۰

بعد از نماز براى انجام کارها و شنیدن اخبار به دفترم رفتم و براى صبحانه برگشتم. اعضای شوراهاى اسلامى کار آمدند. آقاى [علیرضا]محجوب گزارش داد و از حمایت هاى من براى تصویب قانون کار و دادن سهام به کارگران تشکر کرد. صحبت مفصلى نمودم. آقاى [حمید…

23 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مهر ۱۳۷۰

جمعى از نابینایان آمدند. بعد از سرود و شعر و قرآن، گزارشى از پیشرفت کارهاى پشتیبانى در دوره دو ساله اخیر و توسعه مرکز آموزشى و تأمین ابزار مدرسه آموزش براى روشندلان دادند. من هم صحبت تشویق آمیز نمودم . آقاى [محمد]اسحاق مدنى، [مشاور رییس جمه…

22 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مهر ۱۳۷۰

براى بازدید از مؤسسه استاندارد و نمایشگاه کالاهاى داراى مهر استاندارد، به مناسبت روز جهانى استاندارد، از خانه یکسره به کرج رفتیم. وقت زیادى صرف دیدار غرفه ها و گفت وگو با صنعتگران کردم. سپس در جمع مدیران سخنرانى کردم و جوایز را دادم. سپس از…

21 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مهر ۱۳۷۰

ساعت نُه صبح، سران صنوف تولیدى آمدند و مشکلات شان را با شهردارى [تهران] و [وزارت امور اقتصادی و] دارایى، از جمله مشکل اخراج صنوف مزاحم و مخرّب محیط زیست از تهران [= اجرای طرح ساماندهی صنایع و مشاغل] را گفتند. آقاى [علی]فلاحیان، [وزیر اطلاعا…

20 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۷۰

ساعت هشت ونیم صبح، براى شرکت در مراسم فارغ التحصیلى دانشجویان دانشگاه علوم انتظامى، با هلی کوپتر به پرندک رفتیم . مراسم انجام شد. جوایز را دادم و ورزش هاى ویژه را تماشا کردم. ظهر به دفترم رسیدم. عصر شوراى عالى امنیت ملى جلسه داشت. در مورد س…

19 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مهر ۱۳۷۰

در خانه بودم. براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم. خطبه اى براى نماز و خطبه اى براى مسایل روز خواندم. ظهر بچه ها جمع بودند. فائزه اصرار دارد که در افتتاح سمینار ورزش بانوان شرکت کنم؛ نمایندگان بیست کشور اسلامى حضور دارند؛ مناسب نمى بینم، و…

18 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مهر ۱۳۷۰

جمعى از دانشجویان عضو انجمن هاى اسلامى و فارغ التحصیلان آمدند. برایشان صحبت کردم و توصیه نمودم که متعبد به اسلام باشند. محسن[هاشمی، رییس دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور] و همکارانش آمدند و گزارش وضع راه آهن و نابسامانى هاى آن را گفتند. [آقای جا…

17 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مهر ۱۳۷۰

مدیران شرکت پست، به مناسبت روز جهانى پست آمدند و گزارش دادند. برایشان صحبت کردم. آقاى سید على اصغر هاشمى چیذرى آمد. از خدمت هاى خود قبل و بعد از انقلاب گفت و براى مدرسه علمیه[چیذر] کمک خواست. از دادگاه نظامى به خاطر بازداشت یکى از بستگانش ش…

16 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مهر ۱۳۷۰

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. [محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری و معاونان آمدند. گزارش پیشرفت کار راه آهن بافق- بندرعباس و نیازها را دادند؛ تا نیمه سال آینده، مسیر تا حاجى آباد و تا سال 1372 تا بندرعباس، ع…

15 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مهر ۱۳۷۰

اول وقت، در راه دفترم، براى بازدید از نمایشگاه [طرح های آماده سازی زمین و شهرهای جدید]، به مناسبت «روز اسکان بشر» به فرهنگ سراى نیاوران رفتم. مصاحبه اى هم به منظور توضیح برنامه ساخت مسکن انجام دادم. در دفترم به انجام کارهاى مانده از روزهاى …

14 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مهر ۱۳۷۰

صبح به مطالعه گزارش ها و گرفتن اخبار و نوشتن خاطرات و صرف صبحانه پرداختم. بعد از ملاقات با [آقای اکبر پرهیزکار]، استاندار آذربایجان شرقی و استماع مطالب او دربارة امور استان و نیازها، جلسه ای با مدیران کشت و صنعت مغان داشتم؛ تشویق شان کردم. …

13 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مهر ۱۳۷۰

بعد از نماز صبح، گزارش هاى داخلى و خارجى را دیدم و به اخبار گوش دادم و خاطرات دیروز را نوشتم و در اتاقم به تنهایى صبحانه خوردم: سرشیر و عسل خوب اردبیل. با هلی کوپترها به سوى مشکین شهر پرواز کردیم. با استقبال پرشور و وسیع مردم در ورزشگاه شهر…

12 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مهر ۱۳۷۰

اخبار و گزارش هاى داخلى و خارجى را بررسى کردم. اوج گرفتن بحران یوگسلاوى با کودتاى سیاسى مورد توجه است. به خاطر مه گرفتگى هوا، هلی کوپترها نمى توانستند پرواز کنند. با اتومبیل به محل سد میل مغان رفتیم. سد انحرافى که با همکارى ایران و شوروى سا…

11 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مهر ۱۳۷۰

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم همه کارهاى مانده را انجام دادم که آماده سفر باشم. آقاى [عبدالرضا]هاشم زایى، مسئول امور اقتصادى بنیاد شهید آمد. گزارشى از عملکرد اقتصادى در بخش هاى کشاورزى، صنعت، پیمانکارى، دامدارى و تجارت را داد و از ضعف ب…

10 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مهر ۱۳۷۰

آقاى [سیدعلی]غیورى، [نماینده ولی فقیه در هلال احمر] آمد. گزارشی از کمک های شان به ساخت مدارس داد و براى تکمیل مدارس مناطق زلزله زاده کمک خواست که قبول کردم. مدیران هلال احمر آمدند. دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی]، رییس سازمان هلال احمر گزارش…

9 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مهر ۱۳۷۰

تا ساعت ده صبح، کارهایى که از دفترم آورده بودم، در خانه انجام دادم. سپس براى افتتاح هفدهمین نمایشگاه بین المللى تهران رفتیم. مراسم انجام شد. صحبت کردم و مشعل را روشن نمودم. از غرفه هاى صنایع بخش خصوصى و صنوف و همچنین صنایع خصوصى صنایع سنگین…

8 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۷۰

چند نفر از نمایندگان مجلس آمدند. آقاى [غلامرضا]تاج گردون، نماینده گچساران براى عمران بیشتر منطقه استمداد کرد و از استاندار تعریف کرد. آقاى [محمود]آستانه، نماینده سربند آمد. راجع به سپاه، عمران منطقه، آموزش و پرورش و مفقودان مطالبى داشت. او …

7 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۷۰

آقاى [سید ابوالفضل]موسوى تبریزى، دادستان کل کشور آمد. راجع به امنیت شرق کشور و مشکل قاچاق مواد مخدر صحبت کرد و براى ساخت مهدکودک براى فرزندان خانم هاى زندانى کمک خواست؛ قول کمک دادم. آقاى [عبدالحسین]وهاجى، [وزیر بازرگانی] و آقاى مهندس [مصطف…

6 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مهر ۱۳۷۰

ساعت هفت و چهل دقیقه صبح به دفترم رسیدم. قرار بود آقاى کلیم صدیقى، [رییس پارلمان مسلمانان انگلستان] به ملاقات بیاید؛ گفتند به زمین خورده و آسیب دیده است. آقاى حکمت شهابى، رییس ستاد ارتش سوریه آمد. حرف ها دوستانه و معمولى بود. [آقای محمد خلی…

4 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۷۰

ساعت بیست دقیقه به هشت صبح، به فرودگاه [مهرآباد] رسیدیم. به سوى اصفهان پرواز کردیم. مهدى هم با من بود. در فرودگاه اصفهان، هلی کوپترها آماده بودند. [آیت الله سید جلال الدین طاهری]، امام جمعه و [آقای سید محمدرضا واقفی]، استاندار اصفهان آمده ب…

3 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مهر ۱۳۷۰

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارهاى دیروز را انجام دادم. [آقای عمر علی جمعه]، نخست وزیر زنگبار آمد. نامه آقاى مووینی، رییس جمهور تانزانیا را آورد. توضیحاتى از وضع کشورش داد و استمداد کرد؛ قول همکاری دادم. محسن و [فریدون] ق…

2 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۷۰

ساعت هشت و نیم صبح براى شرکت در مراسم شروع سال تحصیلى دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، به دانشگاه تهران رفتم.گزارش دادند. جوایز را دادم و سخنرانى کردم. به دفترم رفتم. سفیران مان در یونان، هند و مالزى آمدند؛ گزارش دادند و مشورت کردند. [دکتر دی…

1 مهر 1370

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مهر ۱۳۷۰

صبح زود، [آقای محمدعلی نجفی]، وزیر آموزش و پرورش به منزل آمد. با هم به مدرسه شهید مطهرى در شرق تهران رفتیم. زنگ مدرسه را به صدا درآوردم و سپس صحبت کوتاهى نمودم. مصاحبه اى انجام شد. از آنجا به مدرسه دخترانه [جانبازان در شرق تهران] رفتیم. صحب…