آرشیو ماه

آبان ۱۳۶۱

۳۰ روزنوشت در این ماه.

30 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آبان ۱۳۶۱

صبح زود به مجلس رفتم. انتخاب دو عضو براى كميسيون نظارت بر اندوخته اسكناس و تفريغ بودجه و اصلاح لايحه شوراها در دستور بود. ظهر چند ملاقات با نمايندگان داشتم و عصر با وزير خارجه پاكستان و قبل از آن هم با آقاى پويا كه ايرانى است، ولى از پاكستا…

29 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آبان ۱۳۶۱

تمام وقت در خانه بودم. گزارش ها را خواندم و كمى هم نوشته آقاى [حسينعلى] منتظرى را درباره نماز جمعه و خمس. پيش از ظهر خانواده هاى دكتر وحيد و دكتر واعظى آمدند. ستادى براى كمك به جبهه دارند. مردمى مفيد و پركارند. براى دو سه پاسدار كمك براى خر…

28 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آبان ۱۳۶۱

تا ساعت ده ونيم مطالعه كردم و سپس به نماز جمعه رفتم. پيش از خطبه ها آقاى[سيدمحمدباقر] حكيم سخنگوى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق صحبت كرد. بعد از ظهر آقاى [سيدجلال الدين] طاهرى امام جمعه اصفهان به منزل آمد و راجع به استاندار جديد براى اصفهان…

27 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آبان ۱۳۶۱

پس از نماز به مجلس رفتم. صبحانه را صرف كردم و كمى از گزارش‌ها را خواندم. جلسه علنى داشتيم. متمم بودجه تمام شد. آقاى [حجت] كشفى ظهر آمد و درباره تشويق هنر اسلامى مطالبى داشت. عصر كلاس مواضع داشتم و سپس ملاقاتى با سينا واحد كه از نواقص هنر و …

26 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آبان ۱۳۶۱

تا عصر در خانه بودم. استراحت و مطالعه و نوشتن خاطرات عقب مانده و اصلاح دستگاه آبگرم كن خانه كه خراب شده بود، مشغولم كرد. صبح آقاى [سيدحسين] موسوى تبريزى آمد و راجع به موضوعى كه درباره دايره مبارزه با منكرات از طرف شوراى قضايى مطرح شده، پس ا…

25 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آبان ۱۳۶۱

قبل از جلسه علنى به مطالعه پرداختم. متمم بودجه در دستور بود كه كليات آن تصويب شد. در تنفس با پاسدارانى كه از مجلس به جبهه مى رفتند، خداحافظى و برايشان صحبت كردم. ظهر معاون وزارت معادن آقاى [حسين] محلوجى و ریيس فولاد مباركه آمدند. راجع به نم…

24 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آبان ۱۳۶۱

صبح زود به مجلس رفتم. لايحه متمم بودجه در دستور بود. جلسه را به آقاى [محمد] يزدى سپردم. به دفترم آمدم. در مجلس اعتراضى از طرف بعضى از نمايندگان در خصوص اعزام هيأتى از طرف ریيس جمهورى به مسكو براى تشييع جنازه برژنف وجود دارد. ظهر چند ملاقات …

23 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آبان ۱۳۶۱

پيش از جلسه گزارش ها را خواندم. جلسه علنى مجلس در دستور كار خود، طرح نوگشايى بعضى از دانشكده ها را داشت. علي رغم مخالفت وزير فرهنگ و آموزش عالى تصويب شد كه از فروردين 62 سال اول با دانشجويان جديد شروع شود. ظهر چند ملاقات با نمايندگان و عصر …

22 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آبان ۱۳۶۱

تا ظهر در خانه بودم. ظهر مهمان احمدآقا بوديم. آقاى ریيس جمهور و آقاى [سيدعبدالكريم] موسوى اردبيلى و آقاى [محمدمهدى] ربانى املشى هم بودند. مسايل مربوط به دادگاه مبارزه با منكرات و احتمال فساد مطرح بود. ساعت چهارونيم بعد از ظهر به مجلس رفتم. …

21 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آبان ۱۳۶۱

خاطرات را نوشتم. آقاى محسن رضايى تلفنى اطلاع داد كه عراق امروز صبح با چهار تيپ، در منطقه عمليات محرم پاتك كرده، ولى موفق نبوده، تلفات زيادى داده و هنوز هم درگيريم. نماز جمعه را به آقاى [محمد] امامى كاشانى واگذار كردم. عصر يكى از معلمان مدرس…

20 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آبان ۱۳۶۱

جلسه علنى را به آقاى[محمد] يزدى سپردم و براى انجام كارهاى عقب مانده به دفترم آمدم. آقاى [عبدالله] امامى نماينده تربت حيدريه براى معالجه در خارج كمك خواست كه انجام دادم. عصر كلاس مواضع داشتيم. آقاى [عبدالرحيم] گواهى سفير ما در ژاپن هم آمد و …

19 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آبان ۱۳۶۱

تا ساعت سه بعد از ظهر در منزل بودم. احمدآقا آمد و راجع به اينكه عليه چهره هايى مثل آقايان [سيدمحمد] موسوى خوئينى ها و [سيدمحمد] خاتمى و... تلاش مى شود، نگران بود. ديشب آقاى [سيدمحمد] موسوى خوئينى ها هم همين مطلب را به من گفت. خاطرات عقب مان…

18 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آبان ۱۳۶۱

در جلسه علنى، بحث درباره وزراى جديد بود. من هم در موافقت با آنها صحبت كردم. هرسه نفر رأى اعتماد گرفتند. بعد از ظهر با سفير الجزاير و سفير يمن جنوبى ملاقات داشتم. اظهارات دوستانه زيادى داشتند. كميته كشاورزى جهاد هم آمد و گزارشى از كارها و اب…

17 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آبان ۱۳۶۱

تا ساعت ده صبح مطالعه كردم. وزراى به اصطلاح تندرو آمدند و درباره حركت هايى كه عليه آنها و بند «ج» قانون حفاظت صنايع و كشاورزى مى شود، حرف داشتند: آقايان بهزاد نبوى، [حسين] نمازى، [شهاب الدين پروين] گنابادى، [محمد] سلامتى، [محسن] نوربخش و...…

16 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آبان ۱۳۶۱

صبح زود به مجلس رفتم. خبر انجام مرحله سوم عمليات محرم در شب گذشته، تصرف سيصد كيلومترمربع از خاك عراق و چند واحد توليد نفت و شهرك زبيدات و اسارت هزاروپانصد نظامى عراقى و غنايم فراوان را دادند و دستور جلسه، انتقال طرح هاى عمرانى ارتش از وزارت…

15 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۶۱

بعد از نماز و كمى مطالعه به زيارت امام رفتم. از محتواى وصيتى كه امانت نزد من گذاشته اند، پرسيدم كه فرمودند، كارهاى شخصى ايشان است و خبر دادند كه وصيت سياسي شان را در نزديك به سى صفحه تهيه كرده اند كه هنوز امضا نشده. راجع به پذيرش دانشجويان …

14 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آبان ۱۳۶۱

تمام روز در خانه ماندم و اكثراً مطالعه كردم. آقاى [سيدمحمود] دعايى پيش از ظهر آمد و گزارشى از كردستان و آذربايجان غربى داد. از بيت امام با نگرانى خبر دادند كه فشار خون امام بالا رفته، با ناراحتى به آنجا رفتم. دكتر [حسن] عارفى حاضر بود و گفت…

13 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آبان ۱۳۶۱

تا ساعت هشت مطالعه براى كلاس مواضع حزب كردم. جلسه علنى به استيضاح گذشت. بالاخره وزير مسكن رأى اعتماد گرفت و استيضاح كنندگان از من رنجيدند كه از وزير حمايت كردم و مى گويند كه او به خاطر حمايت تو رأى آورد. واقعيت اين است كه اظهارات شان ضعيف ب…

12 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آبان ۱۳۶۱

صبح زود با آقاى رحيم صفوى در جبهه تماس گرفتم. خبر داد كه رخنه نيروهاى عراقى سد شده و اسرا به ششصدوپنجاه تن رسيده اند و راضى بود. به زيارت امام رفتم. مدرسين قم و روحانيت مبارز تهران احضار شده بودند. امام نگران پايين آمدن سطح مجلس خبرگان بودن…

11 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آبان ۱۳۶۱

صبح زود به قرارگاه جبهه تلفن كردم. معلوم شد كه عمليات در چهار محور موفق بوده و در يك محور ناكام. ارتفاعات سوق الجيشى و مناطق نفت خيز و چند چاه نفت را كه در اشغال عراقى ها بوده، پس گرفته اند و بر شهرك طيب و جاده تداركاتى عراق مشرف شده ايم. ق…

10 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آبان ۱۳۶۱

بعد از نماز تا ساعت هشت ونيم مطالعه كردم. سپس در كميسيون امور اقتصادى و دارايى شركت كردم. قراردادهاى دولت با تركيه، پاكستان و سوريه مطرح بود. چون دولت، قبل از تصويب مجلس اجرا كرده است، عده‌اى مى‌گفتند كه مسكوت بگذاريم، ولى قرار شد كه بحث و …

9 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آبان ۱۳۶۱

تا ساعت هشت مطالعه كردم. جلسه علنى ساعت هشت و چهل و پنج دقيقه شروع و چند لايحه تصويب شد. ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. عصر ملاقاتى با مسئول بازرگانى بنياد مستضعفان داشتم. آقاى مهرى به سياست هاى تمركزى و جلوگيرى از بخش خصوصى اعتراض داشت و ك…

8 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آبان ۱۳۶۱

پيش از ظهر در منزل مطالعه و كار كردم و نزديك ظهر به مجلس رفتم. عده‌اى از نمايندگان براى كارهاى حوزه‌هاى انتخابيه خود مراجعه كردند. جمعى هم كه به جبهه‌ها رفته بودند، گزارش جبهه‌ها و نيازهاى آن را دادند. عصر چند ملاقات داشتم. شب جلسه روحانيت …

7 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آبان ۱۳۶۱

تا ساعت ده ونيم صبح مطالعه كردم و براى نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. طبق معمول، خطبه اى در اقتصاد اسلامى و خطبه اى درباره مسايل روز و دستاوردهاى انقلاب خواندم و به منزل برگشتم. عصر كمى در حياط منزل پياده روى كردم. شام را آقاى مهديان از م…

6 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آبان ۱۳۶۱

بيشتر به مطالعه و استماع ذكر مصائب پرداختم. بچه‌ها براى شركت در مراسم عزادارى و ديدن آشيخ حسين هاشميان‌- كه به علت سكته قلبى در بيمارستان قلب بسترى است - رفتند. نوارى را براى جواب دادن به سئوالات حزب جمهورى اسلامى شعبه يزد پر كردم؛ براى ثبت…

5 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آبان ۱۳۶۱

پس از نماز، مقدارى در حياط پياده روى كردم و نوشتن خاطرات عقب مانده را جبران كردم. تا شب در خانه ماندم. احمدآقا آمد و با ايشان راجع به لزوم همكارى با مسلمانان مخلص فلسطينى و پذيرش مؤمنين آنها در ايران و دادن پايگاه تبليغاتى به آنان صحبت كردم…

4 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آبان ۱۳۶۱

صبح زود آقاى [محمدرضا] فاكر آمد و درباره تنبيه متخلفان مجله اميد انقلاب، توضيحاتى داد. براى انتقال آقاى [عباس] شيرازى از بازرسى كل كشور به سپاه مشورت كرد. تا ظهر به كارهاى ادارى پرداختم. عراقى ها به دزفول و ايلام حمله هوايى كرده اند، بيش از…

3 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آبان ۱۳۶۱

تا ساعت هشت مطالعه كردم. جلسه علنى داشتيم و بدون تنفس تا ظهر ادامه داديم. پس از نماز و استراحت، چند ملاقات انجام دادم. آقاى [رضا] سيف اللهى و مسئولان اطلاعات مناطق ده گانه سپاه آمدند، گزارش كارشان را دادند و وضع موجود ضد انقلاب و امنيت را گ…

2 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آبان ۱۳۶۱

جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبو…

1 آبان 1361

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آبان ۱۳۶۱

تا ساعت سه بعد از ظهر در خانه بودم. فاطمه خانم باقي‏مانده غذاى ديشب را براى ناهار گرم كرد. پاسدارها هم كمى از غذاى خودشان كه از سپاه آورده بودند، به ما دادند. احمدآقا آمد و موافقت امام را با ملاقات نمايندگان گروه‌هاى اسلامى لبنان خبر داد و …