خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آبان ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 21:17کد خبر26280

بيشتر به مطالعه و استماع ذكر مصائب پرداختم. بچه‌ها براى شركت در مراسم عزادارى و ديدن آشيخ حسين هاشميان‌- كه به علت سكته قلبى در بيمارستان قلب بسترى است - رفتند. نوارى را براى جواب دادن به سئوالات حزب جمهورى اسلامى شعبه يزد پر كردم؛ براى ثبت و حفظ تاريخ

بيشتر به مطالعه و استماع ذكر مصائب پرداختم. بچه ها براى شركت در مراسم عزادارى و ديدن آشيخ حسين هاشميان - كه به علت سكته قلبى در بيمارستان قلب بسترى است - رفتند. نوارى را براى جواب دادن به سئوالات حزب جمهورى اسلامى شعبه يزد پر كردم؛ براى ثبت و حفظ تاريخ صحيح انقلاب، سى چهل سئوال از كسانى كه مستقيماً در انقلاب شركت داشته اند، نموده اند. ظهر بچه هاى اخوى و آشيخ محمد[هاشميان] آمدند. ناهار را از حسينيه جماران كه براى عاشورا خرج مى دادند، گرفتيم و شام هم از همان ها خورديم.

عصر آقاى [محسن] دعاگو آمد و راجع به اختلاف نظر با آقاى [سيدعلى اكبر] پرورش در خصوص محدود شدن گزينش و ارجاع اختياراتش به مديران كل صحبت كرد. آقاى دكتر ولايتى هم آمد و راجع به اقدام جديد ايران در سازمان ملل درباره پيشنهاد اخراج اسرایيل - كه شكست خورد - و راجع به بعضى كاركنان قديمى سفارتخانه ها كه پس از بركنارى پناهنده مى شوند و نيز كشورهاى عربى و پاكستان و ميانجى هايى كه جديداً مى آيند، صحبت كرديم. آقاى نخست وزير تلفن كرد و راجع به وزير مسكن جديد مشورت كرد. بچه ها براى شام غربيان به دفتر مركزى حزب رفتند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا