جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براىجلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريست ها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبهه ها آورد و براى ادامه معالجه كمك مى خواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشته اند، دادند. آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گله هايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضى ها داشت. شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عده اى به نخست وزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنه اى نتيجه مذاكرات با ميانجى هاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازه اى نداشته اند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبه اى ميانجى ها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمى خورد.
جلسه علنى داشتيم. اواخر جلسه را به [آقاى محمد] يزدى سپردم و به دفتر آمدم. ظهر جمعى از نمايندگان را در دفترم براى كارهايشان ملاقات كردم. آقاى [حسن] كافى كه مدتى قبل مورد سوء قصد تروريستها قرار گرفته، سخت مجروح شده، آمد و وجهى براى خريد آمبولانس براى جبههها آورد و براى ادامه معالجه كمك مىخواست. عقد ازدواج يك بسيجى را خواندم. فرماندهان ژاندارمرى و سياسى ايدئولوژى عصر آمدند و براى آنها صحبت كردم. آنها هم گزارش كار سمينارى را كه در سيستان داشتهاند، دادند.
آقاى [عباس] مظفر آمد و سناريوى فيلم نهضت جنگل را آورد كه من بخوانم و نظر دهم. ضمناً گلههايى هم از منزوى شدن بعضى از نيروهاى مخلص و فراوانى ناراضىها داشت.
شوراى مركزى حزب داشتيم. شرح وظايف مطرح بود؛ جاى دفتر سياسى را مشخص كرديم. عدهاى به نخستوزير به خاطر عدم مشورت با شورا در انتخاب وزراى جديد اعتراض كردند. راجع به جايگاه و اعضاى شوراى استان هم بحث شد. آخر شب به مجلس رفتم. آقاى خامنهاى نتيجه مذاكرات با ميانجىهاى كنفرانس اسلامى را درباره جنگ گفتند. معلوم شد كه پيشنهاد تازهاى نداشتهاند و در نتيجه ما هم جواب رد داديم. ايشان در مصاحبهاى ميانجىها را تحت تأثير آمريكا معرفى كردند كه لابد به آنها برمىخورد.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام