خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آبان ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 21:26کد خبر26288

تمام روز در خانه ماندم و اكثراً مطالعه كردم. آقاى [سيدمحمود] دعايى پيش از ظهر آمد و گزارشى از كردستان و آذربايجان غربى داد. از بيت امام با نگرانى خبر دادند كه فشار خون امام بالا رفته، با ناراحتى به آنجا رفتم. دكتر [حسن] عارفى حاضر بود و گفت كه امام به

تمام روز در خانه ماندم و اكثراً مطالعه كردم. آقاى [سيدمحمود] دعايى پيش از ظهر آمد و گزارشى از كردستان و آذربايجان غربى داد. از بيت امام با نگرانى خبر دادند كه فشار خون امام بالا رفته، با ناراحتى به آنجا رفتم. دكتر [حسن] عارفى حاضر بود و گفت كه امام به حال عادى برگشته اند و نگرانى رفع شده است. امام خوابيده بودند و گفتند كه در سينه ام احساس گرفتگى و فشار كردم و نشستم.

ظهر فرماندهان سپاه آمدند و گزارش مبسوطى از عمليات محرم و برنامه هاى آينده دادند. معلوم شد كه تاكنون پانصدوسى شهيد داده ايم و موفقيت ها بزرگ است و نقطه بسيار حساس؛ شرحى از سازمان جديد سپاه - كه لشكر و سپاه و ارتش تأسيس شده - دادند. اول شب آقاى ذبيحى ریيس مدرسه بچه ها آمد. احمدآقا نيز آمد و راجع به بنياد مستضعفان و چيزهاى ديگر مطالبى داشت. اخوى محمد شب مهمان بود و آخر شب آقاى [سيدمحمد] غرضى آمد و از اينكه شوراى عالى قضايى در خصوص توافق هاى كميسيون خاص در اختلافات با طرف هاى خارجى اشكال كرده، ناراحت بود و گزارشى از كارها داد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا