خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آبان ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 21:26کد خبر26286

صبح زود با آقاى رحيم صفوى در جبهه تماس گرفتم. خبر داد كه رخنه نيروهاى عراقى سد شده و اسرا به ششصدوپنجاه تن رسيده اند و راضى بود. به زيارت امام رفتم. مدرسين قم و روحانيت مبارز تهران احضار شده بودند. امام نگران پايين آمدن سطح مجلس خبرگان بودند و توصيه

صبح زود با آقاى رحيم صفوى در جبهه تماس گرفتم. خبر داد كه رخنه نيروهاى عراقى سد شده و اسرا به ششصدوپنجاه تن رسيده اند و راضى بود. به زيارت امام رفتم. مدرسين قم و روحانيت مبارز تهران احضار شده بودند. امام نگران پايين آمدن سطح مجلس خبرگان بودند و توصيه كردند كه افراد عالم عنوان دار را هم كانديدا كنيم. سپس جلسه اى تشكيل داديم و تغييراتى در ليست كانديداها داده شد. ناهار را همان جا در دفتر امام خورديم و براى استراحت به منزل آمدم. سالارى ها مهمان مان بودند.

به مجلس رفتم. جلسه هيأت ریيسه داشتيم و تصميماتى در مورد ترميم حقوق كاركنان مجلس و اتاق هاى كميسيون ها گرفتيم.

شب اطلاع دادند كه امروز در جبهه پيشرفت هاى جديدى داشته ايم و ضربه هايى وارد كرده ايم.

در مجلس ماندم. مطالعه گزارش ها و استماع اخبار، وقتم را پر كرد. با جبهه تماس گرفتم. گفتند كه شب عمليات دارند و مى خواهند چند ارتفاع را در خاك عراق بگيرند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا