21 نوفمبر 1983
صبح زود به مجلس رفتم. کمیسیون اصلاح مواضع حزب جمهورى اسلامى از ساعت هفت و نیم صبح تا ساعت دو بعد از ظهر جلسه داشت؛ تمام نشد. ساعت چهار بعد از ظهر [آیت الله]آقاى خامنه اى به دفترم آمدند و راجع به تعویض فرمانده نیروى هوایى بحث کردیم و تصمیم گ…
20 نوفمبر 1983
پیش از دستور درباره حملات فرانسوی ها و اسراییلی ها در لبنان صحبت کردم. دستور جلسه، اساسنامه وزارت جهادسازندگى بود. مقدارى از جلسه را به آقاى یزدى سپردم و به دفترم آمدم. اخبار جبهه مى گوید که حمله دیشب در ابتدا موفق بوده، ولى با فشار دشمن عق…
19 نوفمبر 1983
تا ساعت سه بعد از ظهر در خانه بودم. دو مصاحبه انجام دادم. یکى درباره سوابق آقاى منتظرى و دیگرى درباره مهاجرت از روستاها با مجله جهاد روستا. مقدارى هم در باغچه با سارا - کودک صبیه ام فاطى - سر کردم و عکسى گرفتیم. آقاى آشتیانى از بیت امام آمد…
18 نوفمبر 1983
در منزل ماندم. یک دوره از مذاکرات تمام دوره هاى مجلس را گرفته بودم. مقدارى از مذاکرات اولین مجلس و گزارش هاى روز را خواندم. نمازجمعه را [آیت الله]آقاى خامنه اى اقامه کردند. عصر دکتر ولایتى [وزیر امور خارجه] تلفن کرد و خواستار تشکیل جلسه اى …
17 نوفمبر 1983
تا ساعت هشت صبح در دفترم کار مى کردم. با [آیت الله]آقاى خامنه اى مشورت کردم که راجع به بمباران مرکزى از ما در لبنان توسط اسراییلی ها -که چند شهید و چند مجروح داشته - صحبت کنیم. اما خودم صلاح ندانستم و قبل از دستور مجلس، چیزى نگفتم. بعضى از …
16 نوفمبر 1983
اول وقت به ستاد مشترک ارتش رفتم و با رؤساى ادارات ستاد مذاکره کردم. سپس به دفتر مشاورت امام در ارتش آمدم و از کارکنان احوال پرسى کردم. گزارشى از وضع نیروى دریایى دادند. ساعت نه و نیم صبح به مجلس رفتم. اخوى محمود با پدر همسرش آقاى اصفهانى آم…
15 نوفمبر 1983
صبح زود به مجلس رفتم و تا ساعت هشت صبح کارها را انجام دادم. در جلسه علنى، اساسنامه وزارت جهاد سازندگى مطرح بود. چند ماده تصویب شد. ظهر آقاى [محمدعلى] صدوقى نماینده یزد آمد و از انتقادات و مخالفت هاى بعضى از روحانیون کرمان از استاندار ناراحت…
14 نوفمبر 1983
تمام وقت در خانه بودم. مقدارى مطالعه کردم و خاطرات نوشتم. مصاحبه مفصلى با مجله پاسدار اسلام، درباره جنگ کردم. آقاى رحیمیان مقدارى دینار کویتى و طلا براى مصلاى تهران آوردند. با [آیت الله]آقاى خامنه اى درباره کار [تأسیس بنیاد] تدوین تاریخ [ان…
13 نوفمبر 1983
جلسه علنى داشتیم. چند لایحه تصویب شد. جواب نامه مهندس بازرگان را دادم. ظهر معاونان دادستان کل انقلاب آمدند و از آقاى [سید حسین] موسوى تبریزى گله مند بودند. آقاى [محمد] صالحى عضو حقوقدانان شوراى نگهبان آمد و پیشنهادى از یک شرکت خارجى مبنى بر…
12 نوفمبر 1983
اغلب روز در خانه بودم. مطالعه مى کردم و مى نوشتم. صبح، خانم احمدآقا تلفن کرد و در مورد مشکلات خانوادگى یکى از مسئولان نهادهاى انقلابى استمداد کرد. ساعت یازده خدمت امام رسیدم. راجع به جنگ و مسایل دیگر مذاکره و مشورت کردم. موافقت کردند که به …
11 نوفمبر 1983
تمام روز در منزل بودم. نمازجمعه را به آقاى امامى کاشانى محول کردم. پیش از ظهر، احمدآقا آمد و راجع به مسایل مختلف صحبت شد. در مورد جنگ، قرار شد فردا خدمت امام برسم. پیش از ظهر، همشیره طیبه آمد و براى اتمام خانه نیمه کارش، کمک مى خواست. یک قط…
10 نوفمبر 1983
ساعت هفت صبح در دفتر [آیت الله]آقاى خامنه اى با حضور آقایان محسن رضایى و رحیم صفوى جلسه داشتیم و درباره آینده جنگ بحث بود. طرحى تصویب شد و کیفیت همکارى ارتش و سپاه - که اخیراً دچار مشکلى شده - مشخص گردید. متأسفانه اختلافات فرماندهان ارتش و …
9 نوفمبر 1983
تمام روز در خانه بودم. عمده وقتم صرف مطالعه شد. با نخست وزیر و رییس جمهور و وزیر امور خارجه و مدیر عامل صداوسیما درباره امور مملکتى، تلفنى مذاکره کردم. احمدآقا هم آمدند و راجع به مسایل گوناگون مشاوره شد؛ ازجمله [سید حسین موسوى تبریزى] دادست…
8 نوفمبر 1983
بعد از نماز صبح به مجلس رفتم. کارهاى ادارى را انجام دادم. با جبهه تماس گرفتم؛ گفتند که در غرب منطقه کانى مانگا تثبیت شده ایم. گزارشى مى گوید، پریشب فرانسوی ها در بیروت، قصد انفجار سفارت ما را داشته اند که موفق نشده اند و قبل از دستور مجلس، …
7 نوفمبر 1983
با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد دیشب از نامنظمى لشکر عراق استفاده کرده اند و مقدارى در غرب پنجوین، پیش رفته اند، ولى قله 1904 را از دست داده اند. تمام وقت را در منزل بودم. احمدآقا آمد و از امام پیغام آورد که به اختلافات بین عقیدتى- سیاسى و فرم…
6 نوفمبر 1983
تا ساعت هفت و نیم صبح مطالعه مى کردم. مقدمه اى بر چاپ دوم کتاب مواضع حزب [جمهورى اسلامى] نوشتم. دیشب ارتفاعات 1904 را از عراق گرفته اند و اختلاف بین ارتش و سپاه در شیوه عمل وجود دارد که هر دو شکایت داشتند. آقاى [ناطق نورى] وزیر کشور پیش از …
5 نوفمبر 1983
تا عصر در خانه بودم و مطالعه مى کردم. نامه مفصلى در جواب نهضت آزادى نوشتم و در آن اشتباهات و کارهاى بد و مواضع غلط آنها را یادآور شدم. نصیحت کردم که دست از توطئه و تفرقه افکنى بردارند. احمدآقا آمد. با ایشان براى مضامین نامه مشورت کردم؛ چیزه…
4 نوفمبر 1983
تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. با جبهه هم تماس گرفتم. گفتند وضع شان خوب است. بین سپاه و ارتش، مطالبى درباره عملکرد هلى کوپترها براى نجات مجروحان از میدان جنگ در کوهستان ها که راه ند…
3 نوفمبر 1983
گفتند که قسمتى از اهداف عملیات تأمین شده است. نیروها به پیش مى روند. در جلسه علنى، قبل از دستور، کمى درباره 13 آبان [سالگرد] تبعید امام و اشغال لانه جاسوسى [آمریکا در تهران] صحبت کردم. چند لایحه را تصویب کردیم. ظهر آقاى [محمدامین] سازگارنژا…
2 نوفمبر 1983
تا ساعت سه بعد از ظهر در خانه بودم. مطالعه، استراحت و نوشتن خاطرات وقتم را پر کرد. عصر براى شرکت در جلسه هیأت رییسه به مجلس رفتم. کار زیادى نداشتیم. درباره کیفیت برگزارى استیضاح [وزیر کشور] و اشکالات آیین نامه اى آن صحبت شد. اول شب، کارهاى …
1 نوفمبر 1983
در جلسه علنى، آقاى [هاشم] صباغیان [نماینده تهران] در نطق پیش از دستور، با مظلوم نمایى، جریان برخورد روز جمعه را گفت و آخر صحبت او آقاى قره باغ دخالت کرد و دعوای شان شد. به کتک کارى رسید. تریبون را قطع کردم و پخش از رادیو قطع شد. آقایان [على…
31 أكتوبر 1983
تا عصر در خانه مطالعه مى کردم. پیش از ظهر، احمدآقا آمد و درباره جواب امام به پیام شفاهى ملک فهد، مشورت کرد. اصلاحاتى در متن پیشنهادى به عمل آمد. روى چند نکته تکیه شد: 1- عدم خطر ایران براى همسایگان 2- تمایل به وحدت و انسجام نیروهاى اسلامى 3…
30 أكتوبر 1983
بعد از نماز صبح به مجلس رفتم. صبحانه را در مجلس خوردم. گزارش ها را خواندم. استضیاح آقاى ناطق[نورى] را که خودشان اصرار به تسریع داشتند، براى ابلاغ امضا کردم. در جلسه علنى چند لایحه تصویب و یا رد شد. ظهر آشیخ مصطفى رهنما آمد. کار عمده اش درگی…
29 أكتوبر 1983
تمام روز در خانه بودم. پیش از ظهر اخوى محمد آمد و درباره شوراى سرپرستى صداوسیما و برنامه هاى آن و توسعه پوشش آن مخصوصاً در بخش برون مرزى مذاکره شد. احمدآقا هم آمد و درباره جنگ و مضمون پیام فهد شاه عربستان به امام صحبت شد. فهد در پیام خود، ا…
28 أكتوبر 1983
تمام روز در خانه بودم. [آیت الله] آقاى خامنه اى، نمازجمعه را اقامه کردند. با نخست وزیر درباره وزراى جدید، تلفنى صحبت کردم. قرار شد در هفته آینده، جلسه اى داشته باشیم. شب، بچه ها مهمان داشتند؛ خانواده اخوى مرحوم. مقدارى از وقت را هم با دیدن …
27 أكتوبر 1983
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را درباره بهبهان خواندم؛ وضع خیلى فجیع است. نمایندگان نامه اى امضا کرده اند که اسراى عراقى را به شهرهاى واقع در شعاع عملکرد موشک هاى عراقى ببریم. قبل از دستور، راجع به جنایت صدام صحبت کردم؛ ولى از بس تکرار شده…
26 أكتوبر 1983
آقاى [سید احمد] زرهانى [نماینده دزفول] از دزفول تلفن کرد و خواستار ارسال چادر و مصالح ساختمانى و کمک مالى براى مردم شد. مسأله انفجار مقر ساختمان فرماندهى آمریکایی ها در بیروت، هنوز مسأله روز جهانى است. صبح زود براى عکسبردارى از کلیه و مثانه…
25 أكتوبر 1983
صبح زود به مجلس رفتم. وضع دیشب جبهه را پرسیدم. گفتند خوب است و پنجوین را از سه طرف در محاصره دارند. بخشى از جلسه علنى را اداره کردم. دو طرح قضایى رد شد. بعد از تنفس، جلسه را به آقاى یزدى [نایب رییس اول مجلس] سپردم. مسئول دفتر مشاورت [ارتش]،…
24 أكتوبر 1983
تمام روز در خانه بودم. صبح زود با جبهه تماس گرفتم، معلوم شد که دیشب مرحله دوم عملیات والفجر 4 با هدف تسخیر شهر پنجوین [عراق] آغاز شده است. از شمال و شرق و جنوب به این شهر نزدیک شده ایم و در غرب آن عراقی ها هستند. جنگ ادامه دارد. پیش از ظهر …
23 أكتوبر 1983
تا ساعت هفت و نیم صبح در دفترم مطالعه مى کردم. با جبهه تماس گرفتم؛ وضع خوب است. در مجلس، پیش از دستور درباره جنایات موشک باران صدامیان به شهرها و مردم غیرنظامى صحبت کردم. ساعت نه و نیم، براى تعقیب کار جنگ و شهرهاى آسیب دیده به دفترم آمدم. آ…