خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آبان ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 08:27کد خبر26647

تمام روز در خانه بودم. صبح زود با جبهه تماس گرفتم، معلوم شد که دیشب مرحله دوم عملیات والفجر 4 با هدف تسخیر شهر پنجوین [عراق] آغاز شده است. از شمال و شرق و جنوب به این شهر نزدیک شده ایم و در غرب آن عراقی ها هستند. جنگ ادامه دارد. پیش از ظهر آقاى طبسى تولیت

تمام روز در خانه بودم. صبح زود با جبهه تماس گرفتم، معلوم شد که دیشب مرحله دوم عملیات والفجر 4 با هدف تسخیر شهر پنجوین [عراق] آغاز شده است. از شمال و شرق و جنوب به این شهر نزدیک شده ایم و در غرب آن عراقی ها هستند. جنگ ادامه دارد.

پیش از ظهر آقاى طبسى تولیت آستان قدس [رضوى] آمدند. راجع به اختلافات نخست وزیر با آقایان [اسدالله] بادامچیان و عسکراولادى مطالبى داشت و از من خواستند که به مشهد بروم. احمدآقا هم آمدند و راجع به جنگ و حفاظت بیت و انفجارهاى بیروت و عکس العمل آمریکایی ها بحث کردیم.

آقاى محسن رضایى از اهواز تلفن کرد که براى تهیه مقدمات کار مهمى به آنجا رفته اند و از من خواست که علت پیشرفتگى شیلر در خاک ایران، هنگام تعیین مرزهاى ایران و عراق را بررسى کنم؛ شاید ملاحظات نظامى و سیاسى یا اقتصادى و یا جغرافیایى در کار بوده است.

آقاى دکتر سعید لاهوتى هم که از سربازى به مرخصى آمده است، امروز در خانه بود و عفت از ماهی هاى اهدایى آقاى احسانبخش [امام جمعه رشت] ناهار درست کرد. عصر، آقاى محتشمى سفیرمان در سوریه آمد و راجع به پرداخت ارز کالاهاى سورى که در نمایشگاه آورده بودند و مشاوره در امر اختلافات فلسطینی ها و سوری ها و شیخ سعید [شعبان]، طرابلس، وضع لبنان و نیازها و حوادث دیگر صحبت کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا