بعد از نماز صبح به مجلس رفتم. صبحانه را در مجلس خوردم. گزارش ها را خواندم. استضیاح آقاى ناطق[نورى] را که خودشان اصرار به تسریع داشتند، براى ابلاغ امضا کردم. در جلسه علنى چند لایحه تصویب و یا رد شد. ظهر آشیخ مصطفى رهنما آمد. کار عمده اش درگیرى با
بعد از نماز صبح به مجلس رفتم. صبحانه را در مجلس خوردم. گزارش ها را خواندم. استضیاح آقاى ناطق[نورى] را که خودشان اصرار به تسریع داشتند، براى ابلاغ امضا کردم. در جلسه علنى چند لایحه تصویب و یا رد شد. ظهر آشیخ مصطفى رهنما آمد. کار عمده اش درگیرى با بهایى ها شده است. پیشنهاد وکیل مجلس شدن دارد. خیلى ها این روزها براى این منظور ملاقات مى گیرند. وکالت مجلس برخلاف روزهاى اول، شغل بسیار مطلوبى شده است؛ پرقدرت، بى مسئولیت و راحت به نظر خیلى ها، ولى سرنوشت ساز و حساس و پرمسئولیت به نظر ماها. آقاى [سیدرضا] زواره اى هم آمد؛ انتقادها داشت. گزارشى از سفر هیأت شان به کره جنوبى داد. آقاى [عباس] عباسى [نماینده میناب] هم آمد و راجع به نماینده کهنوج مشورت کرد و علیه امام جمعه بندرعباس مطالبى گفت.
عصر آقاى دکتر جاسبى آمد و راجع به دانشگاه آزاد [اسلامى] و حزب [جمهورى اسلامى] مطالبى داشت. شوراى مرکزى حزب جلسه داشت. بیشتر بحث درباره استیضاح آقاى ناطق [نورى] و همچنین تأمین منبع درآمد براى مخارج فراوان حزب بود. شب، جلسه شوراى داورى داشتیم. دو سه شکایت از روزنامه [جمهورى اسلامى] مطرح شد که مهم نبود. دیروقت به خانه آمدم. بچه ها همه خوابیده بودند. قرار بود، امشب مرحله سوم عملیات والفجر4 انجام شود.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام