21 مايو 1982
تا ساعت ده ونيم مطالعه و استراحت داشتم و سپس براى اقامه نماز جمعه رفتم. خطبه ها مفصل شد و يك ساعت و چهلوپنج دقيقه طول كشيد. عصر فيلم عمر مختار را در خانه تماشا كردم. شب به اخبار گوش دادم و مقدارى هم گزارشها را خواندم.
20 مايو 1982
ساعت هفت ونيم به جلسه علنى رفتم. دو فوريت اجازه ادامه تحصيل فارغالتحصيلان پزشكى براى تخصص، قبل از رفتن به سربازى مطرح بود كه به تصويب رسيد. البته در شوراى عالى دفاع اجازه داده شده، احتياجى به طرح لايحه نبوده است.
19 مايو 1982
تا ساعت سه بعد از ظهر در خانه بودم. مطالعه و پياده روى و استراحت داشتم. پيش از ظهر چند نفر از جوانان قم آمدند و طرحى آورده بودند براى لباس مردان كه جلوى تقليد از غرب را بگيرد. راهنمايىهايى براساس معارف اسلام كردم كه ساده باشد و زيبا و بى…
18 مايو 1982
در جلسه علنى امروز، چند لايحه تصويب شد و لايحه قصاص را براى تصويب به كميسيون قضايى ارجاع كرديم. ظهر چند ملاقات با نمايندگان داشتيم و در تنفس مجلس، براى جمعى از دانشجويان تربيت معلم - كه تماشاچى جلسه بودند - درباره اهميت مقام معلم صحبت كردم.
17 مايو 1982
بعد از نماز و مقدارى مطالعه، در جلسه شوراى اقتصاد شركت كردم. بحث درباره حدود فعاليت بخش خصوصى در صنعت بود. بيشتر در كليات و خطوط اصلى و حدود ثروت و آزادىهاى اقتصادى و... بحث شد. پيشنهاد اجازه فعاليت بخش خصوصى را در آموزش عالى دادم.
16 مايو 1982
ساعت هفت و نيم براى جلسه علنى به مجلس رفتم. ادامه بحث درباره لايحه معدن در دستور بود و تصويب شد. بعد از تنفس جلسه را به عهده آقاى [محمد] موسوى خوئينىها گذاشتم و براى انجام كارهاى ادارى به دفترم رفتم. گزارشها را مطالعه كردم. شوراى همكارى خ…
15 مايو 1982
تمام وقت در منزل ماندم و مطالعه و استراحت داشتم. ظهر آقاى بهزاد نبوى آمد و راجع به معرفى او به مجلس براى تصدى وزارت صنايع سنگين، نگران بود كه مبادا مخالفان، انحراف فكرى و چپگرايى را مطرح كنند و از من مىخواست از او دفاع ايدئولوژيك كنم.
14 مايو 1982
[اقامه] نماز جمعه را به عهده آقاى [محمد مهدى] ربانى املشى گذاشتم. تا ساعت يازده مطالعه و پياده روى داشتم و ظهر همراه با خانواده و همسر شهيد مطهرى به كرج رفتيم.
13 مايو 1982
جلسه علنى داشتيم. لايحه معدن مطرح بود. پيش از ظهر آقاى [حسن] حبيبى آمد و نظر امام را درباره تركيب ستاد انقلاب فرهنگى و شوراى عالى آموزش گفت. قرار شد كه من با امام صحبت كنم.
11 مايو 1982
تا ساعت نه در خانه استراحت داشتم. ساعت نه با آقايان خامنهاى و ناطقنورى خدمت امام رفتيم و راجع به انتخابات [مجلس] خبرگان بحث كرديم. امام موافقت كردند.
10 مايو 1982
تا ساعت نه ونيم صبح مطالعه كردم. سپس آقاى [عبدالله] جاسبى آمد و طرحى براى دانشگاه آزاد اسلامى - كه پيشنهاد آن را قبلاً مطرح كردهام - آورد كه جالب نبود و قرار شد - با توضيحاتى كه دادم - دوباره آن را بنويسند.
10 مايو 1982
ساعت هفت و نيم به جلسه علنى رفتم. لايحه دولتى كردن تجارت خارجى تصويب شد. بعد از تنفس، اداره جلسه را به عهده آقاى [محمد موسوى] خوئينى ها گذاشتم. لايحه معادن مطرح شد. در جلسه شركت نداشتم و در دفترم كارهاى عقبمانده را انجام دادم.
9 مايو 1982
به جلسه علنى مجلس رفتم كه ساعت هفت ونيم شروع شد. پيش از دستور، راجع به پيروزى عمليات بيتالمقدس و فرار نيروهاى عراقى از پادگان حميد، هويزه و جفير صحبت كردم. بحث درباره لايحه بازرگانى خارجى بود كه تمام نشد. ظهر و عصر چند ملاقات داشتم.
8 مايو 1982
صبح زود با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد كه دوباره عراقىها را عقب زدهايم و به جاى ديروز برگشتهايم و [حدود] شصت نفر شهيد و شصت نفر اسير دادهايم. آقاى [ابولفضل] توكلى مسئول مستغلات بنياد
7 مايو 1982
در نماز جمعه شركت كردم. خطبه اول در فضايل على (ع) و خطبه دوم در مسايل روز و از جمله پيشرفت جنگ و وضع دشوار دولت بعث و منافقان. اوایل صحبت خبر دادند كه مرحله دوم عمليات بيتالمقدس شروع شده و در غرب كارون
6 مايو 1982
5 مايو 1982
پس از نماز مشغول مطالعه شدم. اخبار مربوط به سقوط هواپيماى الجزايرى را تعقيب كردم. گروهى از الجزيره براى تحقيق و بردن جنازهها آمدهاند. سوريه مثل ما موضع گرفته و عراق را مسئول دانسته است.
4 مايو 1982
صبح زود به مجلس رفتم. در بيانيه وزارت خارجه درباره سقوط هواپيماى الجزايرى توسط عراق و كشته شدن سرنشينان آن - كه چهارده نفر بودند - پخش شد. پيش از شروع جلسه علنى با مهندس [ميرحسين] موسوى و دكتر ولايتى مذاكره تلفنى كردم
3 مايو 1982
صبح زود با جبهه تماس گرفتم. گفتند، ديشب از طرف ما فعاليتى نبوده و دشمن دو پاتك داشته كه دفع شده است.
2 مايو 1982
تا ساعت سه ونیم بعد از ظهر در خانه ماندم. [برنامه] مطالعه و نوشتن و ورزش داشتم. اول وقت با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد دیشب عملیات محدودى در شمال خرمشهر داشتهایم و صدها اسیر گرفتهایم.
1 مايو 1982
30 أبريل 1982
در اخبار جنگ اعلام شد که بیش از سه هزار نفر اسیر گرفتهایم و اراضی بین کارون و جاده اهواز - خرمشهر را با هشتاد کیلومتر از همان جاده، آزاد کردهایم. مصاحبهای با مجله پاسدار انقلاب درباره جنگ انجام دادم.
29 أبريل 1982
28 أبريل 1982
احمدآقا آمد و از جريان مذاكراتش با آقاى [احمد] عباسى داماد آقاى شريعتمدارى گزارشى داد و گفت كه امروز او را براى مواجهه با آقاى شريعتمدارى به قم بردهاند.
27 أبريل 1982
پس از نماز مشغول مطالعه شدم. ساعت هفت و نيم به تالار مجلس رفتم. آقاى [محمد] موسوى خوئينىها جلسه را افتتاح كرده بود. به دفترم برگشتم و به مطالعه پرداختم. بعد از تنفس به جلسه رفتم كه بحث اساسنامه سپاه ادامه داشت.
26 أبريل 1982
بعد از ظهر آقاى [عبدالكريم] موسوى اردبيلى و آقاى [سيدحسن] طاهرى خرم آبادى آمدند و گفتند، آيتالله [حسينعلى] منتظرى مىخواهد كه به امام گفته شود، مسأله آقاى شريعتمدارى را از اين شور بيندازند
25 أبريل 1982
بعد از ورزش و صبحانه و كمى مطالعه به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم و قبل از دستور درباره پيشنهاد ايران و سوريه در خصوص اخراج اسرایيل از سازمان ملل صحبت كردم و آن را اقدامى مهم و انقلابى معرفى كردم
24 أبريل 1982
من درباره محدود شدن سپاه پاسداران در اساسنامه جديد و نارضايتى سپاه صحبت كردم. امام فرمودند كه تضعيف نشوند و تحت ضابطه هم قرار گيرند. درباره وضع آقاى شريعتمدارى هم صحبت شد. خبردار شديم كه [محمد جواد] مناقبى را هم بازداشت كردهاند.
23 أبريل 1982
عصر احمدآقا آمد و مطالبى درباره تبليغات رايج عليه آقاى شريعتمدارى صحبت شد و خبر داد كه امام امروز آقاى [شيخ حسن] صانعى را نزد آقاى شريعتمدارى فرستاده و به ايشان اطمينان دادهاند كه محاكمه نمىشوند
22 أبريل 1982
جلسه علنى داشتيم. در اول جلسه حمله اسرایيل به لبنان را محكوم كردم. نمايندگان عليه آقاى شريعتمدارى صحبت كردند. آقاى [هاشم] صباغيان خواست اعلاميه نهضت آزادى [ايران] را در محكوميت كودتا بخواند كه عدهاى شلوغ كردند
21 أبريل 1982