خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۶۱

پس از نماز مشغول مطالعه شدم. ساعت هفت و نيم به تالار مجلس رفتم. آقاى [محمد] موسوى خوئينى‏ها جلسه را افتتاح كرده بود. به دفترم برگشتم و به مطالعه پرداختم. بعد از تنفس به جلسه رفتم كه بحث اساسنامه سپاه ادامه داشت.
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 18:56کد خبر26096

تا ساعت نه ونيم صبح مطالعه كردم. سپس آقاى [عبدالله] جاسبى آمد و طرحى براى دانشگاه آزاد اسلامى - كه پيشنهاد آن را قبلاً مطرح كرده‏ام - آورد كه جالب نبود و قرار شد - با توضيحاتى كه دادم - دوباره آن را بنويسند.

تا ساعت نه ونيم صبح مطالعه كردم. سپس آقاى [عبدالله] جاسبى آمد و طرحى براى دانشگاه آزاد اسلامى - كه پيشنهاد آن را قبلاً مطرح كرده‏ام - آورد كه جالب نبود و قرار شد - با توضيحاتى كه دادم - دوباره آن را بنويسند.

ساعت ده به كميسيون آيين‏نامه براى اصلاح اعتراضات شوراى نگهبان رفتم. بعد ازظهر در جلسه نمايندگان عضو يا هوادار حزب جمهورى شركت كردم و درباره جنگ، وضع موجود جبهه‌ها و برنامه‌هاى آينده سخنرانى كردم. 

عصر ياسر و مهدى و عفت به مجلس آمدند كه پيش من باشند؛ خيلى خوب شد، زيرا تنها بودم و دردكمر داشتم و چون فردا هم جلسه داريم، نمى‌خواستم به خانه بروم. در دفتر من، به خاطر محدوديت‌ها به آنها خوش نمى‌گذرد.

شب با ریيس‏جمهور جلسه خصوصى داشتيم و يكى دو ساعت درباره حزب و اعضاى دولت و... صحبت كرديم. قرار شد ايشان - كه دبير كل حزب هستند - وقت بيشترى روى حزب بگذارند و افراد صد درصد مطمئن را به كارگردانى امور بگمارند. عصر آقاى [عباس] هنردوست از وزارت نفت آمد و اطلاع داد كه به اندازه امكان صدور، نفت فروخته‌ايم و در دو سه ماه آينده نمى‌توانيم بيشتر بفروشيم، در حالى كه مراجعه براى خريد نفت زياد است. او مدعى است كه در حال حاضر، امكان توليد بيش از سه ميليون بشكه در روز نداريم. شب در مجلس خوابيدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا