خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اردیبهشت ۱۳۶۱

جلسه علنى داشتيم. در اول جلسه حمله اسرایيل به لبنان را محكوم كردم. نمايندگان عليه آقاى شريعتمدارى صحبت كردند. آقاى [هاشم] صباغيان خواست اعلاميه نهضت آزادى [ايران] را در محكوميت كودتا بخواند كه عده‌اى شلوغ كردند
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 18:12کد خبر26078

عصر احمدآقا آمد و مطالبى درباره تبليغات رايج عليه آقاى شريعتمدارى صحبت شد و خبر داد كه امام امروز آقاى [شيخ حسن] صانعى را نزد آقاى شريعتمدارى فرستاده و به ايشان اطمينان داده‌اند كه محاكمه نمى‌شوند

در خانه ماندم. براى نماز جمعه به دانشگاه رفتم. ناهار در خانه تنها بودم و حاضرى خوردم. راهپيمايى، ورزش و مطالعه، وقتم را پركرد. در خطبه ‏هاى نماز [جمعه] از كودتا، ازدواج همسران شهدا، مسايل اقتصاد و حمله به لبنان از سوى اسرایيل گفتم.  

عصر احمدآقا آمد و مطالبى درباره تبليغات رايج عليه آقاى شريعتمدارى صحبت شد و خبر داد كه امام امروز آقاى [شيخ حسن] صانعى را نزد آقاى شريعتمدارى فرستاده و به ايشان اطمينان داده‌اند كه محاكمه نمى‌شوند ولى تذكر داده‌اند، خود شما مقصريد كه از اول به تذكرات توجه نكرديد و ما قبلاً گفتيم كه جلوى مردم را نمى‌توانيم بگيريم.

شب مسئولان سپاه آمدند. از اساسنامه مورد بحث در مجلس ناراضي‏اند و چاره‏جويى مى‏كردند. با مذاكرات كمى آرام گرفتند، اما قانع نشدند و ضمناً گفتند به اظهارات ميانجى‌هاى كنفرانس اعتماد نشود؛ ممكن است فريبكارى باشد. در بين راه نماز جمعه، اتومبيل من تصادف كرد و رادياتور آن سوراخ شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا