خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۱

هاشمی رفسنجانی در کنار والده
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 18:58کد خبر26097

ساعت هفت و نيم به جلسه علنى رفتم. لايحه دولتى كردن تجارت خارجى تصويب شد. بعد از تنفس، اداره جلسه را به عهده آقاى [محمد موسوى] خوئينى‏ ها گذاشتم. لايحه معادن مطرح شد. در جلسه شركت نداشتم و در دفترم كارهاى عقب‏مانده را انجام دادم.

 

 

ساعت هفت و نيم به جلسه علنى رفتم. لايحه دولتى كردن تجارت خارجى تصويب شد. بعد از تنفس، اداره جلسه را به عهده آقاى [محمد موسوى] خوئينى‏ها گذاشتم. لايحه معادن مطرح شد. در جلسه شركت نداشتم و در دفترم كارهاى عقب‏مانده را انجام دادم.

از جبهه‏‌ها اطلاع گرفتم. محاصره خرمشهر را تنگ‌تر كرده‌ايم و كمى از مرز به طرف عراق رفته‌ايم.

ظهر مهندس [مهدى] بازرگان  و دكتر [ابراهيم] يزدى آمدند و از فشار حزب‌الله برآنها گله داشتند و چاره‌جويى مى‌كردند. گفتم مردم شما را همكار بنى‌صدر و منافقين مى‌دانند و طبعاً عكس‌العمل نشان مى‌دهند. شما اگر به راستى جمهورى اسلامى را قبول داريد و آنها را قبول نداريد، موضع‌گيرى كنيد والا كارى نمى‌توانيم بكنيم. به آنها گفتم كه رفتارتان جورى است كه اگر بنى‌صدر - به فرض محال - برگشت، بتوانيد با او كار كنيد؛ اشتباه مى‌كنيد.

گروه انجمن اسلامى مخابرات، عصر آمدند و از وزير شكايت داشتند. سپس مصاحبه‏اى تلويزيونى درباره انقلاب فرهنگى داشتم  و گروهى از مردم استان تهران آمدند و برايشان سخنرانى كردم.  آقاى [رضا] امراللهى مسئول انرژى اتمى آمد و ضمن ارایه گزارشى درباره ادامه كار نيروگاه بوشهر، تأييد ما را مى‌خواست.

شب به خانه آمدم. والده، همشيره‌ها و بستگان مهمان ما بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا