خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ تیر ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 18:59کد خبر26098

تا ساعت نه در خانه استراحت داشتم. ساعت نه با آقايان خامنه‌اى و ناطق‌نورى خدمت امام رفتيم و راجع به انتخابات [مجلس] خبرگان بحث كرديم. امام موافقت كردند.

تا ساعت نه در خانه استراحت داشتم. ساعت نه با آقايان خامنه‌اى و ناطق‌نورى خدمت امام رفتيم و راجع به انتخابات [مجلس] خبرگان بحث كرديم. امام موافقت كردند.

راجع به فتواى ايشان، در مورد اينكه استفاده از انفال در زمان غيبت براى عموم آزاد است، بحث و سئوال شد كه آيا اين فتوا زمان حكومت حقى مثل حكومت كنونى ايران را در برمى‌گيرد. امام جواب روشنى ندادند و خائفند كه اگر صريحاً بگويند، دولت مى‌تواند جلوى استفاده از انفال را بگيرد، حقوق بخش خصوصى پايمال شود؛ ظاهراً مصلحت نمى‌دانند.

در دفتر امام گفته شد كه عمليات بيت‌المقدس تاكنون پانزده‌هزار مجروح و سه هزار شهيد داشته است. ولى شب كه با آقاى محسن رضايى صحبت كردم، رقم شهدا را چهارهزارو هفتصد و مجروحان را هفده هزار نفر اعلام كرد كه اسف‏بار است.

بعدازظهر احمدآقا آمد و راجع به جامعه مدرسين [حوزه علميه] قم و آقاى شريعتمدارى كه مى‌خواهد براى معالجه به خارج بروند، صحبت كرد.

عفت و بچه‏ها براى كلاس به منزل آقاى [عبدالمجيد] معاديخواه رفتند و من و والده در خانه مانديم. حادثه تازه و مهمى رخ نداده است. خبر كشف مركز گروه پيكار  در شيراز و دستگيرى شصت نفر از آنها پخش شد. در جبهه خبر مهمى نبوده، مگر نفوذ مختصرى در خاك عراق و خبر تظاهراتى در شهرهاى عراق عليه حكومت آن كشور.
 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا