LoginSign UpSite Members:1,045

Memoirs of Akbar Hashemi – November 1, 1990

خاطرات اکبر هاشمی
Read
4 minutes
Sunday 2026/10/18 - 18:30News Code:29407

At seven o'clock in the morning, we flew to the earthquake-affected areas by helicopter from Manzarieh [camp], located in the north of Tehran. We landed in a village in the north of Qazvin, in the Rudbar part of the city, and the officials of [Gilan] province were there. That village was destroyed and near it, about 80 small houses.

At seven in the morning, we flew from [Manzariyeh Camp] [located in northern Tehran] by helicopter toward the earthquake-affected areas. We landed in a village in northern Qazvin, in the Rudbar district of the county. Officials from the [Gilan] province were also present. That village was destroyed, and nearby, about 80 small houses for temporary accommodation of the people had been built by Yazd province with the help of the government and the people.

From there, we went to the village of Mirkhound Sofla. Mo’in of the county is Tarem Sofla, Isfahan province, and the houses were very well constructed. For each house, about 140 thousand tomans, at government prices, had been spent on materials; the people were satisfied. In both villages, elementary school classes were also visited; they are modest.

We went to the village of Tunian; with the help of Kashan county, it was built similar to Mirkhound and the people are satisfied. The houses are near completion. We went to the village of Sarvank, which was built with the help of Lorestan province and is of average quality. They had an official ceremony; for the people.

صحبت کردم و به احساسات آنها پاسخ دادم و به نمایندگان روستاها قرآن هدیه کردم. در همه روستاها، با چند خانواده در محل خانه آنها صحبت کردم.

به سوى رازمیان، مرکز بخش رودبار پرواز کردیم. در روستایى توقف کردیم و چند خانه اسکان موقت را دیدیم. با چوب و رو کار آجرى ساخته شده بود؛ بعضى ها راضى و بعضى ناراضى بودند. هزینه ساخت هر خانه، حدود پنجاه هزار تومان تمام شده است. دولت براى هر واحد، بیست و پنج هزار تومان داده و بقیه از محل کمک هاى مردمى و یا خود صاحبخانه تأمین شده است.

به شهر لوشان رفتیم. از خیابان ها عبور کردیم. این شهر خرابى زیادى ندارد. به سوى معدن سنگرود حرکت کردیم. در بین راه، در چند روستا مثل روستاهاى لوشان ترک توقف کردیم. مردم از کمبودها و بعضى از ناتمام ماندن خانه شان شکایت داشتند.

غروب، ساعت هفت و نیم به محل معدن رسیدیم. پس از نماز مغرب و عشاء و مذاکره خصوصى با[آقای صادق احسان بخش]، امام جمعه رشت، در جلسه عمومى با حضور مدیران، وزراء، استانداران و ائمه جمعه شرکت کردم. آقاى احسان بخش خیرمقدم گفت و آقاى [علیرضا]تابش، استاندار گیلان، گزارش جامعى از وسعت خرابی ها و اقدامات انجام شده و مشکلات و نیازها داد. سپس من صحبت کردم و جمع بندى از نتیجه بازدیدها ارائه دادم .

در راه، از فضا چندین روستاى در حال بازسازى را دیدیم؛ کارها وسیع و سریع است. نماز و ناهار و استماع گزارش ها، یک ساعت و نیم طول کشید. از آنجا به سوى استان گیلان پرواز کردیم. در رستم آباد فرود آمدیم. در اینجا وسعت خرابى زیاد است. به مردم حداقل یک اتاق براى اسکان موقت داده شده است؛ گرچه خود مردم هم در ساخت کمک کرده اند، ولى عمده مخارج را دولت و استان هاى معین داده اند.

به شهر رودبار رسیدیم. در این شهر به اندازه خانواده ها، محل اسکان موقت تهیه نشده بود. خانه ها با پیش ساخته هاى فابیس[=سقف های پیش ساخته فایبرگلاس] تهیه شده است و مردم از کمبودها ناراحت و معترض بودند. در چند نقطه توقف کردم و به خواسته ها و اعتراضات آنها گوش دادم.

از سد سفیدرود بازدید کردیم؛ سد آسیب دیده و در حال تعمیر است. آب سد خالى شده است. وعده داده اند که تا آخر سال، آبگیرى مجدد آغاز می شود که اگر بشود، به کشاورزى آسیب نمى رسد.

به شهر منجیل رفتیم. در خیابان ها گشتی زدیم؛ وضع مثل رودبار است. فابیسکم است و مردم معترض اند. در چند نقطه با مردم حرف زدیم. آنها از کمبودها شاکی اند. در محل اجراى پروژه ساخت وزارت صنایع، از طرح شان بازدید کردیم.

سر سفره شام، مدیر عامل معدن توضیحاتی داد. معدن زغال سنگ البرز غربى است. سالانه 60 هزار تن زغال سنگ و 12 هزار تن خاک نسوز تولید مى کرد، اما به خاطر کارگر زیاد و تکنولوژی عقب مانده، اقتصادى نبوده و خسارات زیادى در زلزله دیده است. به همین خاطر معدن را تعطیل کرده اند و مشغول بازخرید کارگران هستند. بنا دارند با نصف عدد فعلى، کار را مجدداً شروع کنند. آقاى زین العابدین قربانى[امام جمعه لاهیجان]، بعد از شام آمد و مبلغ دو میلیون تومان کمک براى زلزله زدگان آورد و براى تقویت چای کاران استمداد کرد.

Take less than a minute, register and share your opinion under this post.

Insulting or inciting messages will be deleted.

Sign Up

Comming Up Next

More stories you may want to read

Most Read

Popular reads across Abdi Media