روزنوشتهای سال ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۸
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. مدیران مدارس شاهد آمدند و گزارش کار دادند. برایشان صحبت کردم و تشویقشان نمودم . آقای [ابوالفضل] غرضی رئیس سازمان تأمین اجتماعی آمد وگزارش عملکرد داد. او گفت 120 میلیارد تومان موجودی دارند که 60 میلیارد تومان در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۸
جمعی از رزمندگان بسیجی قم و جمعی از اعضای جامعه اسلامی دانشجویان آمدند. فرزند شهید [سیدغلامرضا] سعیدی از سوی گروه اول و دانشجویی از سوی گروه دوم حرف زدند. من هم برای آنها صحبت کردم . رئیس هیأت اقتصادی ژاپن آمد. هفتاد شرکت تجاری صنعتی اند و برای مطالعه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۸
در خانه بودم. وقتم به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. در گزارش ها مسأله مخالفت گورباچف با استقلال لیتوانی مهم است و می تواند منشأ مسائل جدی باشد؛ گرچه اگر موافقت هم می کرد، می توانست منشاء حوادث مهمی در شوروی باشد. لغو حاکمیت انحصاری حزب کمونیست
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۸
فرماندهان سپاه آمدند و از کمبود بودجه شان گفتند. آقای [عبدالحسین] وهاجی آمد. درباره وزارت بازرگانی و سیاست های بازرگانی صحبت شد. مدیران وزارت بازرگانی آمدند. برای آنها مفصلاً صحبت کردم و سیاست ها را گفتم . آقای [شیخ ابوالحسن] شیرازی امام جمعه مشهد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۸
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. فرماندهان ژاندارمری آمدند. برایشان صحبت کردم . آقای [محمدرضا] قلی یکی از هم زندانی هایمان در زمان طاغوت آمد. اهل الیگودرز است. با نماینده آنجا اختلاف داشته و از مسئولیت ریاست اداره آموزش و پرورش شهر عزل شده است؛
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۸
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. بعد از انجام کارها، جلسه مجمع عمومی شرکت های گاز تشکیل شد. برای انجام طرح های مصوب، کسری بودجه دارند. قرار شد امسال از بانک بگیرند و برای مجموع برنامه پنج ساله، از طریق بالا بردن قیمت گاز جبران شود؛ بالاخره تصویب شد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۸
رادیو آمریکا خبر عجیبی نقل کرد. کاخ سفید رسماً اعلان نمود که جرج بوش یک ماه پیش تلاش کرده با من تلفنی صحبت کند که موفق نشده. معلوم شده طرف شخص دیگری است و او را دست انداخته اند. با اینکه من اصلاً خبر ندارم، در این مدت هم چیزی نگفته اند. با آیت الله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۸
تا ساعت نه مطالعه کردم. کارها را انجام دادم. مدیران سازمان برنامه و بودجه آمدند. آقای [مسعود روغنی] زنجانی گزارش کار داد و من مفصلاً صحبت کردم . آقای [سیدرضا] زواره ای [رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک] آمد. برای بودجه ثبت و اتومبیل برای ثبت استمداد کرد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۸
خانم شهید بهشتی آمد و از کمبودها و نیازهای زندگی گفت و خواست که سخنرانی های شهید بهشتی بیشتر پخش شود. نگران فرزندش علیرضا است که در انگلستان درس می خواند. هیأت امنای دانشگاه شاهد جلسه داشت. قرار شد مرکز آن، کنار مرقد امام باشد. تصمیماتی درباره اصلاح
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۸
آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری کشور آمد. مجمع عمومی [شرکت] پتروشیمی جلسه داشت. برنامه سال 1369 را تصویب کردیم. شب مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. چند ماده از قانون کار، مورد اختلاف شورای نگهبان با مجلس، با اصلاح تصویب شد. آقای [محمدرضا] توسلی [مسئول دفتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۸
ساعت هفت و نیم صبح به مقر رسیدم. تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. مسئولان کمیته امداد امام آمدند و گزارش دادند. برایشان صحبت کردم . دکتر [محمدکریم] شهرزاد نماینده اصفهان آمد. از عملکرد سازمان انرژی اتمی انتقاد داشت و پیشنهاد همکاری صنایع با دانشگاه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۸
تا ساعت نه صبح کار کردم. فرماندهان نزاجا [نیروی زمینی ارتش] آمدند. تیمسار حسنی سعدی گزارش داد و من هم برایشان مفصلاً صحبت کردم . آقای [سیدمنصور] رضوی آمد. درباره مسائل اداری کشور و مرکز اسناد ملی و همچنین از مدیریت جهشی صحبت کرد. آقای [رضا] امراللهی و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۸
ساعت نه صبح مدیران صنایع ملی آمدند. آقای [محمدرضا] نعمت زاده گزارش داد و من برای آنها صحبت کردم و تشویق به تولید بیشتر نمودم و سیاست اقتصادی را گفتم . آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری کشور آمد. مسأله سیل و ارز و بازسازی و ... مطرح شد. آقای [سیدحسین]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۸
ساعت هشت و نیم صبح برای دیدار با جانبازان به آسایشگاه امام خمینی رفتم. حدود 60 نفر بودند و همگی قطع نخاعی. حدود پنج ساعت با آنها مذاکره کردم. با همه آنها حرف زدم و احوالپرسی کردم و به خواسته ها و نظراتشان گوش دادم. خواسته ها آرمانی و نیازها رفاهی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۸
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [محمد حسن] نبوی نماینده بوشهر آمد و برای کارهای عمرانی استان استمداد کرد. تیمسار [مصطفی] ترابی گزارشی از اوضاع ساحفاجا [سازمان حفاظت و اطلاعات ارتش] و نیازها داد. وزرای صنایع، بازرگانی، اقتصاد و رئیس بانک مرکزی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۸
فرستاده ویژه رئیس جمهور نیجریه آمد و نامه او را آورد. در پیام خصوصی اظهار داشت که نیجریه، ایران را خط مقدم دفاع از اسلام می داند و مقاومت های ما را می ستاید و آمادگی هرگونه همکاری را دارد، ولی در نیجریه به خاطر اقلیت نیرومند مسیحی 40درصد و نفوذ غربی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۸
آقای [محمدعلی] نجفی وزیر آموزش و پرورش به منزل آمد. با هم برای شرکت در اجتماع مربیان امور تربیتی به ورزشگاه شیرودی رفتیم. اجتماع با شکوهی بود. برایشان مفصلاً صحبت کردم . احساسات خوبی داشتند. ساعت ده و نیم صبح به دفتر رسیدم. آقای [علی] یونسی دادستان عمومی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۸
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. [آقای مایک مور] وزیر امور خارجه و تجارت خارجی زلاندنو آمد. درباره توسعه روابط صحبت شد و خواستار نظر من درباره تحولات شرق و روابط با غرب شد . [آقای محمود حجتی] استاندار سیستان و بلوچستان و [آقای عبدالله نوری] وزیر کشور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۸
ساعت نه صبح آقای [غلامرضا] فروزش [وزیر جهاد سازندگی] آمد و برای دادن بخشی از امور آب و بهسازی روستاها و صنایع روستائی به جهاد استمداد کرد. آقای [بیژن نامدار] زنگنه [وزیر نیرو] آمد و برعکس، خواستار عدم واگذاری امور آب به جهاد شد. او درباره اعتبارات ریالی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۸
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نه صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. آقایان [اکبر] ترکان [وزیر دفاع] و [مسعود روغنی] زنجانی [رئیس سازمان برنامه و بودجه] آمدند. بر سر اعتبارات دفاعی اختلاف نظر داشتند؛ به تفاهم رسیدند. آقای [عبدالحسین] وهاجی برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۸
در منزل بودم. وقتم به استراحت و مطالعه گذشت. عصر برای افتتاح مراسم [هفتمین دوره] مسابقه [بین المللی] حفظ و قرائت قرآن به حسینیه ارشاد رفتم. آقای [راغب مصطفی] غلوش، قاری مصری قرآن تلاوت کرد و خیلی خوب خواند. صحبت مفصلی نمودم . جلسه خوبی بود. خانه به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۸
ساعت هشت و نیم صبح دکتر ولایتی آمد. نتیجه مذاکراتش را با وزیر خارجه عمان توضیح داد. نقطه مثبت این است که صدام به او گفته در مورد ادعای مالکیت بر شط العرب سرسختی ندارد و ممکن است موضوع را تا وقت مناسب راکد گذاشت و بیشتر بر مذاکرات مستقیم برای جلب اطمینان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۸
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [سعید] رجائی خراسانی [رئیس کمیسیون خارجی مجلس] آمد. مطالب متفرقه ای درباره سیاست خارجی و امور اقتصادی و سیاسی داشت. آقای [سیدابوالفضل] موسوی تبریزی رئیس دیوان عدالت اداری، درباره لزوم لغو بخشنامه وزارت علوم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۸
جمعی از [مسئولان سازمان] حفاظت واطلاعات نیروهای انتظامی آمدند . برای آنها صحبت کردم. [آقای حسین کمالی] وزیر کار و امور اجتماعی آمد. نظرات تعدیلی اش را در مورد قانون کار گفت؛ بد نیست. تا حدی قابل قبول است. با جمعی از وزرا برای تقدیم لایحه بودجه سال 69 به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۸
پس از نماز تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. دکتر [عباس] شیبانی آمد. تذکراتی درباره مجلس و دولت داد. آقای اسلم بیگ رئیس ستاد [مشترک] ارتش پاکستان و فرماندهان سپاه آمدند. با او گرم گرفتیم. اعلان آمادگی همکاری نظامی وسیعی دارند. نگران بروز جنگ با هند بر سر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۸
محسن آمد. درباره مسائل کشوری صحبت شد. در بازرسی ویژه مطالب خوبی تهیه می شود. [آقایان عبدالله نوری و غلامحسین کرباسچی] وزیر کشور و شهردار تهران آمدند. مسائل ترافیک، محیط زیست، مسکن و سایر مشکلات تهران مطرح و بررسی شد. خواستار منابع بیشتر مالی بودند. آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۸
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم و تا ساعت نه کارهای عقب مانده را انجام دادم. [آقای فنیکا مولبکیتا] رئیس مجلس زامبیا آمد. نامه کنت کائوندا رئیس جمهور را آورد. مذاکرات درباره قاره آفریقا و همکاری ها بود . [آقای خوان آنتونیو] سامارانش [شیخ فهد] رئیس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۶۸
تا ساعت ده و نیم صبح در خانه برای تهیه خطبه ها کار کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم . دکتر ولایتی تلفنی خواست که [نلسون] ماندلا رهبر سیاهان آفریقای جنوبی را که اخیراً از زندان آزاد شده، دعوت کنم و به سام نجوما که رئیس جمهور نامیبیا شده است،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۶۸
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [محمد] فرجی سفیر جدیدمان در غنا آمد و درباره اقداماتی که در آفریقا و مخصوصاً در غنا بتوانیم انجام دهیم، از قبیل کارهای عمرانی و فرهنگی و تجاری و ... و زمینه های مساعد آنجا و رقبای ما گفت. قول حمایت از این سیاست را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۸
در گزارش ها مسأله شروع قیام در تاجیکستان شوروی اهمیت دارد. آقای [گودرز] افتخار جهرمی آمد. نتیجه مذاکرات لاهه و طبع آمریکایی ها را در خصوص آزادی گروگان هایشان بدون دادن امتیاز، گزارش داد. [آقای محمد سعیدی کیا] وزیر راه و ترابری آمد. برای خرید 12 هواپیمای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۸
تا ساعت نه صبح مطالعه کردم. آقای [ابوالفضل] توکلی بینا آمد و درباره اصناف مطالبی ارائه داد. [آقای حسین کمالی] وزیر کار و کارگران نمونه آمدند. گزارش دادند و من هم صحبت کردم . آقای سید فضل الله آمد. درباره مسائل لبنان و کشورهای عربی مذاکره شد. از عواقب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۸
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. کارها را انجام دادم. آقای [منصور] ستاری فرمانده نهاجا [= نیروی هوایی ارتش] آمد. گزارشی از وضع نیرو و تهیه نیازهای تعمیراتی و پیشرفت کار پروژه اوج داد و برای واردات نیازها استمداد کرد. دکتر هاشمی [گلپایگانی] برای برنامه شورای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۸
تا ساعت ده صبح در منزل بودم. با ماشین به میدان آزادی رفتیم. عفت و مهدی هم همراه من آمدند. در مراسم راهپیمایی سخنرانی کردم . اجتماع با شکوهی بود. خبرنگاران تعداد شرکت کنندگان در راهپیمائی را حدود پنج میلیون نفر در تهران حدس می زنند، ولی به نظرم اغراق
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۸
در منزل بودم. برف می بارید. امسال وضع بارندگی در بیشتر نقاط کشور خوب است. کارها را از دفتر آورده بودم. مقداری را انجام دادم و مقداری هم به استراحت گذشت. عصر محسن آمد. گزارش بازرسی ویژه در مورد اختلافات وزارت کشاورزی، وزارت صنایع سنگین و وزارت بازرگانی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۶۸
ساعت یک ربع به هشت به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. یکسره به کنگان پرواز کردیم. آقایان [غلامرضا] آقازاده، [محسن] نوربخش، [اکبر] ترکان، [عبدالحسین] وهاجی و [علی] شمخانی و ... همراه من بودند. ساعت یک ربع به ده، وارد فرودگاه کنگان شدیم. با هلی کوپتر از هوا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۸
ساعت هشت و نیم صبح برای شرکت در مراسم سومین جشنواره خوارزمی هتل استقلال صبح رفتیم. جوایز مبتکران و مخترعان را دادم و سخنرانی کردم . از آنجا به محل نگهداری بچه های بی سر پرست شهید در نیاوران رفتم. آنها برنامه هایی داشتند. بچه ها را نوازش کردم و هدایایی به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۸
ساعت هشت و نیم سفرا و کارداران خارجی مقیم ایران، برای تبریک ایام دهه فجر آمدند. [آقای خوزه رافائل زانونی] سفیر ونزوئلا - مُقدم السفرا - از طرف آنها تبریک گفت. من مفصلاً صحبت کردم . سپس یکایک آنها آمدند، مصافحه کردند و احوالپرسی نمودند. کمی در میان آنها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۸
نزدیک ساعت نه صبح به دفترم رسیدم. صبحانه را در خانه شلغم خوردم که آقا جلال از نائین آورده است. آقای مهدی تاجر همراه آقای [علی] شمس اردکانی آمد و توضیحاتی را درباره طرح احیای جزیره قشم به عنوان بندر آزاد داد. یاسر آمد و اجازه خواست که برای راه انداختن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۸
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها را خواندم. آقایان امامی کاشانی و جمعی از همکارانش که گروهی را برای حمایت از کودکان عقب مانده تشکیل داده اند، آمدند. آنها خواستار تدوین قانون جامع برای سازمانی جهت این منظور، زیر نظر رئیس جمهور شدند؛ گفتم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۶۸
آقای [سیدهمایون] امیر خلیلی سفیر جدیدمان که عازم بلغارستان است، برای خداحافظی و مشورت آمد و برای توسعه روابط اجازه خواست. گفتم در مورد احداث خط لوله گاز از طریق ترکیه به سوی اروپا کار کنند. آقای مسیح مهاجری آمد. درباره وام برای احداث چاپخانه روزنامه
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا



