30 آذر 1374
به دفترم رفتم. آقای [علی اکبر] مسعودی [خمینی]، تؤلیت حرم حضرت معصومه(س) آمد. با تشکر از کمک های من برای طرح اصلاح ساختار اطراف حرم، توضیحاتی دربارة ایجاد سه صحن جدید داد که تازگی داشت و برای اجرای آنها کمک خواست. گفتم باید نقشه جدید را ببین…
29 آذر 1374
[امروز عید مبعث است.] در منزل بودیم. بیشتر وقت با استراحت و مطالعه گذشت. فاطی هم پذیرایی می کرد. ظهر بچه ها جمع شدند. محسن و یاسر و مریم به رفسنجان رفتند و فائزه به گنبد رفته است. ساعت نُه و نیم صبح، برای مراسم دیدار بعثت، به دفتر رهبری رفت…
28 آذر 1374
دیشب بچه ها جمع بودند. آقای امینیان- باجناقم که در بلژیک فرش فروشی دارد- اینجا بود. سیاست جدید پیمان ارزی و تثبیت نرخ ارز را به نفع فرش ایران ارزیابی کرد. شایعه ارزان شدن فرش در ایران را قبول ندارد. گفت قیمت ها مثل سابق است، در داخل ولی فرش…
27 آذر 1374
دکتر میلانیان آمد. توسط عفت از دل درد دیشب مطلع شده بود. ادرار و مدفوع برای آزمایش گرفت و توصیه هایی نمود. پس از انجام کارها، به دانشکده الهیات رفتیم؛ برای افتتاح ساختمان جدید که با کمک من، زمین آن از پادگان گرفته و ساخته شده است. در جمع اس…
26 آذر 1374
با عفت خداحافظی کردیم؛ عازم سفر عُمره بود. تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. جلسه ستاد تنظیم بازار داشتیم. نیازهای ارزی صنایع را تأمین کردیم. عصر هیأت دولت، جلسه با چند مصوبه داشت. قرار شد، طلب های سازمان تأمین اجتماعی و سازمان بازنشستگی …
25 آذر 1374
از منزل به کارخانه مگاموتور رفتیم. در جلسه توجیهی، آقای [محسن] رادنیا [مدیرعامل شرکت مگاموتور]، طرح های یازده گانه ساخت اجزای خودرو را داد و بیشتر از قوای محرکه مثل موتور و گیربکس و اکسل که عمدتاً با استفاده از کارگاه های قطعه سازصنعتی و مو…
24 آذر 1374
در منزل بودم. کارهای مانده از سفر دیروز را انجام دادم. عصر آقای [محمدرضا] توسلی آمد. از سفر به آلمان برای معالجه نوه اش و از گرانی فوق العاده معیشت در آلمان گفت و اینکه تهران زیباتر از شهرهای آلمان است و تذکر داد که خوب است، ایران کانال تلو…
23 آذر 1374
اول وقت به فرودگاه مهرآباد رفتیم و بلافاصله به سوی آذربایجان شرقی پرواز کردیم. مهدی و کاظم و [حمید] میرزاده و [مرتضی] محمدخان و [بیژن نامدار] زنگنه و حسین [مرعشی] و [محسن مجتهد] شبستری، امام جمعه تبریز و نمایندگان استان همراه بودند. ساعت هش…
22 آذر 1374
آقایان [احمد و محمدرضا] اخوان علیزاده از شورای نگهبان آمدند. پیشنهاد و اصرار داشتند، ترتیبی بدهند که در دوره بعد، رییس جمهور باشم؛ نپذیرفتم. در مورد برنامه نظارت بر انتخابات گزارش دادند و نظرم را خواستند. گفتم سعی کنند، کسی بی جهت رد نشود. …
21 آذر 1374
در خبرها، اعتصابات همه گیر فرانسه در مقابل سیاست های دولت مورد توجه است. به خاطر بارش برف، حرکت اتومبیل ها کُند بود. دیرتر به دفتر رسیدیم. آشیخ حسین هاشمیان برای استمداد جهت طرح انتقال آب به رفسنجان آمد. آقای عباد [= علی ربیعی]، معاون وزیر …
20 آذر 1374
چند روزی است که در سراسر ایران، باران و برف داریم. خشکسالی دو ماه گذشته، تاحدودی جبران شده و هنوز هم باران ادامه دارد و در مواردی سیل داریم. دو مورد عقد ازدواج از کارکنان دفتر داشتیم؛ یکی دختر محافظ شهیدمان، مرحوم مرادی بود. آقای [قربانعلی]…
19 آذر 1374
ستاد تنظیم بازار، جلسه با چند مصوبه داشت؛ منجمله آیین نامه برای واردات موقت جهت تولید و صادرات. عصر در جلسه هیأت دولت، چند مصوبه داشتیم؛ منجمله لایحه استان شدن قم. شب به دیدار والده رفتم. حال شان بهتر است. خوشحال شدند. برای اولین بار، والده…
18 آذر 1374
کارهای مانده روزهای سفر را تا ساعت نُه و نیم انجام دادم. اعضای شورای مشورتی اقتصادی آمدند. بیشتر بحث ها دربارة نقدینگی بود. مسایل زیادی مطرح کردیم که قرار شد بررسی و اظهارنظر کنند. آقای [ابوالفضل]توکلی بینا، [مشاور رییس جمهور در امور اصناف]…
17 آذر 1374
تمام وقت در اقامتگاه بودیم؛ با استراحت و مطالعه و پیاده روی. عصر هم مقداری در دریا شنا کردم. روزهای قبل، به خاطر سردی هوا از دریا استفاده نکردم. ساعت هشت شب، به تهران رسیدیم. برای دیدار از والده، از فرودگاه به خانه همشیره زاده محمد رفتیم. ح…
16 آذر 1374
بیشتر وقت مان به استراحت و قدم زدن در ساحل دریا گذشت. اخوی محمد از مشهد خبر داد که پزشکان، اجازه انتقال والده را از مشهد داده اند و حال شان بهتر است؛ بنا دارند امشب به تهران بروند. پیشنهاد کرده بودم، در صورت تمایل والده، به کیش بیایند که حا…
15 آذر 1374
تا ساعت یازده صبح، استراحت و قدم زدن و مطالعه داشتم. سپس برای دیدن جزیره رفتیم. رعد و برق و باران بسیار شدید و خوبی داشتیم. تاکنون رعد و برق این چنینی که مدت طولانی متوالی و بدون قطع شدن ادامه داشته باشد، ندیده بودم. بعد گفتند 28 میلی متر ب…
14 آذر 1374
مراسم معرفی و اعطای جوایز دانشجویان ممتاز را داشتیم که 23 نفر از پنج دانشگاه انتخاب شده بودند و بیشتر از ایثارگران بودند؛ چون به ایثار و تعهد هم امتیاز می داده اندکه دانشجویان غیرایثارگر از این محورها، استفاده کمتری دارند. سه زن هم در بین آ…
13 آذر 1374
از خانه به مرکز چشم پزشکی جهادسازندگی رفتیم. عفت هم آمد. معاینه کردند و گفتند، آمادگی دارند که آب مروارید چشمم را با تکنولوژی جدید- که احتیاج به بستری شدن ندارد- بردارند، ولی من تغییری در وضع چشم نمی بینم که احتیاج به عمل باشد؛ بنا شد بیشتر…
12 آذر 1374
اول وقت با بیمارستان امام رضا (ع) تماس گرفتم. گفتند، دیشب بعد از رفتن ما، والده کاملاً آرامش یافته و تا ساعت چهار صبح خوابیده و امروز کاملاً به هوش است، ولی به یاد ندارند که ما دیشب آنجا بوده ایم و اکنون می پرسند که چرا به بیمارستان آورده ش…
11 آذر 1374
از بیمارستان در مشهد، حال والده را پرسیدم. رییس بیمارستان گفت، بهترند و خطر رفع شده است. اخوی محمد، تلفنی اجازه گرفت به مشهد برود. بغض گلویش را گرفته بود؛ نمی توانست صحبت کند. دکتر [موسی] زرگر، [رییس بیمارستان سینا] آمد. برای پس گرفتن زودتر…
10 آذر 1374
در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه گذشت. تلفنی در مشهد با والده و همشیره طیبه صحبت کردم؛ هر دو نفرشان مریض شده اند و به همین خاطر، مراجعت شان به تأخیر افتاده است. عصر اطلاع دادند که فشار خون والده به 22 رسیده و تنفس شان مشکل شده و به بیم…
9 آذر 1374
آقایان [اسماعیل] شوشتری و [یحیی]آل اسحاق، وزرای دادگستری و بازرگانی آمدند. گزارش کار بازرسی و محاکمه تعزیرات را دادند و گفتند، در مجموع موفق بوده و خواستند که کار را نهادینه کنیم تا حالت موقت نداشته باشد و به عنوان ابزارکارحاکمیت دولت، این …
8 آذر 1374
هیأت مدیره و هیأت امنای شرکت عمران رفسنجان - اکثراً از آشنایان- برای طرح انتقال آب از شهرکُرد به رفسنجان آمدند. مدیرعامل، آقای کاظم معین زاده است. آشیخ حسین [هاشمیان]، صحبت مقدماتی کرد و آقای معین زاده، نامه شرکت را خواند. درخواست صدور اجاز…
7 آذر 1374
از منزل برای افتتاح چند طرح جدید شهرداری تهران رفتم؛ چند پل در ادامه بزرگراه شهید همت و خاکریزی دره پونک که طرح عظیمی است. بیش از پنجاه متر ارتفاع خاکریز است - شبیه یک سد- و توضیحاتی دربارة سایر طرح ها، مثل طرح نواب و بزرگراه نیاوران و پل ع…
6 آذر 1374
بیشتر روز در دفترم کارها را انجام می دادم. پیش از ظهر به پادگان لشکر 27 رفتیم. در اجتماع صدهزار نفری بسیج، به عنوان «مانور یا مهدی(عج)» شرکت نمودم. شعار و مداحی و گزارش آقای [علیرضا] افشار، [فرمانده بسیج] و صحبت تشویق آمیز من انجام شد .
5 آذر 1374
برای تقدیم بودجه سال 1375 به مجلس رفتیم. نمایندگان خیلی گرم تر از دفعه های قبل استقبال کردند و گرم گرفتند. به نظرم با تدبیر و برنامه هیأت رییسه و تحت تأثیر انتخابات آینده بود. نطقم، حدود دو ساعت طول کشید ؛آمار و ارقام خسته کننده است. تا عصر…
4 آذر 1374
برای شرکت در همایش علمی-کاربردی بهبود کیفیت آموزش عمومی، از خانه به مرکز پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفتیم. [آقای محمدعلی نجفی]، وزیرآموزش و پرورش و مدیر برنامه گزارش دادند. من دربارة اهمیت توسعه انسانی در توسعه پایدار و نقش اصلاح آموزش و …
3 آذر 1374
تا ساعت ده و نیم صبح، در خانه برای خطبه ها مطالعه می کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. در خطبه اول، بحث جدیدی دربارة قرآن آغاز کردم؛ تاکنون بیشتر خطبه ها دربارة عدالت اجتماعی بود. عصر مقداری وقت، صرف تنظیم کتابخانه ام کردم. آقای …
2 آذر 1374
تا ساعت ده صبح کارهای دفتر را انجام دادم. در گزارش ها، وضع دولت کابل در مقابل فشار طالبان، متزلزل به نظر می رسد. ستاد مبارزه با مواد مخدر جلسه داشت. گزارش کار توسط ناجا [= نیروی انتظامی جمهوری اسلامی]، دبیرخانه ستاد و وزارت اطلاعات داده شد …
1 آذر 1374
آقای [اکبر] تُرکان، [وزیر راه و ترابری] و معاونان آمدند. توضیح پیشرفت کار خط آهن مشهد – سرخس را دادند؛ تا آخر سال تمام می شود. برای تکمیل چند طرح دیگر هم استمداد کردند. استاندار هرمزگان آمد. برای اتوبان جنوب – شمال بندرعباس، برای دسترسی به …