خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آذر ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 12:36کد خبر32293

بیشتر وقت مان به استراحت و قدم زدن در ساحل دریا گذشت. اخوی محمد از مشهد خبر داد که پزشکان، اجازه انتقال والده را از مشهد داده اند و حال شان بهتر است؛ بنا دارند امشب به تهران بروند. پیشنهاد کرده بودم، در صورت تمایل والده، به کیش بیایند که حال شان هنوز

بیشتر وقت مان به استراحت و قدم زدن در ساحل دریا گذشت. اخوی محمد از مشهد خبر داد که پزشکان، اجازه انتقال والده را از مشهد داده اند و حال شان بهتر است؛ بنا دارند امشب به تهران بروند. پیشنهاد کرده بودم، در صورت تمایل والده، به کیش بیایند که حال شان هنوز مساعد نیست؛ نباید محیط شان شلوغ باشد.

وزارت امورخارجه، اجازه گرفت که جواب بیانیه شورای همکاری خلیج فارس در مورد جزایر [ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک] را بدهد. خبر رسید، در کوچه برلن تهران، بیش از صد مغازه دچار آتش سوزی شده است.

از چند طرح عمرانی کیش بازدید کردیم؛ تصفیه فاضلاب شهرک صدف و صفین، مرکز ورزشی و فرهنگی خیابان های ساحلی و بندر. نماز را در مسجد ساحلی خواندم. مسجد جالبی است. از آقای صالحی، امام جماعت، احوال پرسی کردم. ناهار را در پلاژ خصوصی میهمانان سازمان عمران کیش با آبگوشت بودیم. عصر با همراهان، در ساحل آش رشته صرف کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا