30 آبان 1373
مطابقمعمول، امروز بیشتر ملاقات ها بانمایندگانمجلسبود. [آقایصالحروحانیزاده قادیکلایی]، نماینده قائمشهر و سوادکوه آمد. گزارش وضع منطقه را داد و و براى امور عمرانى و رفاهی استمداد کرد. [آقای حسن قشقاوی]، نماینده شهریار براى سفرم به شهریار و اج…
29 آبان 1373
عفت و فاطى عازم مشهد شدند و من عازم دفتر. [آقای جمشید گیوناشویلی]، اولین سفیر گرجستان آمد. اسمش جمشید است و در ایران درس خوانده است. در آن موقع، خانواده اش از مهاجران گرجى در ایران بوده. پدرش در راهآهن کار مى کرده و بعد از جنگ جهانى دوم، به…
28 آبان 1373
در گزارشها، موضع گیرى آمریکا به نفع مسلمانان بوسنى و هرزگوین و مطرح شدن کمک هاى مالى و تسلیحاتى مهم است و درگیرى منجر به شهادت جمعى از مجاهدان فلسطینى در غزه با نیروهاى عرفات که آغاز درگیرى هاى خونین است. [آقای علی عبدالعلیزاده]، استاندار آ…
27 آبان 1373
در منزل بودم. کار کمى داشتم. استراحت کردم. عصر دکتر [سیفالله] وحید [دستجردی، رییس جمعیت هلال احمر] آمد و از کارهاى هلال احمر گزارش داد. گفت به زودی اردوگاه هاى داخل جمهوری آذربایجان را به مراکز بین المللى تحویل مى دهند. گفتم صبر کنند تا برر…
26 آبان 1373
دیشب و امروز باران زیادی در اکثر نقاط ایران داشتیم. ملاقات نگذاشته بودند. براى تکمیل کارهاى مانده از سفر، تا عصر کارها را انجام دادم. از استخر هم استفاده کردم. قبل از غروب به خانه آمدم. گزارش هاى مربوط به مبارزه با گرانى را خواندم؛ موفقیت چ…
25 آبان 1373
آقاى [غلامرضا] جوادی براى تعیین دستور مجمع تشخیص مصلحتنظام آمد. آقاى [رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] آمد و براى ارز نیروگاه هایش و حفظ زمین تأسیسات اصفهان که توسط دیگران تصرف شده است، استمداد کرد و در مورد مسأله تغییر نیروگاه کُره …
24 آبان 1373
مدیران بنیاد شهید آمدند. آقاى [محمدحسن] رحیمیان، [رییس بنیاد شهید] گزارش داد. بر موضوع کمکردن پرسنل و صرفه جویى در هزینههای جارى و خوداتکایى خانواده هاى شهدا تکیه کرد. من هم صحبت مفصلى کردم و بر اهمیت آموزش و خوداتکایى و حفظ کرامت خانواده ه…
23 آبان 1373
مدیران و کارکنان سازمان امور اداری و استخدامى آمدند. آقاى [سیدمحمد] میرمحمدی گزارش داد و من دربارة کارکنان دولت و ضرورت اصلاحات ادارى و اصلاح وضع معیشتى آنها صحبت کردم. آقاى [عباس] آخوندی، [وزیر مسکن و شهرسازی] آمد. گزارش وضع مسکن در کشور ر…
22 آبان 1373
دیشب با خستگى مفرط و سرماخوردگى خوابیدم. امروز هم کسل بودم و براى انجام کارهاى عقبمانده از سفر، با تأخیر به دفترم رفتم. ملاقات نگذاشته بودند. تا ساعت ده و نیم صبح، مقداری از کارها را انجام دادم. مصاحبه اى با صداوسیما دربارة نتایج سفرم داشتم…
21 آبان 1373
برای صبحانه امروز، آقاجلال کلهپاچه تهیه کرده بود. دیروز هم حلیم آورده بود. اولوقت، براى افتتاح موزه جنگ رفتیم. این موزه در محل نمایشگاه عمومى که در زمان جنگ بمباران شده و هفتاد نفر در آن شهید شده اند، ساخته شده است. آقای [مهدی] چمران، [رییس…
20 آبان 1373
با اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. وقت تا ساعت هفت و نیم صبح، به استماع اخبار و خواندن گزارش ها و اطلاعات داخلى و بررسی برنامه هاى امروز گذشت. براى مراسم افتتاح پروژه گازرسانى به کرمانشاه رفتیم. مدیران شرکت ملی گاز گزارش دادند. با فشار …
19 آبان 1373
بعد از نماز و استماع اخبار و صرف صبحانه، وزراى کشاورزى، نیرو، صنایع و راه و ترابری آمدند. آقاى [عیسی] کلانترى، [وزیر کشاورزی]، پیشنهاد کرد که سفر به قصرشیرین لغو شود. این اصرار از تهران هم بود؛ به خاطر حمله موشکى به پایگاه اشرف منافقین. مسئ…
18 آبان 1373
ساعت هفت صبح، با عبور از زیر قرآن که عفت، مطابق معمول هر سفر گرفته بود، به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم و بلافاصله به سوى کرمانشاه پرواز کردیم. وزراى راه و ترابری و مسکن و شهرسازی و آقایان میرزاده و حسین [مرعشی] و نمایندگان استان همراه بودند. در…
17 آبان 1373
تلفنى با رهبرى براى کسب اجازه در جابجا کردن ارقام بودجه در سقف مصوبه مجلس صحبت کردم. دیشب و امروز هم باران داشتیم. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییسجمهور] آمد. از کجفهمى آقاى [عباس] سلیمى، رییس کیهان هوایى گله داشت. آقاى [محمد] اشرفى اصفهانى…
16 آبان 1373
بعد از نماز صبح، آقاى بشارتى، وزیر کشور تلفن کرد و گفت آیت الله اراکى فوت کرده اند. پیشنهاد کرد که امروز را تعطیل اعلام کنم. گفتم صبر کند تا بررسى کنیم. بلافاصله به آیتالله خامنه اى تلفن کردم و خبر را دادم. دربارة عزاى عمومى و تعطیلی مشورت …
15 آبان 1373
دیشب و امروز هم باران داشتیم. خیلى از جاهاى کشور سیل آمده است. جمعى از دانش آموزان شرکتکننده در مسابقات فرهنگى آمدند؛ نوجوانى، قرآن خواند و سرودی نهچندان خوب توسط دختران اجرا شد. سپس آقاى میرزایى گزارش داد و من صحبت کردم و جوایز را دادم. آق…
14 آبان 1373
دیشب تا صبح، هر وقت بیدار شدم، صداى دلنواز باران را مى شنیدم. بعد از انجام کارها، آقاى [مهدی] صفرى، سفیر جدیدمان در روسیه آمد. گزارشى از یک ماه کار و بیش از سى ملاقات مهم و مذاکرات اساسى خود داد. معتقد است که روس ها تمایل زیادی به همکارى با…
13 آبان 1373
براى اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. در خطبه اول انتقاد شدیدی از بعضى جریان هاى سیاسى کشور کردم که با طرح مسایل انحرافى، به نوعى در مبارزه با گرانى اخلال مى کنند. عصر آقاى دکتر [علیرضا] مرندی، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی]، اطلاع داد…
12 آبان 1373
تا ساعت هشت و نیم صبح، کارهاى دفتر را انجام دادم. براى افتتاح قسمت هاى جدید به بیمارستان سینا رفتیم. دو سال پیش دستور دادم قسمتى از ساختمان هاى مورد تصرف آموزش و پرورش را به بیمارستان واگذار کنند و چند خانه مجاور را بخرند. با تأخیر انجام شد…
11 آبان 1373
[آقای عبدالعزیز عبدالله الدویح]، سفیر کویت براى تقدیم استوارنامه آمد. بعد از تشریفات، پیامى براى امیرکویت به طور شفاهى به او دادم؛ بعد از سئوال از هزینه هاى لشکرکشى آمریکا و اینکه برعهده کویت است و مشکلزا. گفتم اگر سیاست همکارى با ایران و ح…
10 آبان 1373
شب با تب خوابیدم، اما امروز صبح، حالم بد نبود. دکتر [عبدالله] جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی] آمد. با هم براى افتتاح [فاز اول مجتمع علوم و تحقیقات] دانشگاه جدیدالاحداث آزاد اسلامى در حصارک کن رفتیم. زمین وسیعى در ارتفاعات است که بناست تا …
9 آبان 1373
[آقای فخرالدین رضازهی]، نماینده سراوان، همراه با آقای محمد هاشم، مسئول طرح هاى چابهار آمدند. براى فرودگاه سراوان و آب سروان و اسکله بندرگز در مازندران استمداد کردند. توضیحاتى در مورد منابع غنى آب در مرز مرز پاکستان در ایران، نزدیک سراوان و …
8 آبان 1373
دانشجویان و دانش آموزان ممتاز بسیجى آمدند. جوایزشان را دادم و تشویق به جدیت در امر تحصیل دانش کردم. آقاى موحدی سپاه آمد و گفت در مذاکره با کشورهاى خارجى، مسئول حفاظت رییسجمهور، باید درجه بالاى نظامى داشته باشد که بتواند طرف مذاکره با درجات …
7 آبان 1373
آقایان آقازاده و آل اسحاق، [وزیران نفت و بازرگانی]، براى نهایىکردن قیمت هاى مواد پتروشیمى و فلزات آمدند. سفیر جدیدمان در اندونزى براى خداحافظى و کسب نظر آمد. آقایان [غلامرضا] رضوانى، [محمدرضا] علیزاده و [حسن] گنجى از شوراى نگهبان براى بودجه…
6 آبان 1373
در منزل بودم. خاطرات دو روز گذشته را نوشتم. خاطرات سفر ترکمنستان خیلى طولانى شد. ظهر بچه ها جمع بودند. آقاى [محمدحسن] رحیمیان، مدیر بنیاد شهید آمد. مقدارى گز آورد. دربارة امور فرهنگى صحبت کردیم. کارها را از دفتر آوردند، انجام دادم. از امروز…
5 آبان 1373
[آقای سلیمان دمیرل]، رییسجمهور ترکیه و همراهان به اقامتگاه ما آمدند. یکسره سر میز صبحانه رفتیم و مذاکرات را ضمن صرف صبحانه انجام دادیم. دربارة عراق، کُردها و به خصوص شمال عراق، بحث زیادی شد. آنها به شدت نگران تشکیل کشور مستقل کُرد در شمال ع…
4 آبان 1373
سفر رییسجمهور آمریکا به خاورمیانه و بهخصوص به سوریه و اردن و امضاى پیمان صلح اسراییل و اردن در صدر اخبار است. براى آماده شدن جهت سفر به ترکمنستان، ملاقات کمى در دستور کارم گذاشته اند. استانداران و فرمانداران و دادستان هاى سراسر کشور، براى ت…
3 آبان 1373
آقایان [حسین] محلوجى، [وزیر معادن و فلزات] و [یحیی]آل اسحاق، [وزیر بازرگانی] براى تعیین قیمت آهن آمدند که ناتمام ماند. [آقای آلفردو انزو]، وزیر امور خارجه آفریقاى جنوبى آمد. سیاه پوست بود و یک نفر دورگه و دو نفر سفیدپوست همراهش بودند. توضیح…
2 آبان 1373
مدیران نظام جدید آموزش متوسطه آمدند. دکتر نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] گزارش داد. 40 درصد شاگردان کلاس اول، امسال جذب نظام جدید شده اند. من صحبت کردم و وعده دادم که با تأمین ماشینآلات کارگاهى و راهانداختن دوره پیشدانشگاهى تقویتشان کنیم. [آقای…
1 آبان 1373
دیشب باران خوبى باریده است. در روزهاى اخیر، سیل هاى مخرب در شمال و جاهای دیگر داشته ایم. آقاى [محمدعلی] صدوقى آمد. اوضاع یزد را رضایتبخش توصیف کرد. از طرح آب یزد تشکر کرد. از رییس دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد شکایت داشت. [آقای غلامرضا آقازا…