[آقای سلیمان دمیرل]، رییسجمهور ترکیه و همراهان به اقامتگاه ما آمدند. یکسره سر میز صبحانه رفتیم و مذاکرات را ضمن صرف صبحانه انجام دادیم. دربارة عراق، کُردها و به خصوص شمال عراق، بحث زیادی شد. آنها به شدت نگران تشکیل کشور مستقل کُرد در شمال عراق اند. ما
[آقای سلیمان دمیرل]، رییسجمهور ترکیه و همراهان به اقامتگاه ما آمدند. یکسره سر میز صبحانه رفتیم و مذاکرات را ضمن صرف صبحانه انجام دادیم. دربارة عراق، کُردها و به خصوص شمال عراق، بحث زیادی شد. آنها به شدت نگران تشکیل کشور مستقل کُرد در شمال عراق اند. ما هم ظاهراً با آنها هم نظریم، ولى مثل آنها نگران نیستیم.
در مورد جنگ قره باغ، مشکل اصلى را روسیه دانستیم. در مورد بوسنى و هرزگوین و افغانستان هم بحث شد. در مورد بدهى هاى معوق، معلوم شد آنها به تصمیم تهران عمل نکرده اند. قرار بود بدهی معوقه زیر یک میلیون را بپردازند و بقیه را تمدید مهلت کنند؛ قرار شد پیگیرى کنند.
به میدان محل برگزارى جشن سومین سالگرد استقلال ترکمنستان رفتیم. قبل از من همه رسیده بودند. رؤساى جمهورى ترکیه، آذربایجان، نخستوزیر پاکستان، و آقای نیازُف بودند. بلافاصله به جایگاه در بالکن مشرف بر میدان رفتیم. نظم خوبى بود. آقایان نیازُف و حیدرعلیاف، با دو مترجم، در دو طرف من بودند.
مراسم با سرود و رژه نیروهاى مسلح شروع شد. تعدادی تانک، نفربر، توپ و موشک هلی کوپتر به نمایش گذاشته بودند و چهار فروند هواپیما با خلبانان روسی، نمایش های جالبى دادند و نورافشانى کردند. نظم و انضباط خوبى بود. سربازان و اسلحه ها، نو و مرتب بودند. سپس مردم و نهادها و ارگان ها، با نظم و سرود و رقص عبور کردند؛ بیش از سه ساعت طول کشید.
مردم شاداب و خوشحال و با لباس های تمیز و رنگارنگ و لباسهای رنگی زنان تُرکمن جلوه خوبى داشت. عکس نیازُف خیلى زیاد بود و جلوه اى از اتهام ایجاد سلطنت و فردپرستى که مخالفانش مى گویند. از من و سایر رؤسا هم عکس هایى بود. چند گروه از کشورهاى دیگر، منجمله ایران هم از مقابل جایگاه عبور کردند. ورزشکاران باستانى ایران در میدان نمایش دادند. ضمن مراسم، من رفتم نماز ظهر و عصر را خواندم و برگشتم.
بعد از مراسم، دستهجمعى در یک ماشین سوار شدیم و براى ناهار بیرون شهر رفتیم؛ در ساختمان شخصى آقای نیازُف، نزدیک ساختمان تاریخى فیروزه، نزدیک مرز ایران که هنوز کامل نشده است. در بین راه آقای نیازُف توضیح داد که ساختمان فیروزه، متعلق به ایران بوده و شوروى سابق از ایران گرفته و پس نداده است و اضافه کرد که در مقابل آن، محلى را در آذربایجان به ایران واگذار کرده که بعد، دکتر ولایتى این ادعا را رد کرد و گفت، چیزى نداده اند و به زور گرفته اند؛ باید بررسى کنیم.
در منطقه کوهستانى تپه ماهور زمین وسیعى را گرفته و ایتالیایى ها ساختمان مجللى با مصالح ایتالیایى برایش ساخته اند و نزدیک به اتمام است و با حفر دو حلقه چاه آب که در عمق یکصدوهشتادمترى به آب خوبى رسیده، منطقه را سرسبز کرده اند. گفت مى خواهد پنجاه هکتار زمین را در جوار آن به من بدهد. دکتر ولایتى، نظرش این است که خوب است بگیریم و در این منطقه که از ایران است، جاى پایى داشته باشیم.
متصدی ضیافت ناهار هم متصدیان رستوران ایتالیایى عشق آباد بودند. غذاهاى خوبى - عمدتاً ترکمنى- تهیه کرده بودند. بعد از ناهار، چهار اسب به چهار رییس میهمان هدیه دادند؛ با مراسم و تقدیم شناسنامه اسب ها.
سپس با همان ماشین قبلى، به طرف محل طرح احداث لوله گاز رفتیم. در راه توضیحاتى دربارة مراتع مرزى ایران و ترکمنستان دادند. از وجود شیر و حیوانات نادر و آتشسوزى زیاد در تابستان ها خبر دادند. در محل مراسم شروع لولهگذاری سمبولیک، اجتماعى عظیم بود. من و آقایان نیازُف و علیاف و خانم بوتو با هم نشستیم و به ترتیب صحبت کردیم. سپس جوشکارى لوله ها شروع شد و ما سه نفر هم با بیل، مقدارى خاک جابجا کردیم.
به اقامتگاه برگشتیم. آقاى [عبدالرشید] دوستم، [رهبر حزب جنبش ملی اسلامی]، از افغانستان آمد. مقدارى توضیح وضع آنجا را داد و از [برهانالدین] ربانى و [گلبدین] حکمتیار گله کرد. من هم مقدارى دربارة ضرورت صلح و همکارى و حضور همه گروه ها گفتم. آدم جالبى است. از فرماندهان رژیم قبل بوده و امروز هم جاى مناسبى در شمال افغانستان دارد که از همه جاى دیگر افغانستان، وضع زندگى در آنجا بهتر است.
آقاى [حیدر] علیاف، [رییسجمهور آذربایجان] آمد. توضیحى دربارة کودتاى شکستخورده آخر آذربایجان داد و گفت صورت حسیناُف، عامل روسیه است و فرار کرده و با اضطراب، تقاضا کرد که فوراً بیست و پنج هزار تن آرد و گندم برایشان بفرستیم. گفت اگر در سه روز آینده نرسد، مردم گرسنه مى مانند و گفت
روسیه مقدارى فرستاده، ولى نرسیده، چون دریا طوفانى است. خواست که آقای آقازاده، [وزیر نفت]، براى امضاى شرکت کنسرسیوم به باکو برود؛ وزارت امور خارجه موافق نیست. خواست که [آقای علیاصغر نهاوندیان]، سفیرمان را عوض نکنیم. وزارت امور خارجه موافق نیست و مى گوید با روسیه هماهنگ باشیم، بهتر است.
شب به فرودگاه رفتیم. آقای نیازُف منتظرمان بود. قبل از حرکت، در ساختمان ترمینال جدید که با اعتبار انگلیسى ها، به مبلغ شصت میلیون دلار ساخته شده، مقدارى مذاکره خصوصى کردیم. ترمینال جدید، کامل و مجهز است. گفت از مذاکره با علیاوف خسته شده است. بنا شد نتیجه گزارش هیگ دربارة تأمین نیاز طرح لوله را براى من بفرستند.
با بدرقه رسمى مثل استقبال، پرواز کردیم. در مسیر، جمع بندی نتایج سفر را داشتیم که مثبت بود. قرار شد گمرک سرخس را به سرعت افتتاح کنیم. با استاندار مازندران، براى طرح ساحلبندی خزر و جاده شمال صحبت شد. آب دریا این روزها پیشروى مى کند. به استاندار خراسان، براى تأمین نیاز طرح اتوبوس برقى مشهد، گفتم اوراق مشارکت عمومى منتشر کنند. ساعت نُه شب به مهرآباد و ساعت ده به منزل رسیدیم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام