خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آبان ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 22:41کد خبر31894

تا ساعت هشت و نیم صبح، کارهاى دفتر را انجام دادم. براى افتتاح قسمت هاى جدید به بیمارستان سینا رفتیم. دو سال پیش دستور دادم قسمتى از ساختمان هاى مورد تصرف آموزش و پرورش را به بیمارستان واگذار کنند و چند خانه مجاور را بخرند. با تأخیر انجام شده و

تا ساعت هشت و نیم صبح، کارهاى دفتر را انجام دادم. براى افتتاح قسمت هاى جدید به بیمارستان سینا رفتیم. دو سال پیش دستور دادم قسمتى از ساختمان هاى مورد تصرف آموزش و پرورش را به بیمارستان واگذار کنند و چند خانه مجاور را بخرند. با تأخیر انجام شده و تقریباً تمام دستورها را به خوبى اجرا کردهاند. در ساختمان هاى جدید، همه چیز را براى 350 تختخواب آماده کرده اند و پناهگاه زیرزمینى را به رستوران تبدیل نموده اند. راهى به اتاق هاى عمل که آنها هم در زیرزمین به خوبى ساخته شده که در هنگام حوادث و جنگ هم قابل استفاده باشد و سالن زیباى محل برنامه ها و قرعه کشى بلیت هاى بخت آزمایى را نیز مجهز کرده اند.

از اکثر بیمارها عیادت کردم؛ معمولاً راضى و از طبقات پایین بودند. کارکنان بیمارستان که در ساختمان مخروبه قدیمى افسرده بودند، اکنون همه شاداب و با نشاط و ممنون بودند. در آمفى تئاتر وزارت آموزش و پرورش در ساختمان چهارده طبقه که سالن کمنظیرى است، در اجتماع پرسنل شرکت کردم. مدیران آموزش و پرورش هم آمده بودند. از آنها هم به خاطر همکاریشان تشکر کردم. دکتر [موسی] زرگر، [نماینده تهران در مجلس و نماینده وزیر بهداشت در طرح توسعه بیمارستان سینا] و دکتر [محمدحسن] باستانحق، [رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران]، گزارش خوبی دادند. دکتر زرگر که اشک در چشمان داشت، با احساسات، از اینکه یک قهرمان در حال مرگ را نجات دادم، سپاسگزارى کرد؛ مقصودش بیمارستان سینا، با سابقه 120 سال بود که پیشتاز آموزش و درمان است.

دکتر محسنى، رییس بیمارستان، قرآن خوبى قرائت کرد. من هم صحبت هاى دلگرم کننده کردم و به آنها وعده دادم، اگر نیروهاى لازم را تدارک کنند، ساختمان چهارده طبقه وزارت آموزش و پرورش را هم برای ایجاد مرکز مجهزی برای سوانح و تصادفات که بیشترین تلفات را در کشور و بلکه در جهان دارد، تحویلشان می دهیم.

به دفترم رفتم. در مورد تأخیر پرداخت هزینه های دفتر حقوقی بین المللی، دستور دادم فوراً پرداخت شود. آقاى طالب، مسئول مراسم دفتر آمد؛ ناراحت است که کار او را به دیگرى داده اند.

شخصى عرب از شرق عربستان آمد. خود را مهندس معرفى کرد. دیروز نوشته ای توسط اخوى محمد، [قائممقام وزیرامورخارجه] فرستاده بود که حرف هاى خیلى مهمى دارد و تقاضاى ملاقات خصوصی و فورى داشت. محمد هم با او آمد. گفت مهندس است و شرکت ساختمانى دارد و اخیراً خداوند به او عنایت خاصى کرده و قدرت عظیم و معجزه داده که مى تواند یهودی ها و مسیحی های جهان را تحت سلطه درآورد و مصداق آیه شریفه «إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لایُوقِنُونَ» را که در قرآن آمده، به دست آورده است. آن را با راهنمایى الهى در بیابان گرفته و در اختیار دارد که با تکلم آن آیه، مسایل عظیمى در جهان اتفاق خواهد افتاد. گفت پنج نفر را موکل به حفظ آن کرده است و ادعا کرد که خداوند علمى به او داده که مى شود از آب به جاى نفت، براى سوخت و تولید انرژى استفاده کند و مى تواند با این قدرت، نفت سعودی را نابود کند و حاکم بر سعودی شود و راه تسلط بر یهود را بیابد.

در جواب سئوال من، از رواج زبان آنها و جلوه کردن به عنوان شاهى که آنها منتظر ظهورش براى نجاتشان هستند، گفت. گفتم چگونه به صحت ادعاهاى او پى ببریم؛ گفت همان ماشین استفاده از آب به جاى نفت را مى تواند در ایران بسازد و براى این کار، یک مترجم راهنما براى خرید اجناس مورد نیاز از بازار و یک اتاق و یک ماه وقت خواست. به دکتر حبیبى گفتم، در اختیارش بگذارند. به ظن قوى، خیالباف و مریض است، ولى امتحانش ضررى ندارد. به محمد هم گفتم نظارت کند.

عصر زودتر به خانه آمدم. شب تفسیر آیه «أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ» را از تفاسیر شیعه و سنى مطالعه کردم. این شخص سُنى است، به نام زهیر .

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا