بعد از نماز و استماع اخبار و صرف صبحانه، وزراى کشاورزى، نیرو، صنایع و راه و ترابری آمدند. آقاى [عیسی] کلانترى، [وزیر کشاورزی]، پیشنهاد کرد که سفر به قصرشیرین لغو شود. این اصرار از تهران هم بود؛ به خاطر حمله موشکى به پایگاه اشرف منافقین. مسئولان امنیتى
بعد از نماز و استماع اخبار و صرف صبحانه، وزراى کشاورزى، نیرو، صنایع و راه و ترابری آمدند. آقاى [عیسی] کلانترى، [وزیر کشاورزی]، پیشنهاد کرد که سفر به قصرشیرین لغو شود. این اصرار از تهران هم بود؛ به خاطر حمله موشکى به پایگاه اشرف منافقین. مسئولان امنیتى منطقه نگران هستند که هنگام حضور ما در قصرشیرین، به خاطر نزدیکى به مرز، توسط عراق یا منافقین شرارتى بشود. نپذیرفتم به دلیل اینکه نرفتن ما به آنجا، تفسیری جز ناامنى نخواهد داشت که خیلی مضر است.
به سوى کرند پرواز کردیم. ساعت بیست دقیقه مانده به نُه صبح رسیدیم.کنار جایگاه فرودآمدیم. باد هلى کوپترها، قسمتى از فرش ها و تزیینات جایگاه را کند. جمعیت خوبى آمده بودند. آنها عمدتاً از اهل حق هستند. دو درصد شیعه و سه درصد سنىاند. به خاطر دلجویى از اهل حق به کرند رفتیم. بعد از انقلاب، با آنها بدرفتارى شده است و با توجه به حضورشان در کنار مرز، نارضایتى شان مى تواند خطرآفرین باشد. بعد از سرود و قرآن، بخشدار و نماینده مجلس خیرمقدم گفتند. سپس من در صحبت کوتاهی، از مواضعشان و صبرشان در جنگ و بازسازى تشکر کردم و وعده کمک دادم و توصیه به وحدت و همکارى نمودم.
به سرپل ذهاب پرواز کردیم. از فضا، دشت ذهاب و شهر را دیدیم. خوب بازسازى شده است. کنار مقبره احمدبن اسحاق فرود آمدیم. با کمک ستاد بازسازى، مقبره خوبى ساخته اند. رییس اوقاف گزارش داد و پس از زیارت، در محل اجتماع مردم، کنار بلوار مرقد رفتیم.
در اجتماع خیلىعظیم و پُرشور مردم، بعد از شعارها و سرود و خیرمقدم امام جمعه و نماینده و فرماندار، صحبت دلگرمکنندهای کردم و وعده عمران بیشتر دادم و از آنها درخواست کردم، براى استفاده از منابع غنى آب و خاک و هوا که همگى ممتاز است، بیشتر تلاش کنند. از دیمکارى هم انتقاد نمودم؛ این مشکل در تمام استان کرمانشاه وجود دارد.
پس از مراسم، ازدحام مردم، مدتى معطلمان کرد. خیلى بامحبت و پُرشورند. با ماشین به سوى شهرک صنعتى در دست احداث رفتیم. یک کارخانه کوچک تولید پوشک بچه و دستمال کاغذى از کاغذهاى لطیف را افتتاح کردم و بر ضرورت احداث صنایع توسط شرکت هاى دولتی تأکید نمودم.
به سوى قصرشیرین پرواز کردیم. مسئولان به ملاحظات امنیتى ترجیح مى دادند، با ماشین برویم؛ نپذیرفتم. در قصرشیرین، یک مرکز حرفهآموزى را افتتاح کردم و با کارآموزان صحبت نمودم؛ خوشحالاند. گشتى در شهر زدیم. از میان صفوف مردم عبور کردیم. خیلى پُرشور و شاداب استقبال کردند. مسئولان سفر، به خاطر ملاحظات امنیتى، برنامه سخنرانى نگذاشته بودند؛ توبیخشان کردم.
در میدان شهر مقابل مهدیه رفتم و مردم به طور خودجوش اجتماع عظیمى نمودند. برای سخنرانی، از بلندگوى همراه خودمان استفاده کردیم. مردم خیلى خوشحال شدند. گروه سرودشان، سرود خوبى خواند. مردم با شادی کف مى زدند و بعضى مى رقصیدند. فکر نمى کردم، مردم شهر قصرشرین این همه شاداب باشند.
فرماندار و استاندار گزارش دادند و من صحبت دلگرم کنندهای نمودم و وعده عمران بیشتر دادم و بر ایجاد نخلستان ها و باغات زیتون و استخرهاى پرورش ماهى و دانشگاه و فعال کردن سفر به عتبات در عراق را که براى این شهرهاى سر راه، بسیار پولساز خواهد بود، تأکید نمودم. باز هم گشتى در شهر زدیم؛ بازسازى خوب پیش رفته است. از نمایشگاه فرش استان که جهادسازندگی برگزار کرده بود، بازدید کردم؛ این صنعت، جوان ولى پیشرفته و خوب است.
به سوى گیلانغرب پرواز کردیم. بنا بود از فضا، نفتشهر و سومار را هم ببینیم که به خاطر عقببودن از برنامه منصرف شدیم. در محل سد گیلانغرب نشستیم. درست کنار قرارگاه سابق غرب که در زمان جنگ، بارها به آنجا رفته بودم. کلنگ سد را زدم. بناست براى آبیارى چهار هزار هکتار، آب را کنترل کنند.
به محل سراب گیلانغرب رفتیم ، در میهمانسراى جهادسازندگی، ناهار و نماز خوردیم و خواندیم و طرح آبرسانى به بیست روستا از همین سراب را افتتاح کردیم. سراب جالبى است؛ حدود یک متر آب در ثانیه از زمین مى جوشد. از این سراب ها در کرمانشاه زیاد است و از یکى از آنها، آب شهر قصرشیرین تأمین مى شود.
از آنجا به شهر گیلانغرب رفتیم. مردم استقبال با شکوهی کردند. در ورزشگاه شهر، پس از خیرمقدم نماینده و فرماندار و امام جمعه و اجرای سرود، براى مردم سخنرانى نمودم. خیلى با صفا و صمیمى و شجاع هستند.
براى نگرانى از سان ست [= غروب آفتاب]، فوراً با هلى کوپترها به سوى کرمانشاه پرواز کردیم. در مسیرها، همگى استاندار توضیحات خوب مى داد. وضع استان را خوب مى داند و به سئوالات، خوب جواب مى دهد. در مسیر کمى خوابیدم؛ چون عصر امروز استراحت نکرده بودم. غروب به فرودگاه کرمانشاه رسیدیم.
از آنجا به محل هتل بین المللى پنج ستاره در دست ساختمان رفتیم. پیش از انقلاب شروع شده و از زمان جنگ تاکنون، راکد مانده و اخیراً طرح، فعال شده؛ خیلى عظیم است. کمک وامى مى خواهند. در آنجا مدیرعامل شرکت صنعتى غرب توضیحاتى دربارة طرح هاى صنعتى که توسط شرکت در استان هاى غربى احداث شده است، داد؛ خوب است.
به سوى طاق بستان رفتیم. مردم از برنامه ما مطلع شده بودند و در مسیر رفت و برگشت، اجتماعات انبوهى بود که به گرمى استقبال مى کردند. از این همه محبت، تعجب کردم. آثار باستانى طاق بستان را دیدیم. در سنگ هاى کوه تراشیده شده در زمان ساسانیان و جالب است. جالب تر، آب فراوان است که از سراب کنار طاق چند متر در ثانیه مى جوشد و نیز بلوار زیبا و وسیع که شهر را به آنجا وصل مى کند. به نظرم بلوار بىنظیری در کشور است.
به استاندارى برگشتیم. بعد از نماز و استماع اخبار و خواندن گزارش ها، جمعى از پزشکان قلب آمدند و براى تکمیل بیمارستان قلب در دست احداث استمداد کردند. سپس نمایشگاه فرش جهاد سازندگی را دیدیم که توضیحات خوبى دربارة شرکت هاى فرش تحت اداره جهاد سازندگی و شرکت هاى ساخت توپ فوتبال و والیبال شنیدیم؛ تشویقشان کردم.
شام صرف شد و به اتاقم برگشتم. بعد از استحمام و نوشتن خاطرات و استماع گزارش های سفرم که از تلویزیون کرمانشاه کامل پخش مى کنند، خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام