خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آبان ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 22:46کد خبر31903

برای صبحانه امروز، آقاجلال کلهپاچه تهیه کرده بود. دیروز هم حلیم آورده بود. اولوقت، براى افتتاح موزه جنگ رفتیم. این موزه در محل نمایشگاه عمومى که در زمان جنگ بمباران شده و هفتاد نفر در آن شهید شده اند، ساخته شده است. آقای [مهدی] چمران، [رییس بنیاد حفظ و

برای صبحانه امروز، آقاجلال کلهپاچه تهیه کرده بود. دیروز هم حلیم آورده بود. اولوقت، براى افتتاح موزه جنگ رفتیم. این موزه در محل نمایشگاه عمومى که در زمان جنگ بمباران شده و هفتاد نفر در آن شهید شده اند، ساخته شده است. آقای [مهدی] چمران، [رییس بنیاد حفظ و نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس] تهیه کرده و طرح هاى زیادی براى جاهاى دیگر دارد؛ شروع کار است و کاملتر خواهد شد. مصاحبه اى انجام دادم.

به قرارگاه نجف رفتیم. در مراسم صبحگاه مشترک نیروهاى مسلح شرکت کردم. سان و مراسم صبحگاه و صحبت کوتاه من در قدردانى و تشویق انجام شد. از آنجا به نیروگاه بیستون براى افتتاح رفتیم. دو واحد 320 مگاواتى داردکه هر دو شروع به کار کرده اند. بعد از استماع گزارش و بازدید، براى حضار صحبت کردم و از کارهاى خوب وزارت نیرو و برق و آب قدردانى نمودم. به احساسات مردمى که بیرون نیروگاه جمع شده بودند، پاسخ دادم.

به سوى شهر صحنه پرواز کردیم. در اجتماع عظیم و شادابشان شرکت نمودیم. خیرمقدم فرماندار و نماینده و سرود و سخنرانى من انجام گرفت. بهره بردارى از لوله هاى گازرسانى شهر آغاز شد؛ آقاى میرزاده هم بود. مردم خیلى راضیاند.

از آنجا به کنگاور رفتیم. اجتماعشان بسیار باشکوه بود، ولى شادابى دیگران را نداشتند. امامجمعه و نماینده و فرماندار خیرمقدم گفتند و سرودی اجرا شد. امامجمعه تأکید زیادی بر توجه بیشتر دولت به امور فرهنگى داشت. من هم در صحبت هاى خود از دستاوردهاى فراوان فرهنگى انقلاب اسلامی گفتم و از خانواده [حاج آقا بزرگ محمدی] عراقى تجلیل کردم.

از آنجا به منطقه صنعتى هرسین پرواز کردیم. چند کارخانه در حال ساخت است که منتظر افتتاح ال سى براى تأمین ماشینآلات تولید چادر مشکی و کاغذ و ... هستند. از مزرعه نمونه کشت صنوبر براى کاغذ بازدید کردیم که رشد مطلوبى دارد. به احساسات گرم روستاییان اطراف که جمع شده بودند، جواب دادم.

تقاضاى شدیدی براى شهرستان شدن دارند؛ خیلى گرم و پُرشورند. وعده دادم که پیگیرى شود؛ مشکل قانونى دارد.

به خاطر عقب بودن از برنامه، بازدید را کوتاه کردیم و به شهر سُنقرکلیایى رفتیم. اجتماع بسیار عظیمی داشتند. مطابق معمول، شعار و سرود و خیرمقدم ها مطرح شد و صحبت هاى دلگرمکننده من که جمعبندی ناقصى از برداشت هاى سفرم و تشویق سُنقری ها بود. اوایل انقلاب هم به اینجا سفر کرده بودم. وعده گاز و راه دادم.

نزدیک غروب مراجعتکردیم. سان ست [=غروب] شده بود و هلى کوپترها مشکل داشتند. نزدیک فرودگاه کرمانشاه، در کارخانه تولید چینى کُرد پیاده شدیم. نماز خواندیم و بعد از استماع گزارش مدیر صنایع استان و مدیر کارخانه که شش هزار تن تولید دارد و خیلى مدرن است، از آزمایشگاه و خطوط تولید بازدید کردیم. گفتند به خاطر مرغوبیت، محصولات به اروپا و جاهای دیگر صادر مى شود. تسهیلات بیشتر براى توسعه خواستند.

با ماشین به فرودگاه رفتیم. نیروهاى انتظامى و سپاه و بسیج و اطلاعات جمع بودند. از زحماتشان تقدیر کردم و با بدرقه رسمى، کرمانشاه را ترک کردیم. به خاطر خستگى، مصاحبهپایانى سفر را به فردا در تهران موکولکردم. ساعت هشتونیم شب به تهران رسیدیم. فاطى و فائزه در سفر امارات و پاکستان هستند و بعضى بچه ها در خانه جمع بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا