30 آذر 1371
مسئولان برگزارى مراسم دهه فجر آمدند. آقاى [احمد] جنتى گزارش داد و مذاکراتى در مورد کیفیت برگزارى مراسم انجام شد. قول کمک دادم. نمایندگان استان مازندران آمدند. نیازها و توقعات براى عمران و مدیریت استاندار را مطرح کردند؛ راضی شان کردم. با آقا…
29 آذر 1371
ساعت نُه کارها را انجام دادم. امام جمعه ساوه و حاج خدام از طلاب سابق آشنایمان در قم آمدند. نیازهاى ساوه را گفتند و خواستند که براى سفر حج کمک شان کنم. آقاى [ابوالفضل] توکلى بینا، [مشاور رییس جمهور در امور اصناف]آمد. دربارة یک نرخى شدن ارز، …
28 آذر 1371
با استراحت طولانى دیشب، از خستگى و کسالتم کاسته شده است. ساعت هشت ونیم صبح به دفترم رسیدم. بخشى از کارهاى مانده انجام شد. ساعت نُه و نیم ورزشکاران آمدند. دکتر [حسن] غفورى فرد، [رییس سازمان تربیت بدنی] گزارش داد و من تشویق شان کردم. جوایزى ب…
27 آذر 1371
دیشب محسن به تهران بازگشت و مهدى ماند. مهدى و آقاى [سیدعلی] غیورى را به ملاقات آیت الله [حسینعلی] منتظرى فرستادم؛ براى احوال پرسى و توجیه عدم ملاقات. صبح مهدى آمد و گزارش داد. با صداى مناجات سحرى بلندگوهاى حرم بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. پس …
26 آذر 1371
صبح زود به سعدآباد رفتیم و با چند هلى کوپتر به سوى قم پرواز کردیم. مهدى و محسن هم همراهم بودند، به اضافه جمعى از دفتریان و اعضاى دولت. نزدیک ساعت نُه و نیم در گلزار شهداى قم در کنار مقبره على ابن جعفر (س) فرود آمدیم. همان جا سالن عظیمى براى…
25 آذر 1371
سرماخوردگى شدیدى داشتم. صبحانه، شلغم خوردم. آقاجلال از نایین آورده است. خودم پختم. تا عصر با مُسکّن توانستم کارها را انجام دهم. وزیر دفاع پاکستان آمد. مذاکرات در خصوص همکارى هاى دو کشور بود. نماینده رهبرى در جهادسازندگی آمد. از [آقای غلامرض…
24 آذر 1371
دیشب تا صبح باران مى بارید. ساعت هفت به سوى دفتر رفتم. تا ساعت نزدیک به نُه صبح نطق ام را مرور کردم؛ ولى سطحى و با عجله. آقاى [مسعود روغنی] زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] آمد. [برای تقدیم لایحه بودجه سال 1372]، به مجلس رفتیم. مجلسیان …
23 آذر 1371
ساعت هشت به دفترم رسیدم. قسمتى از پیش نویس نطق ام را اصلاح کردم. ساعت نُه صبح، جمعى از زنان به مناسبت هفته زن و روز مادر آمدند. مقاله اى خواندند؛ خوب بود. خانم [شهلا] حبیبى صحبت کرد. معاون وزیر کار و امور اجتماعی، زنان کارگر نمونه را معرفى …
22 آذر 1371
ساعت هفت و نیم به دفترم رفتم. ساعت نُه کارکنان شرکت کشتى رانى جمهورى اسلامى آمدند. آقایان شریعت و [محمدحسین] داجمر گزارش دادند و من صحبت تشویق کننده نمودم. آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و [حسین] محلوجى، [وزیر معادن و فل…
21 آذر 1371
ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم. کار زیادى نبود. آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و [کمال] خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل] آمدند. از عواقب تندروى ها و تیره کردن روابط خارجى اظهار نگرانى کردند و براى جلوگیرى از عواقب…
20 آذر 1371
در خانه بودم. کار زیادى براى انجام آورده بودم که عمده وقتم را گرفت. ظهر و شب، بچه ها و بستگان هم آمدند. عصر آقاى [محمدحسن] رحیمیان، مسئول بنیادشهید آمد و گزارشى از اقدامات جدید و نیازها و امکانات داد. دربارة کیفیت عمل در سیاست مسکن و سازمان…
19 آذر 1371
آقاى [عطاءالله] مهاجرانى، [معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهور] آمد. دربارة ضرورت کنترل تبلیغات مطبوعات و [تعیین] سخنگوى دولت مذاکره شد. آقاى [عبدالحسین] هراتى، معاونت پژوهشى آموزش و پرورش آمد. براى تقویت عقاید و فرهنگ و اخلاق دانش آموزان پیش…
18 آذر 1371
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى [مرتضی] میرباقرى، [دبیر شورای عالی جوانان] آمد. گزارش تشکیل کمیسیون هاى شوراى عالى جوانان را داد و براى بودجه و جایگاه استمداد کرد. آقاى [حسین] فولادى از نهضت آزادى آمد. اظهار اخلاص و مخالفت با ملى گر…
17 آذر 1371
ساعت سه بامداد خوابیده بودم و نزدیک ساعت هفت صبح بیدار شدم. تا ساعت نُه صبح کارهاى مانده دیشب را انجام دادم. شرکت کنندگان در سمینار آموزش سنجش از راه دور آمدند. آقاى [محمد] غرضى، [وزیر پُست و تلگراف و تلفن] و یکى از میهمانان خارجى گزارش داد…
16 آذر 1371
نمایندگان، امام جمعه و فرماندار نیشابور آمدند و براى طرح فولاد و سد و مرکز فرهنگى استمداد کردند. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. راجع به طرح ها و فروش نفت و بودجه صحبت شد. دکتر [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] آمد. موارد توافق شده …
15 آذر 1371
ساعت هفت و نیم صبح همراه [آقای بیژن نامدار زنگنه]، وزیر نیرو که به منزل آمده بود، براى بازدید به مرکز تحقیقات و دانشکده آب و برق رفتیم. مدیران توضیحات دادند. از محل ساخت مدل هاى سازه هاى آبى و چند آزمایشگاه و فضاى دانشکده بازدید کردیم. در ک…
14 آذر 1371
به آقاجلال گفتم سقف اتاق را ترمیم کنند. تا ساعت نُه و نیم صبح کارها را انجام دادم. مصاحبه اى دربارة کارهاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى نمودم. وزیر نفت آمد. گزارش اجلاس اوپک و برنامه هاى سال 1372 و پیش فروش نفت را داد. دکتر [علی اکبر] ولایتى، […
13 آذر 1371
بعد از نماز مقدارى کنار دریا قدم زدم. مقدارى وقت صرف کار کردم. مطالعه بولتن هاى هفته گذشته، قسمت اعظم وقت امروز را گرفت. به خاطر سفر یزد عقب بودم. بعد از صبحانه به دریا رفتم. مقدار زیادى وقت با جت اسکى و شنا در دریا مشغول بودم. هوا مناسب و …
12 آذر 1371
به همراه تمامى اعضای خانواده به جز یاسر به فرودگاه رفتیم و بلافاصله به سوى کیش پرواز کردیم. آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] هم بود. در راه آقاى میرزاده،گزارش وضع منطقه آزاد تجاری کیش را داد. خلبان ها آمدند و نیازهاى نهاجا [=ن…
11 آذر 1371
دکتر [رضا] ملک زاده، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] آمد. با هم به کارخانه داروپخش در جاده کرج رفتیم. در راه توضیحات داد و براى ارز تجهیزات پزشکى استمداد کرد. از فشار قوه قضاییه براى تخلیه یک واحد خوابگاه دانشجویان گفت. اول به کارخانه سا…
10 آذر 1371
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت ده صبح بخشى از کارهاى عقب مانده سه روز سفر را انجام دادم. رؤساى واحدهاى دانشگاه آزاد اسلامى آمدند. دکتر [عبدالله] جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی]، گزارش وضع موجود و برنامه آینده را داد و براى وام دان…
9 آذر 1371
بعد از نماز و مطالعه گزارش ها و صرف صبحانه، ساعت هفت و ربع با هلى کوپتر به سوى بافق پرواز کردیم. در محل معدن سنگ آهن سه چاهون فرود آمدیم. مدیران توضیح دادند. صد و سى میلیون تن ذخیره دارد که بناست براى تغلیظ به محل معدن چُغارت منتقل شود. به …
8 آذر 1371
بعد از نماز صبح گزارش ها را خواندم و جواب چند نامه را دادم. ساعت هفت و نیم صبح به سوى معدن سنگ چادرملو پرواز کردیم. تمام مسیر از یزد تا آنجا کویر خشک است و کوه هاى خشک تر. در راه، استاندار و آقاى [حسین] محلوجى توضیح مى دادند. بر فراز معدن گ…
7 آذر 1371
بعد از نماز و استحمام چمدان را بستم و با مهدى و همراهان، براى سفر به یزد به فرودگاه رفتیم. ساعت هشت و ربع رسیدیم و بلافاصله پرواز کردیم. وزیران معادن و فلزات، نیرو، پست و تلگراف و تلفن و آقایان [حمید] میرزاده، [جلیل] بشارتى، [رضا] امراللهى،…
6 آذر 1371
در خانه بودم. کار به اندازه کافى به خانه آورده بودم. ظهر هم بچه ها جمع بودند. پیش از ظهر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد. گزارش وضع بنیاد تاریخ را داد و امکانات بیشتر براى توسعه خواست. در مورد کمک گرفتن از برنامه پایان نامه نویسى دانشجویان ب…
5 آذر 1371
هوا سرد شده است. صبح زود کمى برف بارید. دیشب کمى باران آمده است. ساعت هشت در دفترم بودم. ساعت نُه صبح آقاى [عبدالحسین] وهاجى، [وزیر بازرگانی] آمد. گزارش وضع بازار را داد و از انجمن هاى اسلامى اصناف شکایت کرد و براى سفر به اروپا نظر خواست. آ…
4 آذر 1371
ساعت هفت ونیم به دفترم رسیدم. کارهاى عقب مانده انجام شد. ساعت نُه صبح براى همراهى آقای اسلام کریم اوف در ملاقات با آیت الله خامنه ای، به دفتر رهبرى رفتم؛ مذاکرات خوبى بود. میهمانان براى زیات مرقد امام رفتند و من به دفترم مراجعت کردم. قرار ب…
3 آذر 1371
ساعت هفت صبح از خانه بیرون رفتم. کارهاى عقب مانده را انجام دادم. ساعت نُه صبح براى استقبال آقاى اسلام کریم اُوف، رییس جمهور اُزبکستان، به فرودگاه رفتم. مراسم رسمى و مصاحبه انجام شد. با هم به دفترم آمدیم. در راه مذاکرات دوستانه و تعارف گونه …
2 آذر 1371
آقاى [اسدالله]کیان ارثى، نماینده فریدن اصفهان آمد. براى حوزه اش استمداد کرد و براى تأسیس کارخانه تبدیل سیب زمینى به نشاسته ارز خواست. از فشار خط راست مجلس براى برکنارى عناصر چپ از دولت یا رأى ندادن به آنها در کابینه بعدى اظهار نگرانى کرد. آ…
1 آذر 1371
از خانه به مرکز تولید تجهیزات توانبخشی هلال احمر در خیابان ولى عصر رفتیم. کارگاه تولید دست و پای مصنوعی براى معلولان و مرکز تربیت و تعلیم نیروی انسانى است. گزارش دادند و فیلمى از یک جانباز که دو دست و یک پای او قطع شده و با دست و پاى مصنوعى…