19 فبراير 1984
بعد از نماز، گزارش ها را خواندم. تازه مهمى نداشتیم. در جلسه علنى، پیش از دستور، درباره شهادت شیخ راغب حرب و ترور آقاى محتشمى و عملیات والفجر 5 صحبت کردم. در جلسه اطلاع دادند که آقاى محسن رضایى از جبهه اطلاع داده اند که لازم است با آنها تماس
18 فبراير 1984
تمام روز در خانه بودم. [مطالعه فیلمنامه] سریال شیخ فضل الله نورى را تمام کردم؛ عیب اساسى دارد. آقاى محسن رضایى از جبهه تلفن کرد و گفت برادران ارتشى آمادگى براى عملیات در موعد مقرر را ندارند. تأکید داشت که مهلت بیش از دو روز تمدید نشود. با […
17 فبراير 1984
تمام روز در خانه بودم. آقاى امامى کاشانى نمازجمعه را اقامه کردند. بیشتر وقتم صرف خواندن سناریوى فیلم حاج شیخ فضل الله نورى شد. [حوزه هنرى] سازمان تبلیغات اسلامى تهیه کرده و براى مشورت از من خواسته اند که بخوانم. اصل مشروطه را زیر سئوال برده…
16 فبراير 1984
ساعت پنج صبح با زنگ ساعت بیدار شدیم. عفت براى سفر به سوریه با خواهرش عذرا خانم، عازم فرودگاه شد. من هم بعد از نماز و فرستادن بچه ها به مدرسه به مجلس رفتم. گزارش ها را از جبهه گرفتم. معلوم شد دیشب ساعت دوازده، مرحله اول عملیات والفجر 5 در چن…
15 فبراير 1984
بعد از نماز صبح در دفترم مشغول کار شدم. مقدارى از مذاکرات جلسات شوراى انقلاب را خواندم. دکتر [عباس] شیبانى که منشى جلسات بود، به صورت مختصر یادداشت کرده است. ایشان اکنون مشغول اصلاح و تایپ آن شده است. اسناد ارزنده و متن تاریخ انقلاب است. گو…
14 فبراير 1984
صبح زود به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتیم. نیروهاى مداخله گر در لبنان شکست خورده اند و مشغول عقب نشینى هستند و مسلمانان، غرب بیروت را تصرف کرده اند. این از شکست هاى مفتضحانه تاریخى آمریکا و اسراییل و از فتوحات مهم مردمى اسلامى است. ظهر در دفتر…
13 فبراير 1984
تا ساعت هشت صبح در دفترم مطالعه مى کردم. در جلسه علنى مجلس شرکت نکردم و به آقاى یزدى [نایب رییس اول مجلس] واگذار کردم. ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. آقاى بهرامى آمد. نامه اى از سید عبدالرضا حجازى آورد که براى مسافرت به خارج، توصیه خواسته ب…
12 فبراير 1984
به جلسه علنى رفتم. قبل از دستور، درباره مقابله به مثل در زدن شهرهاى عراق صحبت کردم. لحظه صحبت من مصادف بود با آغاز شروع گلوله باران سه شهر بصره، مندلى و خانقین که با اخطارهاى قبلى از ساعت هفت صبح امروز شروع شد. اکثریت نمایندگان در تأیید این…
11 فبراير 1984
تمام روز در منزل بودم. حدود طلوع فجر، آقاى دانیالى از نخست وزیرى، تلفنى اطلاع داد که ساعت پنج و نیم صبح، عراقی ها با سه موشک به دزفول حمله کرده اند. یکى از موشک ها به بیمارستان افشار خورده است. نزدیک ساعت هفت، از صداوسیما درباره پخش خبر مشو…
10 فبراير 1984
براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه رفتم. مهمان هاى خارجى و لشکرهاى سپاه و بسیج هم آمدند. نماز فوق العاده باشکوهى بود. خطبه اى درباره آثار انقلاب و خطبه دیگر را در توضیح علت تصمیم زدن شهرهاى عراق و توضیح علل نزدن شهرها در گذشته اختصاص دادم. عصر …
9 فبراير 1984
تمام روز در خانه بودم. به علت خستگى بیش از حد، بیشتر وقتم به استراحت گذشت. احمدآقا آمدند؛ نامه یازده نفر از نمایندگان مجلس به امام را آوردند که در آن از امام خواسته بودند مانند سال 41، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن زنان را براى مجلس، تحریم نم…
8 فبراير 1984
بعد از نماز صبح تا ساعت هشت در دفترم کار کردم. در جلسه علنى، لایحه پیاده کردن اصل 49 مطرح بود؛ پیشرفتى نکردیم. موارد مشمول اصل، مهم ترین ماده قانون است. ظهر حدود 5 هزار نفر از نیروهاى [منطقه10] عازم به جبهه در مقابل مجلس آمدند. براى آنها صح…
7 فبراير 1984
صبح زود به مجلس رفتم؛ پیش از دستور درباره تأیید اخطار آقاى رییس جمهور به صدام صحبت کردم. لایحه انتخابات تمام شد و دو سئوال هم انجام گردید. ظهر در دفترم، چند ملاقات داشتم. آقاى خیر معاون وزیر نفت آمد و گفت که مى خواهد کاندیداى مجلس شود و از …
6 فبراير 1984
بعد از نماز صبح تا ساعت هشت صبح مطالعه کردم. در جلسه علنى، بحث درباره لایحه انتخابات بود. پیشرفت خوبى داشتیم. در تنفس به منظور صحبت براى جمعى از پاسداران محافظ مجلس که عازم جبهه بودند، به مقر شهید مطهرى رفتم. خیلى باحال بودند؛ مرا تحت تأثیر…
5 فبراير 1984
صبح زود به مجلس رفتم. برف زیادى باریده است. در جلسه رسمى، لایحه انتخابات مطرح بود. ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. پیش از ظهر جلسه را به آقاى خوئینى ها سپردم و در دفتر رییس جمهور در جلسه ستاد مرکزى عملیات آینده شرکت کردم. بعد از جلسه با فرما…
4 فبراير 1984
تمام روز در منزل بودم. تا ساعت نه و نیم صبح مطالعه مى کردم. جلسه شوراى سرپرستى صداوسیما تشکیل شد. بارش برف از نیمه شب گذشته تا ساعت هفت شب ادامه داشت. راجع به تبلیغات جنگ و محور تبلیغات آینده عملیات بحث شد. ماجراجویى صدام، کار اطلاع رسانى ر…
3 فبراير 1984
در اخبار ساعت هشت صبح، اعلامیه تهدید عراق خوانده شد؛ ولى به امضاى [آقاى میرحسین موسوى] نخست وزیر به جاى شوراى عالى دفاع. از رییس جمهور علت را پرسیدم. معلوم شد نخست وزیر، بدون هماهنگى اقدام کرده است. اصل اعلامیه خوب است. اگر از طرف شوراى عال…
2 فبراير 1984
صبح زود از جبهه اطلاع گرفتم. وضع به همان صورت دیشب بود. مشغول احداث جاده براى رساندن تدارکات و نیرو هستند. در جلسه علنى مجلس، لایحه انتخابات در دستور بود. ساعت ده صبح بعد از تنفس، مهمانان دهه فجر آمدند. یک ساعت عملکرد مجلس را تماشا کردند و …
1 فبراير 1984
تا ساعت سه بعد از ظهر، در خانه ماندم. قرار بود، شب در خانه مهمان داشته باشیم. به خاطر اینکه عفت دعوت داشت که شب در جلسه مهمانان خارجى دهه فجر شرکت کند، تصمیم گرفتم از مهمانان - که جلسه سران قوا است - در مجلس پذیرایى کنم. خاطرات عقب افتاده چ…
31 يناير 1984
قبل از دستور، در جلسه علنى درباره دهه فجر و ورود امام به ایران از پاریس صحبت کردم. لایحه انتخابات در دستور بود. مشکلى درباره تصویب ماده اى در شرایط هیأت اجرایى [انتخابات] - که با پیشنهادى به تصویب رسیده بود - داشتیم که آیین نامه [داخلى مجلس…
30 يناير 1984
بعد از نماز صبح به دفتر رییس جمهور رفتم. ستاد عملیات آینده - خیبر - جلسه داشت. موضوع بحث، امکان اطلاع دشمن از منطقه عملیاتى بود. مصاحبه مقامات نظامى عراق، چنین احتمالى را پیش آورده است. براى حفاظت اطلاعات و برنامه عملیات، تصمیماتى اتخاذ شد.…
29 يناير 1984
صبح زود به مجلس رفتم. برف مى بارید. نصف جلسه را اداره کردم و ادامه آن را به آقاى [موسوى] خوئینى ها [نایب رییس دوم مجلس] سپردم و به دفترم آمدم. کارهاى ادارى را انجام دادم. ظهر چند ملاقات داشتم. آقاى کورانى از لبنان آمد و براى مجاهدان لبنان ک…
28 يناير 1984
تا ساعت نه صبح در خانه درباره تبعیض نژادى - براى استفاده در خطبه هاى آینده - مطالعه مى کردم. جلسه شوراى سرپرستى صداوسیما تشکیل شد. مقدارى مذاکره کردیم و در بین جلسه خدمت امام رفتم. براى خانم صبور اردوبادى - مدعى داشتن پیام امام زمان(عج) برا…
27 يناير 1984
تمام روز در خانه بودم. آقاى مهدوى کنى نمازجمعه را اقامه کردند. بیشتر وقتم به استراحت و مطالعه گذشت. عصر آقایان رحیمیان و مهرى و... که کار تکمیل «کلید قرآن» را به عهده گرفته اند، آمدند. شیوه کارشان را نمى پسندم؛ مقدارى بحث شد. قرار شد تغییر …
26 يناير 1984
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. نهضت مردم مراکش، خبر اول دنیا است. بحث جلسه علنى هم لایحه انتخابات بود. ظهر آقاى [محمد غرضى] وزیر نفت آمد و راجع به مقدار استخراج و فروش نفت صحبت شد. تأکید کردم که باید تلاش کنیم، بیست وچهار میلیارد…
25 يناير 1984
در خانه ماندم. بیشتر به مطالعه و نوشتن خاطرات گذراندم. آقاى [سیدرضا] زواره اى تلفنى صحبت کرد. از اینکه جمعى از نمایندگان رسماً عزل ایشان را از شوراى سرپرستى صداوسیما درخواست کرده اند، نگران بود. هیجده نفر [از نمایندگان مجلس]، نامه اى امضا ک…
24 يناير 1984
بعضى از خبرگزاری ها از شروع حرکت اسلامى وسیع در مراکش علیه ملک حسن خبر مى دهند. با توجه به نهضت اسلامى مردم تونس، گسترش این موج اسلامى در غرب و شمال آفریقا جالب و امیدوار کننده است. صدها شهید داشته اند و ملک حسن در تلویزیون با ارایه اعلامیه…
23 يناير 1984
گزارش ها را پیش از رفتن به جلسه علنى خواندم. وزیر امور خارجه آمریکا، تهدید به عملیات پیشگیرانه در مورد عملیات هواپیماهاى انتحارى مهاجم به نیروهایشان (خیالى) کرده است. با آقاى رییس جمهور مشورت کردم که در این مورد، ما هم اظهارى بکنیم و آنها ر…
22 يناير 1984
تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم؛ پاسدارها براى صبحانه حلیم گرفته بودند. در جلسه علنى، بحث در لایحه انتخابات بود. بعد از تنفس براى انجام کارها و امضاى احکام کارمندان مجلس به دفترم آمدم. از آقاى مهدوى کنى خواستم که نمازجمعه آینده را اقامه ک…
21 يناير 1984
پیش از ظهر در خانه بودم. قرار بود مطابق معمول، جلسه شوراى سرپرستى صداوسیما داشته باشیم؛ چون اعضاى دیگر براى افتتاح فرستنده هشتصد کیلوواتى جزیره کیش به همراه رییس جمهور به آنجا رفته بودند، جلسه تشکیل نشد و من وقت خواندن گزارش ها را پیدا کردم…