خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 11:13کد خبر26749

در اخبار ساعت هشت صبح، اعلامیه تهدید عراق خوانده شد؛ ولى به امضاى [آقاى میرحسین موسوى] نخست وزیر به جاى شوراى عالى دفاع. از رییس جمهور علت را پرسیدم. معلوم شد نخست وزیر، بدون هماهنگى اقدام کرده است. اصل اعلامیه خوب است. اگر از طرف شوراى عالى دفاع

در اخبار ساعت هشت صبح، اعلامیه تهدید عراق خوانده شد؛ ولى به امضاى [آقاى میرحسین موسوى] نخست وزیر به جاى شوراى عالى دفاع. از رییس جمهور علت را پرسیدم. معلوم شد نخست وزیر، بدون هماهنگى اقدام کرده است. اصل اعلامیه خوب است. اگر از طرف شوراى عالى دفاع صادر مى شد، بهتر مى بود.

تمام امروز در خانه ماندم. کسالت داشتم. قرصى خوردم که خواب آور بود و چندین ساعت پیش از ظهر و بعد از ظهر خوابیدم. اول شب خانم دکتر لى - پزشک طب سوزنى - آمد. لیستى از مهماتى که کره جنوبى حاضر است به ما بفروشد، آورده بود. گفتم به وزارت دفاع مراجعه کند. در سال اول انقلاب، وقتى که در حادثه سوء قصد در بیمارستان شهدا[ى تجریش] بسترى بودم و او در بیمارستان کار مى کرد، با خانواده ما آشنا شده است. سپس احمدآقا آمد. درباره جنگ و عکس العمل ما در برابر موشک پرانى احتمالى عراق و زدن بصره و مراکز صنعتى عراق مذاکره کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا