ترامپ، خیابان ایران و سیاست معامله؛ دموکراسی تا کجا اهمیت دارد؟

خواندن
5 دقیقه
-یکشنبه 1404/10/21 - 00:30
کد خبر24228
Trump - Khamenei

در حالی‌ که خیابان ایران همچنان ناآرام است، فشار امنیتی تشدید شده و هم‌زمان کانال‌های دیپلماتیک پنهان فعال مانده‌اند؛ تقاطع اعتراض، سرکوب و معامله بار دیگر این پرسش را پیش می‌کشد که در سیاست قدرت، دموکراسی تا کجا اهمیت دارد؟

به‌نظر می‌رسد با افزایش فشار میدانی و ارتقای سطح مواجهه امنیتی از «امنیت عمومی» به «امنیت ملی و بقا‌ی نظام»، هم‌زمان با تحرکات فشرده دیپلماتیک از مذاکرات پنهان تا رفت‌وآمدهای آشکار، از جمله حضور امروز وزیر امور خارجه عمان در تهران وسعت و حجم تجمعات خیابانی کاهش یافته است؛ کاهشی نسبی، نه توقف کامل.

بررسی ویدیوها و شواهد میدانی نشان می‌دهد که تا این مرحله، سپاه و ارتش به‌عنوان نیروهای نظامی کلاسیک، با لباس رسمی و آشکار، وارد میدان درگیری‌های شهری نشده‌اند. این غیبت هدفمند، عملاً اعتراضات را در سطح «انتظامی–امنیتی» نگه داشته و از تغییر برچسب آن به «درگیری نظامی» جلوگیری کرده است.

این تاکتیک حاکی از آنست که اگر در سناریوی تشدید بحران، حمله‌ای از سوی معترضان به مراکز نظامی یا امنیتی رخ دهد، آنگاه ورود نیروهای نظامی نه در قالب «کنترل اعتراض»، بلکه در چارچوب «دفاع مشروع از مراکز حیاتی» توجیه‌پذیر خواهد بود. این همان الگوی آزموده‌شده‌ای است که در اعتراضات ۱۴۰۱ نیز به‌کار گرفته شد.

نباید فراموش کرد که در اوج اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، ایالات متحده در حالی که به‌صورت علنی از معترضان حمایت می‌کرد و مواضع تند سیاسی اتخاذ شده بود به‌طور هم‌زمان درگیر مذاکراتی غیرعلنی، اطلاعاتی و امنیتی با جمهوری اسلامی بود؛ مذاکراتی که نهایتاً به آزادی برخی زندانیان و آزادسازی بخشی از منابع مالی بلوکه‌شده ایران انجامید، هرچند دولت وقت آمریکا بعدتر کوشید نقش و ابعاد این توافق را کمرنگ یا تکذیب کند.

نقش دولت عمان در آن مقطع، به‌ویژه در مهر ۱۴۰۱، تعیین‌کننده بود؛ نقشی که امروز نیز نشانه‌های بازتولید آن در حال ظهور است و نمی‌توان آن را صرفاً تصادفی یا تشریفاتی تلقی کرد.

 واقع‌بینی اقتضا می‌کند پذیرفته شود که حجم بسیار گسترده‌ای از مردم به خیابان آمدند و صحنه‌هایی خلق شد که از نظر جسارت، گستره جغرافیایی، و جنس شعارها، کم‌سابقه یا حتی بی‌بدیل بود. شکل اعتراض، نوع سازماندهی، و عبور از خطوط قرمز پیشین، همگی حامل پیام‌های جدی بوده و هستند.

اما این تمام واقعیت نیست و تحلیل یک‌سویه، به خطای محاسباتی می‌انجامد.

 در سوی مقابل، جمهوری اسلامی نیز مطابق تجربه تاریخی خود با تمام ظرفیت‌های امنیتی، اطلاعاتی و سخت، از «تمامیت ساختار قدرت» دفاع می‌کند. سطوح امنیتی هنوز به نقطه نهایی نرسیده‌اند و سابقه رفتاری نشان می‌دهد که در صورت تشخیص تهدید وجودی، استفاده از خشن‌ترین تاکتیک‌ها دور از انتظار نخواهد بود.

سکوت معنادار نهادهای دولتی، شخص رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان و معاون اول او، بیش از آنکه نشانه بی‌خبری باشد، می‌تواند مؤید واگذاری میدان تصمیم‌گیری به نهادهای امنیتی – فرا دولتی باشد. این وضعیت، سناریوی حرکت خزنده به‌سمت نوعی «حکومت نظامی» را تقویت می‌کند؛ وضعیتی که نمونه مینیاتوری آن، پیش‌تر در اظهارات سردار حسین یکتا عضو شورای مرکزی قرارگاه عمار در صدا و سیمای جمهوری اسلامی بازتاب یافت. هرچند حکومت نظامی به‌طور رسمی اعلام نشد، اما هشدارهای علنی درباره عدم حضور شهروندان در خیابان‌ها، آن هم از تنها رسانه در دسترس عمومی، عملاً کارکردی مشابه داشت.

قطع اینترنت و انسداد ارتباطات، در کوتاه‌مدت به کنترل نسبی میدان و مهار گردش آزاد اطلاعات کمک کرده است. از همین رو، بعید به‌نظر می‌رسد در روزهای آینده شاهد بازگشت پایدار اینترنت و ارتباطات آزاد باشیم؛ مگر آنکه تغییری معنادار در موازنه سیاسی یا امنیتی رخ دهد.

احتمال وقوع درگیری نظامی یا حمله خارجی همچنان یکی از سناریوهای جدی روی میز است؛ با این حال، اگر چنین رخدادی اتفاق بیفتد، «نوع»، «دامنه» و «سطح» آن تعیین‌کننده خواهد بود از یک اقدام محدود و بازدارنده تا سناریویی پرهزینه و منطقه‌ای.

آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه پایان اعتراضات است و نه استقرار ثبات؛ خیابان همچنان زنده است و حضور مردم هرچند با فراز و فرود ادامه دارد. کاهش یا پراکندگی مقطعی تجمعات، به‌معنای عقب‌نشینی اجتماعی نیست، بلکه بیش از هر چیز بازتاب فشار امنیتی، قطع ارتباطات و تغییر تاکتیک‌های میدانی است.

هم‌زمان، باید با نگاهی واقع‌بینانه پذیرفت که فضای سیاسی–امنیتی کشور مستعد هرگونه معامله، بده‌بستان و توافق پشت‌پرده است؛ چه در سطح داخلی و چه در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی. تجربه‌های پیشین نشان داده‌اند که اعتراضات خیابانی لزوماً مانع گفت‌وگو و معامله در سطوح بالا نمی‌شوند بلکه گاه خود به اهرمی برای تسریع آن تبدیل می‌شوند و نمیتوان نقش «سازمان اطلاعات خارجی و نهضت‌‌ها» ی وزارت اطلاعات و سایر نهادهای اطلاعاتی - دیپلماتیک را نادیده گرفت.

در این میان، نقش ایالات متحده و شخص دونالد ترامپ کلیدی است. ترامپ بارها نشان داده که منافع سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود را بر هر اصل دیگر دموکراسی و حقوق بشر مقدم می‌داند؛ نه‌تنها در قبال ایران، بلکه در مواجهه با متحدان سنتی آمریکا نیز همین بوده. شواهد رفتاری او نشان می‌دهد که اگر معامله‌ای «سودمند» تشخیص داده شود، حمایت لفظی از اعتراضات یا ارزش‌های دموکراتیک، به‌سادگی قابل چشم‌پوشی است چنان‌که تا همین‌جا نیز بارها چنین شده است.

از این رو، هم‌زمانی خیابانِ ناآرام با اتاق‌های مذاکره آرام، نه تناقض است و نه استثناء؛ بلکه بخشی از الگوی تکرارشونده سیاست در قبال ایران است. خیابان می‌جوشد، فشار امنیتی بالا می‌رود، و در همان حال، کانال‌های مذاکره آشکار یا پنهان و امنیتی باز می‌مانند.

جامعه امروز ایران در نقطه‌ای ایستاده که مسیر آینده‌اش می‌تواند به یکی از این سه سمت متمایل شود:

۱) معامله‌ در بالا و مدیریت بحران،

۲) تشدید سرکوب با اتکا به هزینه‌سازی امنیتی و انزوای خبری،

۳) یا رخدادی پیش‌بینی‌ناپذیر که معادلات موجود را ناگهان برهم بزند.

آنچه قطعی است، اینست که نه خیابان از معادله حذف شده و نه سیاستِ معامله‌محور از دستور کار بازیگران اصلی کنار رفته است. آینده، حاصل برهم‌کنش این دو میدان خواهد بود؛ میدانی که هنوز باز است و بسته نشده و بازیگران همه طرف‌ها بشدت در حال کارند و ایران شلوغ‌ترین روزهای تاریخی خود را در نیم قرن اخیر بر سر معامله روی خود تجربه میکند.

توجه داشته باشید اینترنت و جریان ارتباطات همچنان به‌شدت مختل یا قطع است. بدیهی است که تحلیل بدون داده کامل، همواره با خطا همراه است؛ با این حال، گاه باید نوشت تا برخی الگوها و تجربه‌های تاریخی از حافظه جمعی حذف نشوند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام
باید خواند